پیشبینی تورم ۱۴۰۵؛ چرا ایران میتواند از ابرتورم فرار کند؟
با توقف حرکت مار آناکوندای غولپیکر در قالب رشد پایه پولی، ابتدا نقدینگی کنترل میشود و سپس تورم با یک وقفه زمانی مجبور است عقبنشینی کند. مزیت بزرگ ایران نسبت به ترکیه این است که با فشار ارزی واردات انرژی روبهرو نیست
فرارو- وقتی سرنوشت مذاکرات اسلامآباد و تنگه هرمز مشخص شد، تازه باید به جنگ تورم نقطه به نقطه ٧٢ درصدی برویم که مطابق بعضی پیشبینیها ممکن است تا ١٢۴ درصد هم پیش برود.
به گزارش فرارو؛ برای درک اهمیت این نبرد لازم نیست حتما فارغالتحصیل رشته اقتصاد باشیم. کافی است یکبار برای خرید کالاهای اساسی به سوپرمارکت و فروشگاه زنجیرهای برویم یا به تعمیر لوازم منزل نیاز پیدا کنیم. این روزها اعداد و ارقام کاملا بیپروا و با گستاخی هرچه تمامتر سخن میگویند. پس طبیعی است دستهای از مردم احساس ناخوشایندی داشته باشند و گروهی از کارشناسان نیز پیشبینی خود درباره آینده را با لحن آمیخته به بدبینی انجام دهند اما مقایسه روند تورم ایران با آنچه که همین چند سال اخیر در کشوری مانند ترکیه رخ داد، باعث میشود روزنههای نور از زیر در را ببینیم. میپرسید چطوری؟ اگر صبر و حوصله به خرج دهید بیشتر توضیح میدهیم.
پیشبینی تورم ۱۴۰۵؛ سناریوهای پیشروی اقتصاد ایران چیست؟
برای اینکه بفهمیم تورم در نیمه اول سال ۱۴۰۵ ممکن است چه راهی در پیش بگیرد، باید به نمودارها و اعداد نگاهی واقعبینانه بیندازیم. اقتصاد، زبان ریاضیات است و ریاضیات هم احساسات سرش نمیشود. بر اساس دادههای موجود، سناریوهای پیش روی ما برای پیشبینی تورم ۱۴۰۵ را میتوان در سه دسته کلی طبقهبندی کرد که هر کدام شرایط خاص خود را دارند.
اولین سناریو را بر اساس حصول توافق تصور میکنیم. در این حالت خوشبینانه با فرض به نتیجه رسیدن مذاکرات و پایان قطعی جنگ، پیشبینی میشود تورم در کانال ۴۹ درصد توقف کند. این بهترین حالت ممکن است که هم به لحاظ روانی و هم به لحاظ عملیاتی از فشارهای جانبی بر بازار میکاهد.
سناریوی دوم را بهعنوان شرایط «نه جنگ، نه صلح» میشناسیم. این وضعیتی است که فعلاً با آن دست و پنجه نرم میکنیم؛ شرایطی که مذاکرات در جریان است اما نتیجه ملموسی ندارد. تورم نقطه به نقطه را در این سناریو ۶۷ درصد پیشبینی میکنیم. یعنی همچنان در یک وضعیت کشدار و فرسایشی باقی خواهیم ماند که نه آنقدر آرام است که به ثبات برسیم و نه آنقدر بحرانی که به درگیری مجدد ختم شود.
سناریوی سوم که بدترین حالت به حساب میآید در صورت تداوم جنگ رخ میدهد. اگر درگیریها از سر گرفته شود و زنجیرههای تأمین و صادرات بیش از پیش آسیب ببینند، ورود به کانال ۱۲۳ درصد دور از انتظار نیست. ابرتورم، تنها در این صورت از دل تئوریهای اقتصادی بیرون میآید و به واقعیت ملموس تبدیل میشود.
با فرض به نتیجه رسیدن مذاکرات و پایان قطعی جنگ، پیشبینی میشود تورم در کانال ۴۹ درصد توقف کند
نوسانات دلار و تأثیر آن بر تورم ۱۴۰۵؛ آیا ارزانی در راه است؟
یکی از سوالات کلیدی مردم درباره قیمت دلار است. از زمان شروع تنشها در اسفند ۱۴۰۴ تا امروز که در ابتدای اردیبهشت ۱۴۰۵ هستیم، دلار در کانال ۱۵۰ تا ۱۶۰ هزار تومان پرسه زده است. با این حال مجبوریم این عدد را قیمت کف بازار در نظر بگیریم!
به دلیل محدودیتهای ناشی از جنگ، واردات عملا متوقف یا بسیار دشوار شده است. همین موضوع باعث شده کالاهای وارداتی در بازار، با دلار بالای ۲۰۰ هزار تومان قیمتگذاری شوند. این یعنی بخشی از افزایش قیمتها را همین حالا هم پیشخور کردهایم. حالا فرض کنید جنگ تمام شود یا حتی شاهد آتشبس پایدار باشیم. آیا دلار ارزان میشود؟ احتمالا نه.
اگر واردات دوباره جریان پیدا کند، تقاضا برای ارز بالا میرود تا کالاهای انبار شده و ثبت سفارشهای معطلمانده را پوشش دهد. این افزایش تقاضا قادر است قیمت دلار را به سمت مرز ۲۰۰ هزار تومان هل بدهد. پس اگر بخواهیم با هم صادق باشیم باید بگوییم انتظار برای بازگشت قیمتها به سطوح گذشته نابجاست ولی هنوز میتوان جلوی سرعت تورم را گرفت تا دچار «ابرتورم» نشویم.
مقایسه تورم ایران و ترکیه؛ آیا ایران دچار سرنوشتی مشابه ونزوئلا میشود؟
بعضیها با دیدن تورم ٧٢ درصدی نگران شدند که نکند ایران هم به سرنوشت کشورهایی مثل ترکیه یا حتی ونزوئلا (از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸) دچار شود. برای ورود به این بحث ابتدا باید روی این نکته توافق کنیم که جنس تورم ما و ترکیه از زمین تا آسمان متفاوت است.
ترکیه، کشوری است که منابع انرژی ندارد. آنها برای چرخاندن چرخ کارخانهها و گرم کردن خانههایشان، مجبور به واردات انرژی هستند. وقتی سیاستهای پولی در این کشور دچار اشتباه شد، ارزش لیر سقوط کرد و چون باید انرژی و مواد اولیه را با دلار گرانتری میخریدند، تورم به شکل وحشتناکی جهش پیدا کرد. در واقع ترکیه گرفتار یک اقتصاد «وارداتمحور» است به همین دلیل شوک ارزی در آنجا، بلافاصله تبدیل به تورم میشود.
ایران در موقعیت متفاوتی قرار دارد. ما صاحب نفت، گاز، سنگآهن و پتروشیمی هستیم و برای تأمین انرژی به دنیای بیرون وابستگی نداریم. پس چرا تورم داریم؟ چون موتور اصلی تورم در ایران عواملی مثل کسری بودجه مزمن، اضافه برداشت بانکها و ناترازی ترازنامهها است.
در اقتصاد ایران، دلار میتواند شتابدهنده تورم باشد. به این معنی که خود تورم در ماشین چاپ پول تولید میشود و دلار فقط بنزین روی آتش به حساب میآید. این همان جایی است که بارقههای نور در تاریکی خودنمایی میکنند!
انتظار برای بازگشت قیمتها به سطوح گذشته نابجاست ولی هنوز میتوان جلوی سرعت تورم را گرفت تا دچار «ابرتورم» نشویم
روزنههای امید؛ آیا مهار تورم ۱۴۰۵ و اصلاح وضعیت اقتصادی ممکن است؟
اگر تورم ایران مثل ترکیه از کمبود منابع سرچشمه میگرفت، اصلاح روند اقتصادی سخت میشد ولی اگر دولت و نهادهای سیاستگذار تصمیم بگیرند انضباط مالی را جایگزین چاپ پول کنند، اگر کسری بودجه از مسیر فروش اوراق (به جای استقراض از بانک مرکزی) اصلاح شود و اگر بانکهای ناتراز مجبور به فروش داراییهای مازاد خود شوند، روند رشد پایه پولی قابل مهار به نظر میرسد.
با توقف حرکت این مار آناکوندای غولپیکر، نقدینگی هم کنترل میشود و در نهایت، تورم با یک وقفه زمانی مجبور است عقبنشینی کند. مزیت بزرگ ایران نسبت به ترکیه این است که با فشار ارزی واردات انرژی روبهرو نیستیم و با اصلاحات ساختاری در بودجه و شبکه بانکی، قدرت بیشتری برای مهار تورم نسبت به ترکیه خواهیم داشت.
عملیات عبور از تورم؛ راهکارهای عملی برای اصلاح وضعیت اقتصادی
برای اینکه از سناریوی تلخ تورم ۱۲۳ درصدی فاصله بگیریم نیازمند جراحی هستیم. این جراحی دردناک است، اما کاملا لازم و ضروری به نظر میرسد. سه گام حیاتی برای عبور از این بحران وجود دارد.
- واقعیسازی یارانههای انرژی: ادامه وضعیت فعلی، ناترازی انرژی را عمیقتر میکند. با اصلاح تدریجی و هدفمند میتوانیم هم جلوی هدررفت منابع را بگیریم و هم منابع جدیدی برای توسعه کشور ایجاد کنیم.
- اصلاح ترازنامه بانکها: بسیاری از بانکهای ایرانی درگیر بنگاهداری و خلق پول بیپشتوانه هستند. تا زمانی که این غده سرطانی جراحی نشود، نباید انتظار داشت ریشه تورم خشک شود. فروش داراییهای مازاد بانکها یکی از راهکارهای فوری است.
- توقف خلق اعتبار بیپشتوانه: این قسمت را قلب تورم ایران در نظر بگیرید. انضباط مالی یعنی توقف چاپ پول بیپشتوانه. شاید این حرف در شرایط جنگی دشوار به نظر برسد اما تجربه بسیاری از کشورها نشان داده که اتفاقاً در دوران بحران، بالا بردن میزان حساسیت و وسواس در مورد انضباط مالی تنها راه بقاست.
تورم ۷۲ درصدی شاید ترسناک به نظر برسد اما بیشتر از همه باید نشانه یک بیماری درمانپذیر در نظر گرفته شود که جنگ و دلار تنها میتوانند سرعت گسترشش را تغییر دهند.