ترنج

ابرتورم چیست، چگونه به وجود می آید و چگونه پایان می یابد؟

۱۷ مطلب

فرارو- وقتی قیمت کالاها به‌قدری سریع تغییر می‌کند که مردم دیگر نمی‌توانند برای فردای خود برنامه‌ریزی کنند، اقتصاد وارد مرحله‌ای فراتر از تورم عادی می‌شود؛ مرحله‌ای که اقتصاددانان آن را «ابرتورم» می‌نامند. در این وضعیت، پول ملی با سرعت ارزش خود را از دست می‌دهد، خانوارها برای حفظ قدرت خریدشان به ارزهای خارجی، طلا، کالا و دارایی‌های واقعی پناه می‌برند و بازارها از کارکرد معمول خود فاصله می‌گیرند.

ابرتورم به افزایش بسیار شدید و شتابان سطح عمومی قیمت‌ها گفته می‌شود؛ روندی که در آن افزایش قیمت‌ها دیگر ماهانه یا سالانه قابل پیش‌بینی نیست و می‌تواند در بازه‌های چندروزه یا حتی روزانه رخ دهد. تعریف مشهور فیلیپ کیگن، اقتصاددان آمریکایی، ابرتورم را زمانی می‌داند که نرخ تورم ماهانه از ۵۰ درصد عبور کند و تا زمانی ادامه یابد که این نرخ برای دست‌کم یک سال زیر این سطح باقی بماند.

ابرتورم چه تفاوتی با تورم دارد؟

تورم در سطح معمول، به معنای افزایش تدریجی و مداوم قیمت کالاها و خدمات است. در تورم عادی، مردم هنوز می‌توانند درآمد، هزینه، پس‌انداز و برنامه خرید خود را بر مبنای پول ملی تنظیم کنند، هرچند قدرت خریدشان کاهش پیدا می‌کند.

اما در ابرتورم، پول کارکرد اصلی خود را به‌عنوان وسیله مبادله و ذخیره ارزش از دست می‌دهد. فروشنده نمی‌داند کالایی را که امروز می‌فروشد، فردا با چه قیمتی باید جایگزین کند. کارگر یا کارمند می‌کوشد دستمزد خود را بلافاصله خرج کند، زیرا نگه‌داشتن پول نقد به معنای از دست دادن بخشی از قدرت خرید است. پس‌انداز ریالی یا پولی خانوارها نیز در مدت کوتاهی بی‌ارزش می‌شود.

در چنین شرایطی، قیمت‌ها معمولاً سریع‌تر از رشد نقدینگی بالا می‌روند؛ زیرا مردم دیگر تمایلی به نگهداری پول داخلی ندارند و به محض دریافت آن، برای خرید کالا، ارز، طلا، مسکن یا هر دارایی دیگری که ارزشش را حفظ کند، اقدام می‌کنند. همین رفتار، سرعت گردش پول را افزایش می‌دهد و به موج بعدی رشد قیمت‌ها دامن می‌زند.

چرخه‌ای که ابرتورم می‌سازد

در اغلب تجربه‌های تاریخی، ابرتورم از یک چرخه معیوب آغاز شده است: دولت با کسری بودجه روبه‌رو می‌شود، اما توان افزایش مالیات یا استقراض پایدار را ندارد. در نتیجه، برای تأمین هزینه‌های خود به منابع بانک مرکزی و خلق پول متوسل می‌شود.

افزایش پول بدون آنکه تولید کالا و خدمات به همان اندازه رشد کرده باشد، فشار تورمی ایجاد می‌کند. با بالا رفتن تورم، هزینه‌های دولت نیز بیشتر می‌شود و درآمدهای مالیاتی، به دلیل فاصله زمانی میان تعیین، وصول و دریافت مالیات، ارزش واقعی خود را از دست می‌دهد. دولت برای جبران این فاصله بار دیگر پول بیشتری خلق می‌کند و چرخه شتاب می‌گیرد.

این روند تنها یک مسئله حسابداری یا پولی نیست. زمانی که مردم باور کنند پول ملی در آینده نیز ارزش خود را از دست خواهد داد، رفتارشان تغییر می‌کند. خانوارها پس‌انداز نقدی را کاهش می‌دهند، فروشندگان قیمت‌ها را با حاشیه احتیاط بالا تعیین می‌کنند، صاحبان سرمایه منابع خود را به دارایی‌های امن‌تر منتقل می‌کنند و تقاضا برای ارزهای خارجی افزایش می‌یابد. در نتیجه، بحران اعتماد به موتور اصلی ابرتورم تبدیل می‌شود.

جنگ، تحریم و شوک عرضه

کسری بودجه و رشد نقدینگی از عوامل مهم ابرتورم‌اند، اما معمولاً به‌تنهایی کافی نیستند. جنگ، فروپاشی سیاسی، کاهش شدید درآمدهای صادراتی، تحریم‌های گسترده، اختلال در تولید و تجارت، بحران بانکی یا سقوط توان دولت برای دریافت مالیات می‌توانند زمینه را برای جهش تورمی فراهم کنند.

شوک عرضه نیز نقش مهمی دارد. اگر تولید داخلی کاهش یابد، واردات دشوار شود یا دسترسی به مواد اولیه و کالاهای ضروری محدود شود، حجم کالا در بازار پایین می‌آید؛ اما تقاضا و نقدینگی پابرجا می‌ماند. نتیجه این عدم‌تعادل، جهش قیمت‌هاست. اگر دولت در واکنش به فشارهای اجتماعی و بودجه‌ای، خلق پول را افزایش دهد، شوک عرضه می‌تواند به بحران پولی و در نهایت ابرتورم تبدیل شود.

زندگی در ابرتورم چگونه است؟

در اقتصاد ابرتورمی، قیمت یک کالا ممکن است در فاصله صبح تا عصر تغییر کند. فروشنده‌ها از فروش نسیه پرهیز می‌کنند یا قیمت کالا را با نرخ ارز و تورم مورد انتظار تنظیم می‌کنند. قراردادهای اجاره، دستمزد، وام و خریدوفروش بلندمدت اعتبار خود را از دست می‌دهند، زیرا هیچ‌کس نمی‌تواند ارزش پول را در آینده پیش‌بینی کند.

یکی از پیامدهای مهم ابرتورم، تغییر توزیع ثروت است. کسانی که دارایی نقدی، حقوق ثابت یا پس‌انداز پولی دارند، معمولاً بیشترین زیان را می‌بینند. در مقابل، افرادی که بدهی با نرخ ثابت دارند یا دارایی‌هایی مانند زمین، طلا، ارز و کالا در اختیار دارند، ممکن است در کوتاه‌مدت کمتر آسیب ببینند یا حتی منتفع شوند.

ابرتورم همچنین سرمایه‌گذاری مولد را تضعیف می‌کند. در فضایی که قیمت مواد اولیه، نرخ ارز، هزینه دستمزد و تقاضای بازار دائماً در حال تغییر است، بنگاه‌ها نمی‌توانند برای تولید و توسعه برنامه‌ریزی کنند. اقتصاد به جای تولید، به سمت خریدوفروش کوتاه‌مدت، سفته‌بازی و جابه‌جایی سریع پول میان بازارهای ارز، طلا، خودرو، مسکن و بورس حرکت می‌کند.

تجربه آلمان؛ پولی که هر روز بی‌ارزش‌تر می‌شد

ابرتورم آلمان پس از جنگ جهانی اول، یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های تاریخی است. دولت آلمان با هزینه‌های جنگ، غرامت‌های سنگین و کسری بودجه گسترده روبه‌رو بود و برای تأمین مخارج خود به انتشار پول روی آورد. در سال ۱۹۲۳، ارزش مارک آلمان با سرعتی بی‌سابقه سقوط کرد و قیمت‌ها گاهی در فاصله چند روز چند برابر می‌شدند.

در اوج بحران، بسیاری از کارگران دستمزد خود را دو بار در روز دریافت می‌کردند تا پیش از افت دوباره ارزش پول، بتوانند کالاهای ضروری بخرند. اسکناس‌ها آن‌قدر فراوان و کم‌ارزش شده بودند که حمل آن‌ها با چرخ‌دستی انجام می‌شد.

بحران آلمان زمانی مهار شد که دولت هم‌زمان اصلاح پولی و مالی را اجرا کرد: واحد پول جدیدی با نام رنتن‌مارک معرفی شد، سیاست خلق پول محدود شد و دولت برای کاهش کسری بودجه و بازسازی اعتماد عمومی اقدام کرد. این تجربه نشان می‌دهد تغییر نام پول یا حذف صفرها به‌تنهایی درمان ابرتورم نیست؛ آنچه اهمیت دارد، باورپذیر شدن توقف خلق پول و اصلاح پایدار بودجه دولت است.

از مجارستان تا زیمبابوه

مجارستان پس از جنگ جهانی دوم شدیدترین ابرتورم ثبت‌شده در تاریخ مدرن را تجربه کرد. در تابستان ۱۹۴۶، قیمت‌ها چنان سرعتی داشتند که در برخی برآوردها، هر روز بیش از سه برابر می‌شدند. بزرگ‌ترین اسکناس منتشرشده در این کشور ۱۰۰ کوینتیلیون پنگو بود؛ رقمی با ۲۰ صفر.

زیمبابوه نیز در دهه ۲۰۰۰ به نماد ابرتورم تبدیل شد. کاهش تولید، بحران سیاسی، افت درآمدهای ارزی و استفاده گسترده از چاپ پول برای تأمین هزینه‌های دولت، ارزش دلار زیمبابوه را به‌شدت کاهش داد. در نهایت، اسکناس‌هایی با ارزش اسمی ۱۰۰ تریلیون دلار زیمبابوه منتشر شد؛ اما این اسکناس‌ها نیز نتوانستند بحران اعتماد و سقوط ارزش پول را متوقف کنند.

ونزوئلا هم در سال‌های پایانی دهه ۲۰۱۰ با تورم‌های بسیار بالا، سقوط ارزش بولیوار، کاهش تولید نفت و دشواری تأمین کالاهای اساسی مواجه شد. در هر سه نمونه، مسئله فقط افزایش حجم پول نبود؛ فروپاشی اعتماد، تضعیف ظرفیت تولید و کاهش دسترسی دولت به منابع پایدار درآمد نیز نقش تعیین‌کننده داشت.

ابرتورم چگونه پایان می‌یابد؟

مهار ابرتورم معمولاً به یک بسته هم‌زمان از اصلاحات نیاز دارد. توقف خلق پول برای پوشش کسری بودجه، افزایش انضباط مالی، اصلاح درآمدها و هزینه‌های دولت، تقویت استقلال و اعتبار بانک مرکزی، احیای تولید و بازسازی اعتماد عمومی از عناصر اصلی چنین برنامه‌ای هستند.

تغییر واحد پول، حذف صفر یا انتشار اسکناس‌های جدید ممکن است اجرای مبادلات را ساده‌تر کند، اما اگر ریشه بحران؛ یعنی کسری بودجه مزمن، بی‌ثباتی پولی و بی‌اعتمادی عمومی، باقی بماند، پول جدید نیز در معرض همان سرنوشت قرار می‌گیرد.

درس تجربه‌های تاریخی روشن است: ابرتورم زمانی پایان می‌یابد که مردم مطمئن شوند دولت دیگر برای تأمین هزینه‌های خود به کاهش ارزش پول ملی متوسل نخواهد شد. بدون بازگشت این اعتماد، حتی سخت‌گیرانه‌ترین تصمیم‌های پولی نیز اثر ماندگار نخواهند داشت.

  • یک اقتصاددان معتقد است این‌که برخی می‌گویند وقوع ابرتورم مثل سیل و بهمن است و همه را می‌برد را لزوماً نمی‌توان مصداق سیل و بهمن دانست. کنترل ابرتورم بسته به میزان اعتماد عمومی، قابل تغییر است. اگر مردم همراهی نکنند، طبیعتاً مهار تورم بسیار دشوار خواهد بود.

  • یک اقتصاددان، با هشدار درباره پیامدهای ادامه تنش‌های خارجی، کاهش درآمدهای نفتی و ناترازی بودجه گفت اگر مشکلات اقتصادی مدیریت نشود، ایران ممکن است به سمت تورم‌های بسیار بالا و ابرتورم حرکت کند. ادامه جنگ، تحریم، کاهش صادرات نفت و رشد کسری بودجه می‌تواند اقتصاد ایران را به سمت ابرتورم سوق دهد.

  • مسعود نیلی، اقتصاددان، با هشدار درباره آینده تورم در کشور گفت کاهش درآمدهای ارزی و محدودیت صادرات نفت، سبب تشدید تورم در کشور خواهد شد

  • با توقف حرکت مار آناکوندای غول‌پیکر در قالب رشد پایه پولی، ابتدا نقدینگی کنترل می‌شود و سپس تورم با یک وقفه زمانی مجبور است عقب‌نشینی کند. مزیت بزرگ ایران نسبت به ترکیه این است که با فشار ارزی واردات انرژی روبه‌رو نیست

  • سیاست های کاهش تورم و برخوردهای جدی با آنانی که در توسعه فقر و تورم نقش دارند یک عزم و اراده جدی می خواهد. آیا باید به سمت دلاریزه شدن و ابرتورم حرکت کنیم تا مسئولان متوجه شوند وضعیت خطرناک است؟ اگر نقدینگی کنترل نشود و روند آن بر اساس سنت همیشگی ، اخر سال، به علت افزایش مخارج دولت، افزایش پیدا کند، نگرانم که اقتصاد کشور به سمت ابرتورم یا همان دلاریزه شدن برود. در این فرایند، پول ملی از روند زندگی روزمره مردم خارج می شود. تفکری که برای پول ملی کشور ما ارزش قائل نمی شود اصلا چرا در کشور وجود…

  • شوروی هم در ابتدای تأسیس خود و هم به هنگام فروپاشی با بحرانی به نام ابرتورم دست و پنجه نرم کرد. تورم در زمان سرنگونی شوروی به 200 رصد رسید.

  • یکی از کشورهایی که در سال های اخیر درگیر بحرانی به نام ابرتورم بوده و این مسأله مشکلات فراوان از مهاجرت جمعی گرفته تا سوء تغذیه و تعطیلی کسب و کارها را سبب شده، ونزوئلاست.

  • پسران درباره سناریوی وقوع ابرتورم و دلاریزه شدن اقتصاد ایران توضیح داد و گفت: تا اینجا نیز من متعجبم که چگونه هنوز در اقتصاد ایران ابرتورم رخ نداده است. علت این مساله به تداوم صادرات نفت و محصولات پتروشیمی ایران و دسترسی کشور به دلار بازمی‌گردد. صورتی که رشد کم اقتصاد ایران تداوم پیدا کند و صادرات نیز شاهد افزایش نباشد، رسیدن سطح تورم به ۶۰ یا ۷۰درصد دور از انتظار نیست.

  • کنترل تورم ایران در کوتاه‌مدت به ورود ارز‌های معتبر بین‌المللی و اختصاص کامل آن به زنجیره تولید با نظارت کامل بانک‌مرکزی بستگی تام دارد. آثار ضدتورمی چنین سیاستی، هم در کوتاه مدت و هم در میان مدت شگفت‌آور خواهد بود؛ اما پایداری آن به سیاست نظام در تعامل با کشور‌های تاثیرگذار اقتصادی بستگی خواهد داشت. رفع همه موانع اداری در خصوص تولید، عرضه داخلی و صادرات جزو سیاست‌های میان‌مدت کنترل تورم خواهد بود. چنین وضعیتی بدون حضور کارشناسان اقتصادی و برنامه ریز خبره و فارغ از گرایش‌های سیاسی در بدنه دولت…

  • شقاقی‌شهری با بیان اینکه احتمالا در سال آینده دو موتور تورمی اقتصاد ایران خاموش می‌شود، اظهار کرد: امسال شوک بزرگ تورمی ۱۲درصدی حذف ارز ترجیحی را تجربه کردیم که احتمالا سال آینده این شوک را نخواهیم داشت. دوم اینکه امسال تورم وارداتی را داشتیم که تورم حاصل از افزایش قیمت کالا‌های وارداتی از جمله مواد غذایی و انرژی بود که احتمالا در سال آینده هم این عامل تورم را نخواهیم داشت و عملا دو موتور تورم‌ساز ۱۴۰۱ در سال آینده خاموش خواهند بود.

تبلیغات