چرا مذاکرات اسلامآباد متفاوتتر از ادوار گذشته است؟
یک تحلیگر مسائل بینالمللی گفت: مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد در شرایطی متفاوتتر از همیشه و پس از یک جنگ ۴۰ روزه آغاز شده؛ جایی که ایران با دستاوردهای میدانی و دست بالا وارد گفتوگو شده و مبنای دستور کار این گفتوگوها را جمهوری اسلامی ایران مشخص کرده است.
مرتضی مکی، درباره مذاکرات بین ایران و آمریکا در اسلامآباد گفت: مذاکرات اسلامآباد بسیار متفاوت از مذاکرات ادوار گذشته ایران در ۴۷ سال گذشته، چه به شکل پنهان و چه به شکل عیان، با آمریکا است. این مذاکرات پس از یک جنگ ۴۰ روزه در حال انجام است که این محاسبات امنیتی و اقتصادی در سطح منطقه و جهان را تغییر داده است.
این کارشناس سیاست خارجی خاطرنشان کرد: دو طرف در شرایطی پشت میز مذاکره مینشینند که مبنای دستور کار را جمهوری اسلامی ایران مشخص کرده است. پیش از این ترامپ تلاش میکرد با یک طرح ۱۵ مادهای به نوعی از جنگ تحمیلی سوم دستاوردسازی کند و طبیعی هم بود تهران پیشنهاد را نپذیرد و در نهایت و در ادامه جنگ با استیصالی که آمریکاییها از واکنشهای گسترده و غافلگیرکننده ایران به دست آوردند، مجبور شدند بر مبنای طرح ۱۰ مادهای ایران آتشبس را برقرار کنند که این یک نکته بسیار مهمی است که باید به آن توجه کرد.
وی با بیان اینکه دستور کار ایران در مذاکرات مشخص است، گفت: ۱۰ ماده تقریباً خطوط قرمزی است که ایران به دنبال توافق طبق آن است، حال شاید پیرامون برخی از بندهای این ۱۰ ماده یک چکشکاری صورت گیرد و تلاش شود به یک توافقی برسند؛ چراکه مذاکرات بدهبستان است و طرفین به دنبال این هستند که پس از یک جنگ ۴۰ روزه به توافقی دست پیدا کنند.
مکی تأکید کرد: آمریکاییها به دنبال جدیت در این مذاکرات هستند و میخواهند دستاوردی از جنگ تحمیلی به ایران داشته باشند تا به افکار عمومی جامعه جهانی آن را بفروشند، حتی اگر این اهداف، اهدافی نمادین باشند.
وی با اشاره به ترکیب هیأتهای مذاکرهکننده ایران و آمریکا در مذاکرات اسلامآباد، عنوان کرد: هیأت جمهوری اسلامی در یک سطح بالایی با بیش از ۷۰ نفر از بخشهای مختلف سیاسی، امنیتی و مالی ایران در این مذاکرات شرکت کرده است و این نشاندهنده جدیت ایران در مذاکرات است. طرف مقابل هم جیدی ونس، معاون اول رئیسجمهور آمریکا، در سطح یک هیأت بلندپایه حدوداً ۳۰۰ نفره به اسلامآباد آمده است و این نشاندهنده آن است که طرف مقابل هم برای یک مذاکرات جدی در سطح سیاسی، امنیتی و مالی با ایران آمده است.
وی یادآور شد: در مذاکراتی که میان هیأتهای ایرانی و آمریکا در اوایل و اواخر سال گذشته در عمان و رم دنبال شد، هیأت آمریکایی در سطح بسیار پایینتر با حضور ویتکاف و کوشنر حاضر میشدند که هفتهای یک مذاکره با آقای عراقچی داشتند و هفته دیگر دوباره میآمدند و در این میان هم گمانههای بسیاری مطرح میشد و در نهایت آمریکاییها ۲ جنگ را به ایران تحمیل کردند. اما این هیأت، با توجه به این که با فشارهای سیاسی بسیاری از داخل آمریکا و جامعه جهانی در انتقاد از تجاوز به ایران مواجه شده و با توجه به اینکه ادامه جنگ هزینههای زیادی برای آمریکاییها و جامعه جهانی به دنبال خواهد داشت، به دنبال این است که از این جنگ خارج شود.
این کارشناس مسائل بینالملل بیان کرد: جمهوری اسلامی ایران، با توجه به اینکه دستاوردهایی از این جنگ داشته است، به دنبال حفظ و نقد کردن این دستاوردها است و انگیزههای بالایی هم برای توافق وجود دارد.
وی خاطرنشان کرد: سناریوهای مختلفی در خصوص این مذاکرات مطرح شده است. به نظر میرسد آمریکاییها به دنبال این هستند که با یک هزینه بسیار کمتر و دستاورد بسیار بالاتری از این مذاکرات خارج شوند و برخی از خطوط قرمز و امتیازاتی که ایران میخواهد را ندهند و در نهایت نتیجهای که انتظار میرود به دست نیاید؛ آنها هم به هر حال سناریوهای خودشان را دارند.
مکی بیان کرد: نگاه بدبینانه هم نسبت به مذاکرات وجود دارد، اما تحولی در مذاکرات فعلی ایران و آمریکا صورت گرفته است که در مذاکرات گذشته وجود نداشت و آن این است که ایران در این جنگ ۴۰ روزه به دستاوردهایی دست پیدا کرده است که محاسبات و معادلات منطقه و جهان را به هم زده است. کنترل تنگه هرمز ، یک اهرم قدرتمندی برای ایران است که بتواند ضمانت اجرایی برای هرگونه توافقی با آمریکاییها و گامی در پیشبرد مذاکرات باشد که البته هست و این یک موضوع بسیار مهمی در این دوره مذاکرات ایران و آمریکاییها است.
وی ادامه داد: از سوی دیگر متغیرهایی وجود دارد؛ درست است که ترامپ یک شخصیت خودشیفته و غیرقابل پیشبینی است، ولی در عین حال، نسبت به گذشته، آنچنان که نتانیاهو انتظار دارد که بتواند کارشکنی و مانعتراشی در روند مذاکرات ایران و آمریکا کند، دست بازی ندارد.
این تحلیلگر مسائل خارجی بیان کرد: اسرائیل یکی از بازندگان و مخالفان اصلی مذاکرات ایران و آمریکا بوده، هست و خواهد بود. اسرائیل اهداف بلندمدتی را در قبال ایران دارد که هدف حداکثری آن قطعاً فروپاشی و تجزیه ایران است که به این هدف در طول دو جنگ تحمیلی دست پیدا نکرده است و این هدف هیچگاه از آرمان و رویاهای اسرائیلی ها کنار نخواهد رفت و این متغیرهایی است که همواره در فضای سیاسی و امنیتی منطقه و جهان، با توجه به روابط میان آمریکا و اسرائیل، وجود دارد و این موضوع متغیری است که همیشه آثار و کارشکنی خودش را در روند صلح و امنیت خواهد گذاشت.
وی بیان کرد: فشارهایی که از داخل آمریکا طی چند هفته گذشته به ترامپ وارد شده است، نارضایتی از افزایش قیمت انرژی و تأثیرات آن در زنجیره تأمین کالا و بخشهای مختلف اقتصادی و کشاورزی را در این کشور به جای گذاشته است. در سطح بینالمللی، هیچیک از متحدان آمریکا حاضر به همکاری و همراهی با ترامپ نشدند و در این مدت به شکلهای مختلف، دولتمردان اروپایی و حتی کشورهای شرق آسیا انتقادات خودشان را نسبت به عملکرد و هزینهتراشیهای ترامپ در قبال متحدانش ابراز کردند.
مکی گفت: آخرین انتقادات، انتقاد نخستوزیر انگلیس، شریک ویژه آمریکا در جهان است که نشان میدهد کشورهای جهان از اینگونه رفتارها و نوع برخوردها و سیاستهای آمریکا بسیار ناخشنود هستند. اینها متغیرهایی است که میتوان نسبت به پیشرفت مذاکرات خوشبینتر از گذشته بود. در عین حال، با توجه به همان شخصیت غیرقابل پیشبینی و خودشیفته ترامپ، باید دستها روی ماشه باشد و باید هر احتمالی را از سوی ترامپ در خصوص روند مذاکرات داشته باشیم، چراکه در طول مذاکره به ایران حمله کرد و تا زمانی که یک توافقی حاصل نشود، نمیتوان به صورت قاطع گفت که این جنگ پایان یافته است.