آیا آمریکا میتواند از باتلاق جنگ خارج شود؟ / چهار گزینه ترامپ
با تشدید تنشها، نشانههای تهاجم زمینی آمریکا به ایران از بین نرفته است؛ استقرار جنگندههای A-۱۰ و برنامهریزی برای تصرف جزیره خارک و تأسیسات هستهای. همزمان، ادعای مذاکرات وجود دارد، اما ترامپ میان وعده خروج سریع و تهدید حملات غافلگیرانه در نوسان است. کارشناسان چهار گزینه پیش روی او را همگی پُرریسک میدانند.
فرارو- بر اساس گزارش آکسیوس و رویترز، مذاکراتی از طریق میانجیها میان ایالات متحده و ایران درباره امکان برقراری آتشبس در ازای بازگشایی تنگه هرمز در جریان است. جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، با ابلاغ دستور مستقیم دونالد ترامپ، در این گفتگوها پیام «محکمی» مبنی بر پایان یافتن صبر رئیسجمهور آمریکا منتقل کرده و هشدار داده در صورت عدم توافق، فشار بر زیرساختهای ایران افزایش خواهد یافت.
به گزارش فرارو، دونالد ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی خود مدعی شد که رئیسجمهور ایران از آمریکا درخواست آتشبس کرده است و اعلام کرد که این موضوع زمانی بررسی میشود که تنگه هرمز «باز، آزاد و بدون مانع» باشد. وی همزمان تأکید کرد که حملات علیه ایران تا دستیابی به این هدف ادامه خواهد یافت و از اصطلاحاتی مانند «محو شدن از نقشه جهان» و «بازگشت به عصر حجر» استفاده کرد.
وزارت امور خارجه ایران به سرعت اظهارات ترامپ را تکذیب کرد و آن را کذب خواند. بر اساس گزارشها، احتمالاً اظهارات ترامپ ناظر به گفتگوی تلفنی مسعود پزشکیان با آنتونیو کاستا، رئیس شورای اروپا بوده که در آن رئیسجمهور ایران اعلام کرده بود کشورش آماده پایان دادن به جنگ است، اما تنها در صورتی که آمریکا حملات خود را متوقف کرده و تضمینهای لازم برای عدم ازسرگیری جنگ به ایران ارائه دهد.
گمانهزنیها درباره دو سناریوی متضاد شدت گرفته است. از یک سو، ترامپ قویترین اشاره خود را مبنی بر پایان قریبوقوع جنگ طی دو تا سه هفته آینده مطرح کرده است. از سوی دیگر، گزارش دیلی میل هشدار میدهد که این اظهارات ترامپ ممکن است پوششی برای یک حمله نظامی غافلگیرانه در تعطیلات آخر هفته عید پاک باشد، همزمان با تعطیلی والاستریت و بازارهای اروپایی که بستر مناسبی برای عملیاتی کوتاه و سریع پیش از بازگشایی بازارها فراهم میکند.
خطرناکترین مأموریت دوران ترامپ؛ بدون تضمین پایان جنگ یا فروپاشی ایران
مجله آتلانتیک به نقل از منابع آگاه از برنامهریزی مقامات نظامی آمریکا برای دو حمله زمینی احتمالی در ایران خبر داد که با ورود هزاران سرباز آمریکایی به منطقه همراه شده است. این دو عملیات شامل اعزام نیرو به جزیره خارک (مرکز صنعت انرژی ایران) و توقیف اورانیوم غنیشده با هدف مختل کردن برنامه هستهای ایران است، در حالی که کارشناسان این مأموریتها را از خطرناکترین اقدامات ممکن در دوران ریاستجمهوری ترامپ ارزیابی میکنند که تضمینی برای پایان جنگ یا فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران به همراه ندارد.
فرود ۱۲ فروند جنگنده A-10 آمریکایی در یک پایگاه بریتانیایی، توجه تحلیلگران را به دلیل ارتباط ویژه این مدل با عملیات زمینی، به عنوان نشانهای جدی از احتمال تهاجم زمینی قریبالوقوع جلب کرده است. این هواپیما که در ارتش آمریکا به «خوک» معروف است، به طور خاص برای پشتیبانی نزدیک از نیروهای زمینی، نابودی تانکها، خودروهای زرهی و اهداف سنگین طراحی شده و استقرار آن در مقیاس وسیع، فراتر از یک اقدام نمایشی یا افزایش معمول آمادگی ارزیابی میشود.
پیشینه عملیاتی این جنگندهها در جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱) که نقش برجستهای در انهدام صدها تانک و هزاران هدف ایفا کردند، به بازگشت مجدد آنها به خط مقدم در شرایط کنونی، وزن و دلالتی راهبردی بخشیده است. در هفتههای اخیر، این هواپیماها نه تنها در داخل ایران حملاتی انجام داده و قایقها را در تنگه هرمز تعقیب کردهاند، بلکه نیروهای حشد الشعبی در عراق را نیز هدف قرار دادهاند که نشاندهنده نقش فعال و تهاجمی آنها در صحنه منطقه است.
با توجه به اینکه اعزام این مدل هواپیما معمولاً با لحظاتی همزمان است که نیروهای زمینی در آستانه حمله قرار دارند یا تصمیم نظامی قطعی اتخاذ شده، استقرار گسترده آن در پایگاه بریتانیایی و افزایش حملات آن در منطقه، پرسش اصلی را درباره ماهیت مرحله بعدی مطرح میکند: آیا این تحرکات نشانه نزدیک شدن به سناریوی تهاجم زمینی تمامعیار است یا صرفاً بخشی از افزایش آمادگی و نمایش قدرت نظامی آمریکا به شمار میرود؟
روزنامه عبری یدیعوت آحارونوت به نقل از منابع سیاسی در تلآویو گزارش داد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تمایل بیشتری به حمله زمینی و تسلط بر ارکان نظام ایران دارد تا رسیدن به توافق دیپلماتیک. بر اساس این گزارش، شانس دستیابی به توافق با ایران «بسیار کم» ارزیابی میشود و ترامپ به طور جدی در حال بررسی اقدام نظامی زمینی است، در حالی که هنوز پاسخی از ایران درباره طرح آتشبس ارائهشده دریافت نکرده است.
بر اساس این گزارش، اسرائیل به آمریکا اعلام کرده که وارد کردن خسارات گسترده به نیروگاهها و زیرساختهای ملی ایران منجر به فروپاشی نظام در تهران و کوتاهتر شدن مدت جنگ خواهد شد. در همین راستا، اسرائیل فهرستی از اهداف مورد نظر خود در ایران را تهیه کرده که در صورت تصمیم ترامپ، آماده اجراست و به موازات آن، مقدمات لازم برای عملیات زمینی احتمالی آمریکا نیز در حال انجام است.
چهار گزینه ترامپ برای پایان جنگ
نشریه آتلانتیک به بررسی چهار گزینه پیش روی دونالد ترامپ برای پایان جنگ با ایران میپردازد. کارشناسان معتقدند ایران به دلیل کنترل بر تنگه هرمز و توانایی اعمال فشار بر بازار نفت، خود را در موقعیت ضعیفی نمیبیند و انگیزهای برای پذیرش آتشبس ندارد. در این شرایط، گزینه اول (اعزام نیروی زمینی برای تصرف جزیره خارک یا تأسیسات هستهای) میتواند به اقتصاد ایران ضربه بزند اما با ریسک تلفات انسانی بالا، حملات تلافیجویانه به تأسیسات انرژی خلیجفارس و افزایش قیمت نفت همراه است.
گزینه دوم (اعلام پیروزی و خروج بدون دستیابی به اهداف کلان) بر اساس گزارشها بخشی از توان موشکی ایران را منهدم کرده و احتمال بازسازی برنامه هستهای را در آینده نزدیک افزایش میدهد. گزینه سوم (مذاکره با ایران) با اختلافات عمیق مواجه است: آمریکا به دنبال خلع سلاح موشکی، پایان برنامه هستهای و حذف نیروهای مقاومت ایران است، در حالی که ایران خواستار رفع تحریمها، تضمین عدم جنگ مجدد و دریافت حقالعبور برای کشتیها در تنگه هرمز است. بیاعتمادی شدید و سابقه قطع مذاکرات با حملات هوایی، مسیر دیپلماسی را دشوار ساخته است.
گزینه چهارم (تداوم حملات هوایی تا فروپاشی ایران) با هزینههای فزایندهای از جمله افزایش قیمت بنزین در آمریکا، تحلیل رفتن تسلیحات، تهدید امنیت متحدان منطقه و ضعف در برابر تهدیداتی مانند چین همراه است. تجربه بیستساله افغانستان نشان میدهد که تداوم بمباران بهتنهایی ضامن پیروزی نیست.
جمعبندی گزارش حاکی از آن است که هر چهار گزینه با چالشهای جدی همراهاند و خروج زودهنگام از جنگ بدون دستیابی به اهداف اعلامشده است.
پایان «دوران دنگ شیائوپینگ» خاورمیانه در آتش جنگ ایران
الجزیره در گزارش تحلیلی هشدار میدهد که جنگ گسترده میان ائتلاف آمریکا-اسرائیل با ایران، منطقه را به عصر سیاست قدرت قرن نوزدهم بازمیگرداند و به «دوران دنگشیائوپینگ» خاورمیانه پایان میدهد؛ دورهای که با افول ایدئولوژیهای انقلابی و ظهور الگوی دولتمحور مبتنی بر توسعه اقتصادی و همگرایی منطقهای از طریق کریدورهای تجاری همراه بود. نویسنده با اشاره به افول مشروعیت اسرائیل در منطقه تأکید میکند که همپیمانی با اسرائیل برای اعضای سازمان همکاری اسلامی به لحاظ سیاسی غیرممکن شده و نسلکشی در غزه و گسترش عملیات به لبنان، سوریه و یمن، اسرائیل را به تهدید اصلی ثبات منطقه تبدیل کرده است.
در بخش دیگری از گزارش، مفهوم «خودکفایی» به عنوان کلید فهم رفتار ایران معرفی میشود؛ راهبردی که از انقلاب ۱۳۵۷ تا کنون در سه حوزه ایدئولوژیک، اقتصادی و نظامی دنبال شده است. با وجود موفقیت نسبی در برابر تحریمها و توسعه توان موشکی و پهپادی، ایران فاقد پیمانهای امنیتی مشابه با اسرائیل است و در رویارویی طولانی با غرب ممکن است با انزوای راهبردی مواجه شود. نویسنده با استناد به تحلیل رابرت پیپ هشدار میدهد که برتری هوایی آمریکا و اسرائیل به تنهایی تضمینکننده پیروزی نیست و جنگ فرسایشی به نفع ایران خواهد بود، ضمن آنکه فروپاشی احتمالی ایران برخلاف تصور اسرائیل، تهدید بزرگتری برای امنیت این کشور و متحدان منطقهای آمریکا ایجاد کرده و به بیثباتی افقی و فروپاشی عمودی در خاورمیانه میانجامد.
نویسنده در پایان به تغییر رویکرد آمریکا در نظام بینالملل اشاره کرده و سخنان مارکو روبیو در کنفرانس امنیتی مونیخ را نشانه پایان تعهد واشنگتن به نظم لیبرال میداند. این عقبنشینی، همراه با تشدید جنگ در ایران، مشروعیت هژمونیک آمریکا را تضعیف کرده و جهان را به سوی سیاست قدرت خام قرن نوزدهم سوق میدهد. گزارش نتیجه میگیرد که بزرگترین تهدید برای غرب نه شکست تاکتیکی در میدان نبرد، بلکه فروپاشی نرمافزار قدرت آمریکا و پایان «توافق جهانی» بر سر نظم مبتنی بر قواعد است.
افزایش سهام باتریسازان چینی؛ پیشبینی بازار از آینده انرژی
نشریه فارن پالیسی با اشاره به جایگاه بیبدیل تنگه هرمز پیش از جنگ (عبور ۳۴ درصد نفت خام، ۱۹ درصد گاز طبیعی مایع و ۱۶ درصد فرآوردههای نفتی جهان) به بررسی آینده این آبراه پس از پایان درگیری میپردازد. تحلیلگران بر این باورند که با وجود آسیبپذیری مدل اقتصادی کشورهای حاشیه خلیج فارس در برابر بیثباتیهای امنیتی، این مراکز به دلیل موقعیت گرهگاهی خود در اقتصاد جهان از تابآوری بالایی برخوردارند. به عنوان نمونه، اقتصاد دبی تنها کمتر از ۱۰ درصد وابستگی به گردشگری داشته و بخش عمده آن متکی بر بانکداری، تجارت، بیمه و املاک است. تا زمانی که تقاضا برای نفت و گاز این منطقه فروکش نکرده، بازگشت ترافیک عادی از تنگه هرمز پس از پایان جنگ محتملترین سناریو باقی میماند.
از سویی، چین به عنوان تأمینکننده اصلی پنلهای خورشیدی، باتریها و فناوریهای مرتبط با گذار سبز، موقعیت خود را به عنوان برنده بزرگ تحول تثبیت میکند. ارزش سهام شرکتهای بزرگ چینی تولیدکننده باتری در جریان جنگ افزایش چشمگیری داشته، نشانهای که بازارهای مالی پیشبینی خود را از این تغییر ساختاری در میانمدت و بلندمدت نشان میدهند.