ترنج موبایل
کد خبر: ۹۵۶۱۲۵

گاردین: جنگ ترامپ روز به روز نامحبوب‌تر می‌شود

گاردین: جنگ ترامپ روز به روز نامحبوب‌تر می‌شود

نشریه گاردین در گزارشی به جنگ آمریکا با ایران پرداخت و اعلام کرد این جنگ هر روزی که می‌گذرد، نامحبوب‌تر می‌شود.

ادواردو پوورترِ، ستون‌نویس روزنامه گاردین در گزارشی نوشت: «ترامپ ممکن است بیاموزد که هرچقدر هم دستگیری مادورو آسان بود، بریدن سر رقبای ایالات متحده لزوماً یک استراتژی پیروز در همه جای جهان نیست.» 

این نشریه در گزارش خود آورده است: دونالد ترامپ هنوز در سرمستی ناشی از دستگیری نیکولاس مادورو به سر می‌برد. ربودن آسان رئیس‌جمهور ونزوئلا نه تنها کنترل نفت و منابع معدنی حیاتی آن کشور را در اختیار ترامپ گذاشت، بلکه به او اجازه داد تا با قطع دسترسی کوبا به انرژی، گلوی دولت این کشور را بفشارد و این احتمال وسوسه‌انگیز را تقویت کند که شاید بتواند رژیم کمونیستی را که از سال ۱۹۵۹ باعث آزار واشنگتن بوده است، سرنگون کند. ترامپ اطمینان دارد که سرمایه‌گذاری مشترک او با اسرائیل در ایران نیز به همان اندازه موفقیت‌آمیز خواهد بود. باران موشک‌ها و پهپادهای ایرانی که به سمت اسرائیل و همسایگان عرب ایران روانه شده، هیچ تغییری در ذهنیت ترامپ ایجاد نکرده است که او می‌تواند پیروز شود، صرف‌نظر از اینکه «پیروزی» را چگونه تعریف کند. 

او در رسانه‌های اجتماعی خاطرنشان کرد: «هر بلایی که جنگ بر سر بازارهای انرژی بیاورد، اقتصاد آمریکا می‌تواند آن را تحمل کند. قیمت‌های کوتاه‌مدت نفت که پس از پایان نابودی تهدید هسته‌ای ایران به سرعت کاهش می‌یابد، بهای بسیار ناچیزی برای امنیت و صلح ایالات متحده و جهان است؛ فقط احمق‌ها ممکن است طور دیگری فکر کنند!» احساس شکست‌ناپذیری ترامپ همچنین ناشی از این واقعیت است که سیاست‌گذاری‌های نامنظم او تا به حال به اندازه آنچه در ابتدا تصور می‌شد، آسیب وارد نکرده است. علیرغم دیوار تعرفه‌ها، از هم پاشیدن نیروی کار فدرال، اخراج کارگران مهاجر و حملات بی‌وقفه او به فدرال رزرو، همین چند هفته پیش اقتصاددانان برجسته در این فکر بودند که آیا اقتصاد ممکن است به دشوارترین دستاورد خود، یعنی «فرود نرم» از دوران تورم بالا، دست یابد یا خیر. 

ایالات متحده همچنین شاید در میان اقتصادهای پیشرفته بزرگ، بهترین محافظت را در برابر جهش قیمت انرژی داشته باشد. واردات نفت خام به میزان قابل توجهی کاهش یافته است، زیرا تولید داخلی از اوایل دهه ۲۰۰۰ به شدت افزایش یافت. گاز طبیعی که قیمت داخلی آن به اندازه بازارهای جهانی به جهش‌ها حساس نیست، نقش بزرگتری در تأمین انرژی ایفا کرده است. امروزه نفت حدود ۳۸ درصد از مصرف انرژی ایالات متحده را تأمین می‌کند که تقریباً ۱۰ درصد کمتر از زمان بحران نفتی ۱۹۷۳ است؛ یعنی زمانی که تولیدکنندگان عرب نفت برای تنبیه آمریکا به دلیل حمایت از اسرائیل در جنگ یوم کیپور، ارسال محموله‌ها را متوقف کردند. در این میان، سهم گاز طبیعی از ۳۰ درصد به ۳۶ درصد افزایش یافته است. 

بازارهای اروپایی زمانی که ایران تنگه هرمز را مسدود کرد – مسیری که ۲۰ درصد از محموله‌های نفتی جهان از آن عبور می‌کند – به لرزه درآمدند و زمانی که قطر تأسیسات گاز مایع خود را تعطیل کرد، دچار سقوط شدند. با این حال، در این سوی اقیانوس اطلس، شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ که معیار مورد علاقه ترامپ برای سنجش اقتصاد ایالات متحده است، همچنان نزدیک به بالاترین سطح تاریخی خود نوسان می‌کند. اما ترامپ با وجود این اوج‌گیری، با شکست روبروست؛ نه شکست نظامی در برابر آنچه از نیروهای مسلح ایران باقی مانده است، بلکه او در آستانه شکست از تنها قدرتی است که تا به حال قادر به توقف ماجراجویی‌های نظامی آمریکا بوده است: مخالفت افکار عمومی آمریکا. 

جنگ علیه ایران از همان ابتدا به شدت نامحبوب بوده است؛ چرخشی غیرعادی برای ملتی که تمایل دارد فرزندان خود را حتی تحت توجیهات مشکوک به جنگ بفرستد. پیامدهای اقتصادی این جنگ نیز در ادامه به محبوبیت آن کمکی نخواهد کرد. خودکفایی در حوزه انرژی نمی‌تواند ایالات متحده را به طور کامل ایزوله کند. قیمت نفت در بازارهای جهانی تعیین می‌شود، چه این نفت از تگزاس بیاید و چه از خاورمیانه. قیمت بنزین معمولی در حال حاضر به بالاترین سطح خود از زمان روی کار آمدن ترامپ رسیده و از ۳.۵۰ دلار در هر گالن فراتر رفته است. دولت اکنون پیش‌بینی می‌کند که قیمت خرده‌فروشی بنزین تنها در پاییز ۲۰۲۷ به سطح سال ۲۰۲۵ باز خواهد گشت، در حالی که قیمت خرده‌فروشی دیزل حداقل تا پایان سال آینده بالاتر از سطح قبل از جنگ باقی خواهد ماند. 

شرکت‌های حمل‌ونقل جاده‌ای تا حد زیادی قیمت‌های بالاتر را به مشتریان منتقل خواهند کرد. کشاورزانی که با قیمت‌های بالای سوخت و کود مواجه هستند، این هزینه‌ها را روی برچسب قیمت مواد غذایی اعمال می‌کنند. خرده‌فروشان و خطوط هوایی نیز از افزایش هزینه‌های سوخت ضربه خواهند خورد. همه این‌ها بدون شک در آمار تورم ماه مارس منعکس خواهد شد که در ماه فوریه روی افزایش ۲.۴ درصدی نسبت به سال قبل ثابت مانده بود. تمام این موارد مانع از کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو خواهد شد. در همین حال، بنزین گران در پمپ‌بنزین‌ها احتمالاً به فروش خودروهای شاسی‌بلند محبوب آمریکایی‌ها ضربه می‌زند. همه این عوامل، رتبه محبوبیت ترامپ را در جایی که بیشترین آسیب را می‌بیند، تحت فشار قرار خواهد داد. 

رئیس‌جمهور این خطرات را درک می‌کند، به همین دلیل تمام تلاش خود را برای کاهش قیمت نفت به کار بسته است. دولت از طرحی برای بیمه کردن نفت‌کش‌ها و اسکورت آن‌ها در تنگه هرمز رونمایی کرد. همچنین تحریم‌ها علیه برخی از صادرات نفت روسیه را لغو کرد و در حال بررسی راه‌هایی برای گسترش تولید نفت ونزوئلا است تا هرگونه کمبود عرضه را جبران کند. اما معکوس کردن بزرگترین جهش قیمت نفت در بیش از سه دهه اخیر، به چیزی بیش از این‌ها نیاز دارد. یا جنگ باید پایان یابد یا ایالات متحده توانمندی‌های ایران را تا حدی تضعیف کند که این کشور دیگر نتواند نفت‌کش‌های عبوری از هرمز را تهدید کند. 

ترامپ بر اساس اظهارات عمومی خود، به طور همزمان معتقد است که می‌تواند به «تسلیم بدون قید و شرط» تهران دست یابد و اینکه جنگ «بسیار کامل و تقریباً تمام شده است». اما مشاوران او در واشنگتن باید تا به حال آموخته باشند که می‌توان کشوری را از هوا با خاک یکسان کرد و همچنان در درازمدت پیروز جنگ نشد. نه سپاه پاسداران ایران و نه بسیج به سادگی سلاح‌های خود را زمین نخواهند گذاشت و از جان خود نخواهند گذشت. هر چقدر هم که زیرساخت‌های ایران نابود شده باشد، هزاران جنگجوی مسلح در زمین وجود دارند که قادر به مقابله به مثل و سر پا نگه داشتن یک رژیم خصمانه در تهران هستند. 

ترامپ می‌تواند از تقاضای «تسلیم بدون قید و شرط» عقب‌نشینی کند، دلایل جایگزینی برای ادعای پیروزی بتراشد و ناوگان خود را به خانه بازگرداند، اما این کار چندان خوشایند به نظر نخواهد رسید. از سوی دیگر، او می‌تواند نیروهای زمینی اعزام کند؛ گزینه‌ای که آن را رد نکرده است. یا اینکه می‌تواند به بمباران ادامه دهد و پس از اتمام نابودی زیرساخت‌های نظامی ایران، به سراغ اهداف غیرنظامی برود. هیچ‌کدام از این رویکردها سریع نیستند، که به این معنی است که درد اقتصادی ناشی از این جنگ به احتمال زیاد طولانی خواهد بود. ترامپ ممکن است بیاموزد که هرچقدر هم دستگیری مادورو آسان بود، بریدن سر رقبای ایالات متحده لزوماً یک استراتژی پیروز در همه جای جهان نیست.

منبع: خبرآنلاین

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ