اصلیترین تغییر «ایرانخودرو» بعد از واگذاری به بخش خصوصی؛ عملکرد یا رویکرد؟
یک سال از واگذاری ایرانخودرو به بخش خصوصی گذشت؛ انتقالی که با پرسشها و تردیدهای بسیاری همراه بود.
آیا مدیریت جدید توانسته به وعدهها عمل کرده و به نگرانی مخالفان واگذاری در عمل پاسخ دهد؟
نگرانی اول مخالفان واگذاری : افت تولید
آنچه در عمل رخ داد: در شرایطی که کل صنعت خودرو ۱۱.۴ درصد کاهش تولید را تجربه کرد، ایرانخودرو با رشد ۱۲ درصدی به ۵۱۷ هزار دستگاه رسید و ۹۸ درصد برنامهها را محقق کرد. سهماین مجموعه از بازار به ۵۸ درصد در خودروهای سواری و تجاری و ۶۳ درصد در سواری رسید
نگرانی دوم مخالفان واگذاری: تعهدات معوق و صفهای طولانی
آنچه در عمل رخ داد: «صف مضاعف» ثبتنام و تحویل، سالها نماد ناکارآمدی بود. اما تعهدات معوق به نزدیک صفر رسید که در سالهای گذشته چنین موضوعی بی سابقه بود.
نگرانی سوم مخالفان واگذاری: کیفیت
آنچه در عمل رخ داد: ایرانخودرو در دوران مدیریت بخش خصوصی ۲۰ ایراد ریرا و ۶ ایراد مزمن تارا را رفع کرد. طول گارانتی خودروها با اعتماد به ارتقای کیفیت افزایش یافت، خودروهای با عیب موتور یا گیربکس کامل تعویض میشوند و جرائم تأخیر ۵۶ درصد کم شد.
این سه محور فقط بخشی از تصویر است؛ توسعه محصولات هیبریدی، مسئولیتهای اجتماعی در بحرانها و بازتعریف رابطه با تأمینکنندگان نیز در کارنامه دیده میشود.
پرسش کلیدی: اینها بهبود مقطعی است یا تغییر عمیق؟
مدیران خودروسازی دولتی در چهار دهه گذشته، مجری برنامههای سیاسی و غیرتجاری بودند که در اغلب مواقع به سود شرکت نبود. انتصاب از سوی دولت، ابتکار عمل را از آنان میگرفت و هر تغییری در بروکراسی طولانی بیاثر میشد. با تغییر دولت و وزاری صمت نیز سیاستها مجددا تغییر میکرد. در مقابل، مدیریت جدید ایرانخودرو با تفویض اختیار، چابکی و انعطاف در برابر بازار، سرعت عمل را به دارایی اصلی تبدیل کرد.
ناظران معتقدند این تحول، شروع یک تغییر بنیادین است، اما پایداری آن باید در برابر نوسانات اقتصادی و طول زمان اثبات شود.