محسن جلیلوند در گفتگو با فرارو بررسی کرد:
نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا
در رسانه ها مدام روی اورانیوم ۶۰ درصدی و ۴۰۰ کیلوگرمی ایران مانور می شود. اما بحث بسیار فراتر است. بحث موشکی هیچگاه کنار گذاشته نشده و بهصورت غیرمستقیم بدون در نظر گرفتن برنامه موشکی و نقش ایران در منطقه، هیچ توافقی نمیتواند پایدار باشد؛ به خصوص که ایران بارها تاکید کرده است این موضوع جزو خطوط قرمز مذاکرهاش است
فرارو- «جایگاه اسرائیل در محاسبات آمریکا نیز بسیار اهمیت دارد و این میتواند یکی از دلایلی باشد که واشنگتن شروط سختی مطرح میکند. آمریکا مایل است توافقی حاصل شود که منافع اسرائیل را نیز تامین کند. تردید من نسبت به اثربخشی مذاکرات، مبتنی بر اقعیتهای سخت دیپلماسی بینالملل، تجربه های تاریخی و تناقضهای پیامهای دو طرف است. هنوز هیچ تضمینی برای نتیجه مثبت وجود ندارد.»
استراتژی فشار آمریکا ادامه دارد
محسن جلیلوند تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل و استاد روابط بین الملل با بیان جمله بالا به فرارو گفت: «وقتی در مورد مذاکرات بین ایران و ایالات متحده صحبت میکنیم، باید با چشم باز و واقعبینانه به آن نگاه کنیم نه با خوش بینی چشم بسته. قرار است نمایندگان ایران و آمریکا ملاقات کنند. این مذاکرات هنوز در مرحله نهاییسازی جزئیات قرار دارد و این وضعیت نشاندهنده یک واقعیت است: مذاکرات در حال وقوع هستند، اما مسیر آن نه مستقیم است و نه قطعی. هم ایران و هم ایالات متحده به نوعی میدانند که درگیری مستقیم هزینههای بسیار سنگینی دارد و هیچکدام به دنبال آن نیستند. ولی این به معنای تضمین موفقیت مذاکرات نیست. اگرچه آمریکا در سطح رسمی اعلام کرده که “اگر به توافق برسیم، بسیار خوب خواهد بود، در غیر این صورت ممکن است اتفاقات بدی رخ دهد”، این پیام همزمان با تهدیدات نظامی و افزایش نیروی نظامی آمریکا در منطقه همراه شده است.»
وی افزود: «این تناقضِ پیامها در سطح بینالمللی، به خوبی تصویر میکند که آمریکاییها در چارچوب یک استراتژی فشار و مذاکره همزمان عمل میکنند: از یک سو میگویند آماده گفتوگو هستند، از سوی دیگر، تاکید میکنند که در صورت عدم توافق، گزینه نظامی ممکن است بهکار گرفته شود. رسانهها نیز گزارش دادهاند که ترامپ در همین مسیر، این تهدیدات را با حضور پررنگتر نیروهای نظامی آمریکا در خلیج فارس و منطقه همراه کرده است. در این وضع، من تردید بالایی درباره احتمال به نتیجه رسیدن مذاکرات دارم. شروطی که واشنگتن مطرح میکند، واقعاً سنگین است. بخش زیادی از سخنان مقامهای سیاسی آمریکا به این نکته اشاره دارند که آمریکا خواستار اعمال محدودیتهای جدی بر برنامه هستهای ایران و البته کاهش نقش منطقهای ایران است، موضوعی که تهران آن را بهعنوان خط قرمز تلقی میکند. برای همین هاست که من اصلا به مذاکرات و نتیجه ان خوشبین نیستم.»
بحث بسیار فراتر از اورانیوم ۶۰ درصدی است
این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در ادامه گفت: «در رسانه ها مدام روی اورانیوم ۶۰ درصدی و ۴۰۰ کیلوگرمی ایران مانور می شود. اما بحث بسیار فراتر است. بحث موشکی هیچگاه کنار گذاشته نشده و بهصورت غیرمستقیم بدون در نظر گرفتن برنامه موشکی و نقش ایران در منطقه، هیچ توافقی نمیتواند پایدار باشد؛ به خصوص که ایران بارها تاکید کرده است این موضوع جزو خطوط قرمز مذاکرهاش است. البته همه چیز فقط هستهای و موشکی نیست. این نکته مهم است: ایران در سالهای اخیر تجربه کرده، زمانی که وارد گفتوگو میشود و امتیاز میدهد، طرف مقابل ممکن است بعداً به آن امتیاز بهعنوان نقطه ضعف نگاه کند. تجارب پیشین باعث شده که نگرش درونی نسبت به گفتوگوها با ایالات متحده با تردید جدی همراه باشد. این مساله در لایههای تصمیمگیری ایران بهوضوح دیده میشود: از یک سو مقامهای رسمی اعلام آمادگی برای مذاکره دارند، اما از سوی دیگر تاکید میکنند این مذاکره در فضای تهدید آمیز نباید انجام شود و اگر تهدیدها ادامه یابد، مذاکره بیمعنی خواهد بود. »
وی افزود: «از یک سو ترامپ میگوید که به دنبال توافق است و ترجیح میدهد از مسیر دیپلماسی وارد شود، از سوی دیگر تهدیدهای نظامی و تکراری مطرح می کند که “اگر توافق نشود، بد خواهد شد” این دوگانگی باعث میشود ایران نتواند بر اساس وعدههای قطعی وارد مذاکره شود، چون از تجربههای گذشته میداند که فشارها ممکن است با افزایش قدرت نظامی و تهدیدها همراه باشد. جایگاه اسرائیل در محاسبات آمریکا نیز بسیار اهمیت دارد و این میتواند یکی از دلایلی باشد که واشنگتن شروط سختی مطرح میکند. آمریکا مایل است توافقی حاصل شود که منافع اسرائیل را نیز تامین کند. تردید من نسبت به اثربخشی مذاکرات، مبتنی بر اقعیتهای سخت دیپلماسی بینالملل، تجربه های تاریخی و تناقضهای پیامهای دو طرف است. هنوز هیچ تضمینی برای نتیجه مثبت وجود ندارد.»