ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۴۰۳۶

شکوری‌راد: نارضایتی‌ها طی سال‌ها انباشته شده بود/ سیستم صدای این نارضایتی‌ها را نشنید

شکوری‌راد: نارضایتی‌ها طی سال‌ها انباشته شده بود/ سیستم صدای این نارضایتی‌ها را نشنید

یک فعال سیاسی گفت: صدای اصلاح‌طلبی و تحول مسالمت‌جویانه بازتابی در رسانه‌های رادیکال ندارد. بستن اینترنت باعث شد این دو قطب رادیکال بتوانند صدای خود را بازتاب دهند. اما نیروهای میانه و اصلاح‌طلبان صدای خود را از دست دهند.

تبلیغات
تبلیغات

صف‌کشی نیروها در عرصه سیاسی ایران چگونه است؟ بازیگران اصلی این عرصه چه ویژگی‌هایی دارند؟ به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران سیاسی رخدادهای اخیر باعث شد که عرصه سیاست در اختیار دو طیف تندروی داخلی و خارجی کشور قرار گیرد. دو طیفی که از پایگاه رسانه‌ای قابل توجهی در داخل و خارج کشور برخوردارند و با تکیه بر این توان رسانه‌ای توانسته‌اند صدای خود را بازتاب دهند.

به گزارش اعتماد، در واقع تنازع اصلی در عرصه سیاسی کشور، تنازع میان این دو طیف رادیکال است. دو طیفی که علی‌رغم همه تضادها و تناقضاتی که دارند بر سر یک مساله که دشمنی با گفتمان اصلاحات است از توافق کامل برخوردارند. مبتنی بر این زاویه دید است که بیانیه اخیر خاتمی در واکنش به رخدادهای اعتراضی دی ماه ۱۴۰۴ با مخالفت و انتقاد دامنه‌دار هر دو طیف رادیکال داخل و خارج از کشور مواجه می‌شود.

هم کیهان و هم ایران اینترنشنال یک جمله از خاتمی را علم کرده و به بهانه آن لیدر اصلاحات را می‌نوازند. هر دو طیف به خوبی می‌دانند که سرنوشت محتوم جامعه ایرانی حرکت به سمت گفتمان اصلاحی است که از زمان مشروطه تا به امروز همواره مطالبات مدنی مردم ایران را حمل کرده است.

علی شکوری‌راد، فعال سیاسی اصلاح‌طلب تلاش کرده تا نوری به ابعاد پنهان این تنازع میان رادیکال‌های داخلی و خارجی بتاباند. او که قصد شرکت در هیچ گفت‌وگوی رسانه‌ای را نداشت زمانی که با اصرار ما برای گفت‌وگو مواجه شد، اعلام کرد گفت‌وگو برای ثبت در تاریخ هم با دشواری‌های فراوانی مواجه است.

او با اشاره به اینکه این روزها حرف تازه‌ای نمی‌توان زد، می‌گوید: «آخرین پیشنهادی که من قبل از رخدادهای اخیر داشتم، این بود که برای برون‌رفت از شرایط کنونی، اختیارات ویژه‌ای در اختیار دکتر پزشکیان قرار بگیرد تا در حوزه سیاست خارجی و داخلی بتواند دست به تصمیمات عملگرایانه و پراگماتیستی بزند.»

او می‌گوید، ما اصلاح‌طلبیم و اصلاح‌طلب می‌مانیم اما در عین حال تاکید دارد، کنشگری در فضای فعلی که همه‌چیز در اختیار رادیکال‌ها قرار گرفته بسیار دشوار است. 

در خصوص ریشه‌های بروز اعتراضات اخیر چه می‌توان گفت؟ کدام زمینه‌ها باعث چنین رخدادهایی شدند؟ تفاوت این رخداد با نمونه‌های قبلی اعتراضات چه بود؟ 

اعتراضات اخیر ناشی از انباشت نارضایتی‌های عمومی و مطالبات فروخورده مردم است. این نارضایتی‌ها طی سال‌ها انباشته شده بود. هرچند طی سال‌های اخیر بارها به شکل تجمعات اعتراضی بروز کرد اما سیستم صدای این نارضایتی‌ها را نشنید تا به شکل بغضی فروخورده در ناخودآگاه جمعی جامعه باقی بماند و دوباره به سطح بیاید. البته آنچه حوادث اخیر را با نمونه‌های قبل متمایز می‌کند آن است که اعتراضات اخیر دیگر مطالبات اطلاح‌طلبانه صرف نبودند و شکل و شمایلی براندازانه و رادیکال به خود گرفتند.

از سوی دیگر کسانی که عهده‌دار صدور فراخوان (به خصوص طی روزهای ۱۸ و۱۹دی) شده بودند علاوه بر براندازی، خواستار دخالت قدرت‌های خارجی در ایران بودند و صحنه اعتراضات را به صحنه جنگی تمام‌عیار بدل کردند. این موارد رخدادهای اعتراضی را از نظر شکل و نوع با نمونه‌های قبلی متفاوت ساخته بود. 

به نظر می‌رسد به جز حامیان وضع موجود، ۳نگاه و رویکرد تحولی در مواجهه با نظام سیاسی ایران وجود دارد. نخست، براندازان هستند که نگاهی بنیادین و رادیکال دارند و با روش‌های خشن از دگرگونی عظیم سخن می‌گویند. گذارطلبان دسته دوم هستند که خواستار تغییر قانون اساسی هستند. و نهایتا تحول‌خواهان که معتقدند با اصلاحات و به روزآوری ذیل همین قانون اساسی می‌توان از جمهوری ایرانیان حفاظت کرد و بخش مهمی از مطالبات مردم را پاسخ گفت. این دسته‌بندی را قبول دارید؟ اگر نه، نگاه شما به میدان سیاسی فعلی چیست؟ 

عملا دیگر سه‌گانه‌ای وجود ندارد و یک دوقطبی رادیکال در داخل و خارج شکل گرفته است. هر قطبی هم در عین شباهت‌ها در تعارض صددرصدی با قطب دیگر عمل می‌کند. فضا برای کنشگری‌های میانه تنگ شده است. میدانی برای اصلاح‌طلبی باقی نمانده است. حتی طیف‌هایی که معتقد به رویکردهای تحول‌خواهانه و گذارطلبانه با روش‌های مسالمت‌جویانه بودند در شرایط فعلی محلی از اعراب ندارند. تکانه‌ای که در دی‌ماه ۱۴۰۴ ایجاد شد نشان داد که نیروهای میانه تحت فشار شدیدی قرار دارند. حتی نیروی میانه‌ای چون دکتر پزشکیان که امید اصلی اصلاح‌طلبان برای میانه‌روی برای ایجاد گشایش و اصلاح است، ناگزیر است به سمت یکی از قطب‌های موجود روی بیاورد. بنابراین فعلا میدانی برای کنشگری‌های اصلاح‌طلبانه وجود ندارد. 

وقتی از دو قطبی رادیکال صحبت می‌کنید، دقیقا منظورشماچیست؟ دو راس پاره‌خطی رادیکالیسمی که شرح دادید شامل چه گروه‌هایی هستند؟ 

یک قطب رادیکال، براندازان خارجی هستند که طیف وسیعی از رسانه‌ها را در اختیار دارند و مدام خشونت را ترویج می‌کنند. در نقطه مقابل در عرصه داخلی هم صدا و سیما و رسانه‌های فراگیر داخلی در اختیار تندروها و افراطی‌هاست. صدای اصلاح‌طلبی و تحول مسالمت‌جویانه بازتابی در این رسانه‌های رادیکال ندارد. بستن اینترنت باعث شد این دو قطب رادیکال بتوانند صدای خود را بازتاب دهند. اما نیروهای میانه و اصلاح‌طلبان صدای خود را از دست دهند. 

اما گفتمان اصلاح‌طلبی یک گفتمان ریشه‌دار در تاریخ معاصر کشورمان است. از زمان انقلاب مشروطه و پس از آن ملی شدن صنعت نفت و دوران پس از آن تا به امروز همواره این گفتمان با گونه‌های مختلفی از تحولات مواجه بوده و حیات خود را استمرار بخشیده است. دوره‌هایی هم بوده (مثل دوران پس از کودتای ۲۸مرداد ۳۲) که این گفتمان با مشکل کنشگری مواجه بوده است. اگر فرض بگیریم که سیستم بخواهد برای برون رفت از بحران موجود به مطالبات مردم توجه نشان دهد و تن به اصلاحات دهد، چه اولویت‌هایی باید مد نظر قرار گیرد؟ 

آخرین پیشنهادی که قبل از رخدادهای اخیر داشتیم، این بود که برای برون رفت از شرایط کنونی، اختیارات ویژه‌ای در اختیار دکتر پزشکیان قرار بگیرد. فراموش نکنید که پزشکیان نیروی برکشیده توسط شخص رهبری است. در انتخابات مجلس قبلی، پزشکیان رد صلاحیت شده بود و با پیگیری رهبری بود که او وارد عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری شد. اصلاح‌طلبان هم به پیروزی او کمک کردند چرا که امید داشتند حضور پزشکیان باعث ایجاد تحول و تغییرات اصلاح‌طلبانه شود.

نمی‌توان از رهبری انتظار داشت که سیاست‌ها و دیدگاه‌های خود را تغییر دهند اما می‌شد اختیاراتی به رییس‌جمهور تفویض شود تا در عرصه سیاست‌های خارجی و داخلی، وعده‌هایی را که به مردم داده است، اجرایی کرده و کشور را از شرایط بحرانی فعلی خارج کند. اما با رخدادهای اخیر و نگاهی که مردم نسبت به نیروهای میانجی پیدا کردند این روند هم دشوار شده است. نیروهایی مانند بنده این روزها ترجیح می‌دهند، کنار بایستند و بیبنند تعارض این دو قطب رادیکال به کجا ختم می‌شود. 

به هر حال بخشی از مشکلات موجود، ظهور شخصیتی مانند ترامپ است. نمی‌توان انکار کرد که پزشکیان با سیاست تنش‌زدایی روی کار آمد، از توسعه مناسبات ارتباطی با جهان از جمله امریکا سخن گفت و اصلاحات اجتماعی را در دستور کار قرار داد. تا چه اندازه وجود متغیری مانند ترامپ را در بحرانی شدن فضا موثر می‌دانید؟ 

ترامپ چهره عریان امریکاست. امریکا همواره همین بوده اما ترامپ این چهره را عریان کرده است. این عریان شدن چهره امریکا، زمان فرآیندها را کوتاه‌تر کرده است. حتما ظهور ترامپ بحران‌ها را تسریع کرده است. زمانه ما، زمانه سرعت است. تکنولوژی ارتباطات باعث شده فرآیندهای مختلف سرعت بیشتری پیدا کنند. ترامپ هم در حقیقت آمده و به رخدادها سرعت بیشتری بخشیده است. امید ما هم به سرعت تحولات است. اگر در گذشته برای یک تحول سیاسی، ده‌ها سال انتظار نیاز بود، این تحولات در عصر ما با سرعت بسیار بیشتری رخ می‌دهد.

حتی رخدادهای اعتراضی فاصله زمانی کوتاه‌تری دارند. فاصله رخداد کوی دانشگاه تا جنبش سبز ۱۰ سال بود. فاصله جنبش سبز تا رخدادهای سال ۹۶به ۸سال رسید. سپس رخدادها به ۳سال و کمتر رسیده است. فاصله رخدادهای جنبش زن، زندگی، آزادی تا رخدادهای دی ۱۴۰۴ کمتر از ۳سال است. ترامپ بر این سرعت افزوده است. تعارضاتی که بین جمهوری اسلامی و امریکا وجود داشته در حال گره‌گشایی نهایی است. امیدوارم این گره‌گشایی به نفع ایران و منافع ملی ایران بدل شود. 

شما در صحبت‌هایتان اشاره کردید که ترجیح می‌دهید سکوت کنید و از دور نظاره‌گر رخدادها باشید، چرا که فضا برای کنشگری اصلاح‌طلبانه فراهم نیست. بسیاری از چهره‌های برجسته اصلاح‌طلب هم همین رویکرد را در پیش گرفته‌اند. فکر نمی‌کنید، این خالی کردن فضا باعث قدرتمند شدن رادیکال‌ها شود؟ آیا اصلاحات در حال دگردیسی است؟ 

ما که اصلاح‌طلب هستیم، همواره اصلاح‌طلب باقی می‌مانیم. اما میدان عملی نداریم. وقتی میدان عملی وجود ندارد، ناچار به نظاره‌گری هستیم. اصلاح‌طلبان همه راه‌های اصلاح‌طلبی را آزموده‌اند، راه نرفته دیگری وجود ندارد که امروز دوباره آن را آغاز کنند. در شرایطی که فضا کاملا میان دو قطب رادیکال است، میدانی برای کنشگری اصلاح‌طلبانه باقی نمانده است. 

آیا غیر از این است که اصلاحات به معنای اتخاذ رویکردهای اصلاح‌طلبانه از هر مجال و فرصتی است؟ چه میدانی برای کنشگری اصلاحات نیاز است تا بتوانند فعالیت کنند؟ 

کنشگری ما ناگزیر صبر و انتظار است. فضایی که ما از طریق آن بتوانیم حرف خود را به گوش مخاطب برسانیم وجود ندارد. مشکل این نیست که ما امیدی نداریم ما سراپا امیدیم. اما حرف ما دیگر شنونده‌ای ندارد. در این دوقطبی صدای ما به گوش مخاطبان نمی‌رسد. آقای خاتمی در خصوص حوادث اخیر بهترین بیانیه را داد. آیا شنیده شد؟ کسی به آن توجه کرد؟ هر دو طرف رادیکال داخلی و خارجی یک جمله از بیانیه آقای خاتمی را انتخاب کردند به بهانه همان به آقای خاتمی و اصلاحات تاختند. تلاش این است که اصلاح‌طلبان را از کنشگری پشیمان کنند.

وقتی با بیانیه شخصی مانند آقای خاتمی اینگونه برخورد می‌شود، طبیعی است که فشارها زیاد می‌شود. ما در حزب اتحاد پس از چند بحث و گفت‌وگو در خصوص صدور بیانیه به نتیجه نرسیدیم، چرا که نه شنونده‌ای باقی مانده و نه ابزاری برای ارسال بیانیه وجود داشت. علاوه بر اینکه فضای اینترنت بسته شده بود، رسانه‌های موجود هم رغبتی برای انتشار بیانیه اصلاح‌طلبانه ندارند. مطبوعاتی هم یک چنین بیانیه‌ای را منتشر کنند یا با فشار شدید مواجه می‌شوند یا مخاطب فراگیری ندارند. در این شرایط باید به رهنمود حضرت علی پناه برد زمانی که می‌فرمایند: «کُنْ فِی الْفِتْنهِ کابْنِ اللّبُونِ لا ضرْعٌ فیُحْلبُ و لا ظهْرٌ فیُرْکب…» 

به گاهِ فتنه همچون شتر نر دوساله باش که نه پشتی دارد که بر او سوار شوند و نه پستانی که از آن شیر دوشند. استوارترین شما بر صراط، کسی است که علاقه‌اش نسبت به من و اهل‌بیتم بیشتر باشد.

 

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات