ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۳۶۶۶

بیراهه تعطیلی؛ استهلاک زیرساخت‌های اقتصادی در تعطیلی‌های مداوم

بیراهه تعطیلی؛ استهلاک زیرساخت‌های اقتصادی در تعطیلی‌های مداوم

کمبود برق نه‌تنها سبب قطع ساعتی برق خانگی و صنایع در فصول گرم سال می‌شود، که به دلیل استفاده نیروگاه‌ها و بسیاری از صنایع از سوخت بسیار آلاینده مازوت، آلودگی هوا در کشور شدت گرفته و روزهای متوالی سبب تعطیلی مدارس، ادارات و بانک‌ها می‌شود و سبب خسارت گسترده به صنایع و اقتصاد کشور شده است.

تعطیلی پشت تعطیلی؛ تعطیلی به دلیل آلودگی هوا و سوزاندن مازوت، تعطیلی به دلیل کمبود برق، تعطیلی به دلیل کمبود گاز و این تابستان تعطیلی به دلیل بحران آب…. استهلاک اقتصاد کشور به زیرساخت‌ها رسیده است و حالا نمود بیرونی آن، اخبار تعطیلی است که سراسر سال، از فصول گرم تا فصول سرد را متأثر کرده است. 

قطب گاز گرفتار سرما! 

به گزارش شرق، ایران دومین مالک بزرگ ذخایر گاز و چهارمین مالک بزرگ ذخایر نفت جهان است، اما حالا به وضعیتی رسیده است که قادر نیست چیزی حدود یک‌سوم تقاضای داخلی در بازار گاز را پاسخ دهد. 

ناترازی گاز در کشور از سال ۱۳۸۶ شروع شده و هر سال شکاف بین تولید و مصرف گاز بیشتر و بیشتر شد تا آنجا که هم‌اکنون به حدود یک‌سوم تقاضای کشور رسیده است.

براساس اعلام شرکت ملی گاز ایران، میانگین کسری روزانه گاز کشور در سال ۱۳۹۹ به ۱۵۵ میلیون متر مکعب در سال ۱۳۹۹ رسید. این عدد به ۱۷۴ میلیون متر مکعب در سال ۱۴۰۱ افزایش یافت و این روند افزایشی همچنان ادامه داشته است. به حدی که در حال حاضر شرکت ملی گاز ایران میزان ناترازی گاز را بین ۳۵۰ تا ۴۰۰ میلیون متر مکعب در سال ۱۴۰۴ گزارش کرده است.

براساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، اگر روند فعلی ادامه یابد، ایران تا سال ۱۴۱۰ با کسری روزانه ۶۰۰ میلیون متر مکعب مواجه خواهد شد. 

ناترازی گاز سبب شده است بسیاری از ادارات، مدارس و بانک‌ها در فصول سرد سال تعطیل شوند تا کمبود گاز به خانه‌های مناطق سرد کشور نرسد و گذشته از این، بخش قابل توجهی از ظرفیت صنایع کشور به دلیل کمبود گاز تعطیل و اعداد قابل توجهی از عدم‌النفع یا تعطیلی صنایع کشور گزارش شود. 

کسری برق و آلودگی هوا…

ماجرا به همین‌جا خلاصه نمی‌شود و کمبود گاز باعث شده نیروگاه‌های تولید برق کشور گرفتار کمبود سوخت شوند و در نتیجه ناترازی برق بروز کند. به طوری که در حال حاضر تولید برق کشور قادر نیست چیزی حدود یک‌چهارم تا یک‌پنجم تقاضای بازار داخلی را پاسخ‌گو باشد. 

در حال حاضر نزدیک به یک‌سوم گاز کشور در نیروگاه‌های برق مصرف می‌شود. حجم غالب نیروگاه‌های برق کشور با سوخت گاز یا بخار کار می‌کنند و چیزی حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد نیروگاه‌ها برقابی هستند. در این میان سهم تولید برق از نیروگاه‌های تجدیدپذیر بسیار اندک و حدود یک درصد است. وابستگی شدید نیروگاه‌های برق به سوخت گاز سبب شده است تولید برق هم تحت تأثیر قرار بگیرد و برق خانگی در فصول گرم سهمیه‌بندی شده و برق صنایع نیز قطع شود. 

کمبود تولید برق یا عقب‌ماندگی تولید برق به نسبت تقاضا از سال ۱۳۹۳ آغاز شد. تا هفت سال بعد یعنی در مردادماه ۱۴۰۰ ناترازی برق بیش از ۱۲ هزار مگاوات بوده است. این ناترازی در تابستان ۱۴۰۳ به بیش از ۱۸ هزار مگاوات رسید و پیش‌بینی می‌شود اگر تولید و توزیع برق رشد نکند، میزان ناترازی برق به ۳۰ هزار مگاوات برسد. از آن سو، با وجود ناترازی گاز در کشور، نهایت میزانی که می‌توان نیروگاه حرارتی را وارد مدار کرد، فقط ۲۰ هزار مگاوات است.

براساس گزارش وزارت نیرو، ایران باید سالانه تولید برق خود را بین پنچ هزار تا پنج هزارو ۲۰۰ مگاوات افزایش دهد اما تولید برق از برنامه بسیار عقب افتاده و همین موضوع عامل عقب‌ماندگی تولید از تقاضاست. 

در سال‌های گذشته تولید و مصرف برق تقریبا سربه‌سر بوده است و گاهی کمتر از تقاضا؛ به طوری که دولت برای تأمین برق خانگی، ناچار شده است به قطع گسترده برق صنایع و کارخانه‌ها روی بیاورد و در مقاطعی برق خانگی را قطع کند.

بررسی گزارش‌های آماری وزارت نیرو نشان می‌دهد در سال ۹۴ میزان افزایش ظرفیت تولید برق کشور حتی به هزار مگاوات هم نرسید و در واقع میزان تولید برق حتی به یک‌پنجم برنامه سالانه نرسید. البته برای افزایش تولید برق هم چالش‌ها فراوان است. چیزی بیش از ۸۰ درصد نیروگاه‌های برق کشور به گاز وابسته است و کمبود گاز می‌تواند برای فعالیت مستمر این نیروگاه‌ها دردسر جدی ایجاد کند. گذشته از این، حدود ۱۵ درصد نیروگاه‌های کشور نیروگاه‌های برقابی است که با بحران آب از مدار تولید خارج شده‌اند و بخش بسیار کوچکی از نیروگاه‌های کشور، نیروگاه‌های تجدیدپذیر هستند. 

داود مددی، رئیس انجمن انرژی‌های تجدیدپذیر ایران، در یک نشست خبری توضیح داد: «کمبود برق در زمان‌های اوج مصرف سال ۱۴۰۲ حدود ۱۲ هزارو ۴۴۳ مگاوات بود که در سال ۱۴۰۳ به حدود ۱۸ هزار مگاوات رسید و برای رفع این کمبود، حداقل به ۱۵ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نیاز است که اگر بخواهیم تجهیزات شبکه، پست و انتقال برق را هم در نظر بگیریم، میزان سرمایه‌گذاری مورد نیاز به ۲۰ میلیارد دلار می‌رسد. با این حال سرمایه‌گذاران با مشکلات متعددی از جمله نارسایی‌های تأمین منابع مالی و کمبود ارز مواجه هستند و ناهماهنگی‌های اجرائی در دولت بر این مشکلات افزوده است».

او به چالش‌های کمبود برق در سال ۱۴۰۳ اشاره کرد و گفت: با توجه به روند افزایش مصرف سالانه که به پنج درصد رسیده است، ما در سال ۱۴۲۲ به ظرفیت تولیدی برق معادل ۱۶۲ هزار مگاوات نیاز خواهیم داشت. در زمان پیک، این نیاز به ۲۰۰ هزار مگاوات خواهد رسید؛ درحالی‌که ظرفیت فعلی ما فقط ۹۱ هزار مگاوات است.

این به آن معناست که کشور با کمبود تولیدی به میزان ۱۱۰ هزار مگاوات مواجه خواهد بود. همچنین در صورت تولید ۵۰ هزار مگاوات برق از طریق نیروگاه‌های حرارتی، با کمبود ۶۰ هزار مگاوات برق مواجه خواهیم شد. حالا کمبود برق نه‌تنها سبب قطع ساعتی برق خانگی و صنایع در فصول گرم سال می‌شود، که به دلیل استفاده نیروگاه‌ها و بسیاری از صنایع از سوخت بسیار آلاینده مازوت، آلودگی هوا در کشور شدت گرفته و روزهای متوالی سبب تعطیلی مدارس، ادارات و بانک‌ها می‌شود. 

در همین زمینه، حسین مقیسه، کارشناس صنعت خودرو، در یادداشتی برای این رسانه نوشته است: «گوگرد مازوت مصرفی نیروگاه رجایی حدود سه درصد وزنی است؛ این یعنی در هر هزار کیلوگرم سوخت، ۳۰ کیلوگرم گوگرد وجود دارد نیروگاه دو هزار مگاواتی رجایی در صورت مازوت‌سوزی شبانه‌روزی حدود ۱۳ میلیون لیتر مازوت مصرف می‌کند.

این مقدار معادل تقریبی ۱۲ هزار و ۸۰۰ تن سوخت است. همه گوگرد موجود در سوخت، در احتراق تبدیل به SO2 می‌شود. ضریب استوکیومتری ساده حاکی از آن است که خروجی یک کیلوگرم گوگرد، دو کیلوگرم SO2 است. پس اگر سه درصد گوگرد را در عدد ۱۲ هزار و ۸۰۰ تن سوخت ضرب کنیم، عدد حاصل ۳۸۵ تن گوگرد به دست می‌آید و اگر این رقم را در دو ضرب کنیم، حدود ۷۷۰ تن SO2 در شبانه‌روز تولید می‌شود. حالا اگر فرض کنیم فقط یک‌سوم شب‌ها در نیروگاه مازوت‌سوزی شود، این عدد به حدود ۲۵۷ تن SO2 می‌رسد.

درحالی‌که گوگرد بنزین یورو ۴ حدود ۵۰ ppm است، یعنی ۰.۰۰۵ درصد وزنی. ضمن اینکه بخش قابل توجهی از آلاینده‌ها با کاتالیست خودرو کاهش پیدا می‌کند، اما فرض می‌کنیم هیچ فیلتری وجود ندارد تا مقایسه خنثی باشد. بررسی مصرف سه استان نشان می‌دهد مصرف تهران حدود ۲۰ میلیون لیتر است و استان‌های البرز و قزوین مجموعا حدود ۱۰ میلیون لیتر مصرف می‌کنند که در مجموع حدود ۳۰ میلیون لیتر در روز می‌شود. کل SO2 حاصل از این مقدار بنزین حدود دو تا سه تن در روز است.

اگر ۲۵۷ تن SO2 ناشی از مازوت‌سوزی شبانه را مبنا بگیریم، برای تولید این مقدار SO2 با بنزین، باید یک میلیارد خودرو با متوسط مصرف شبانه‌روز چهار لیتر به طور هم‌زمان در سه استان تردد کنند که طبعا فقط برای تصویرسازی بزرگی اختلاف است، ولی نشان می‌دهد مقیاس آلودگی مازوت در حد خودروها نیست، بلکه حدود ۴۰۰ تا ۶۰۰ مرتبه بیشتر است». 

بحران آب؛ دلیل تازه تعطیلی‌ها

طومار تعطیلی‌های مداوم کشور، تابستان امسال به بحران آب رسید و نگرانی برای کمبود آب آشامیدنی در تهران سبب شد دولت اقدام به تعطیلی پایتخت کند. این اتفاق پس از آن افتاد که آب آشامیدنی خانگی روزها و ساعت‌های متوالی قطع شد.

در همین زمینه مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری، بارها در سخنرانی‌های خود به موضوع بحران آب اشاره کرد و گفت: «نه زیر پایمان آب هست، نه پشت سدها و اگر آب چاه‌ها تمام شود نمی‌دانیم چه کار باید بکنیم‌». او همچنین تأکید کرد همه آن‌هایی که روزی مدیر بودند، ما را به اینجا رساندند. 

همچنین فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، گفت: «از مردم می‌خواهیم برای طلب بارش باران دعا کنند». 

استان تهران بعد از سیستان‌وبلوچستان دومین استان فقیر از نظر منابع آبی است و البته جمعیت بالای تهران عامل اصلی این موضوع است. سرانه آب هر شهروند تهرانی حدود ۳۵۰ متر مکعب است اما این رقم در کل کشور هزارو ۶۰۰ متر مکعب است. این فقر سرانه آب در تهران در شرایطی است که سطح بارش در استان تهران نسبت به میانگین کشور پایین نیست.

متوسط بارندگی در تهران حدود ۲۷۰ تا ۲۸۰ میلی‌متر بوده که از متوسط ۲۵۰ میلی‌متری کشور بالاتر است. نکته اما اینجاست که تهران نزدیک به ۲۰ درصد جمعیت کشور را در خود جای داده است و سرانه آب استان به حدود یک‌پنجم سرانه آب کشور رسیده است. 

تمرکز جمعیت در تهران، باعث فشار بی‌رویه به منابع آب این استان شده است و حالا این منطقه پدیده فرونشست زمین را با شدت بیشتری نسبت به سایر مناطق کشور تجربه می‌کند.

علی بیت‌اللهی، عضو هیئت‌علمی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، پیش از این گفته بود تشدید برداشت آب از لایه‌های زیرزمینی، باعث شده است فرونشست تهران به ۲۴ سانتی‌متر در سال برسد. این در حالی است که میانگین فرونشست زمین در کشور ۱۵ سانتی‌متر است. او توضیح می‌دهد بیشترین نرخ فرونشست زمین در تهران مربوط به ورامین است و شکاف فرونشست کم‌نظیری در این منطقه وجود دارد که حدود سه کیلومتر از معین‌آباد تا جاده گرمسار به قم است. 

بنا به گفته این متخصص، حالا بسیاری از مناطق تهران روی زون‌های فرونشست زمین واقع شده‌اند و خطری جدی ساکنان این مناطق را تهدید می‌کند. بسیاری از خطوط نقل و انتقال گاز، دکل‌های پرفشار برق، ایستگاه‌های پمپ بنزین، فرودگاه، خط ریلی و انبارها و مخازن ذخیره سوخت مانند شهران روی فرونشست زمین واقع شده‌اند. گذشته از این، مناطق مسکونی جنوب تهران مانند خیابان مولوی از این نظر وضعیت حادتری را تجربه می‌کنند. 

مجموع این بحران‌ها نه‌تنها سبب خسارت گسترده به صنایع و اقتصاد کشور شده است، که حالا برای مهار این چالش‌ها دولت مجبور می‌شود روزهای متمادی کشور را تعطیل کند.

 

ارسال نظرات
خط داغ