محسن برهانی: آنان که بر تنوره خشونت میدمند، دلسوز ایران و ایرانی نیستند
عرصه اجتماع، «میدان جنگ» نیست و خفتگان در خاک، «تلفات» نیستند؛ خشونت بلای جان این کشور است و آنان که بر این تنوره میدمند، دلسوز ایران و ایرانی نیستند. یادمان باشد که مسؤولیت نخبگان «مویه کردن» و «روضه خواندن» و «محکوم کردن» نیست بلکه «آگاهیبخشی» به جامعه برای اتّخاذ «تصمیم» درست و کاهش رنج است.
محسن برهانی حقوقدان در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
توییت زیر دقیقاً دو هفته قبل در ساعت ۱۵:۵۶ دقیقه روز پنجشنبه ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ نگاشته و منتشر شد؛ قبل از آن دو شب خونبار و تلخ که هنوز ابعاد جنایات روشن نشده است. در روزهای پساجنایات، بسیاری از طرفهای درگیری بر عزیزان اسیر خاک مویه میکنند و انگشت اتهام به سمت و سوی دیگری میگیرند و در مجموع ایرانیان شاهد رنجهای فراوانی هستند که از غروب روز پنجشنبه تا سحرگاه روز شنبه در کمتر از ۳۰ ساعت ایجاد و هر روز بنحو تصاعدی با انتشار اخبار و تصاویر افزایش مییابد.
هیچ تردیدی نیست که شهروندان حق تجمّع، حق اعتراض و حتی حق انقلاب دارند اما اِعمال و اجرای این «حقّ» حتماً باید با ملاحظه شرایط و پیشبینی نتایج و تبعات و نحوه عمل یک مثلث صورت گیرد؛ واکنش احتمالی قدرت داخلی و واکنش احتمالی قدرتهای خارجی و اقدامات سایر شهروندان در تجمّعات.
![]()
عدم تفکیک بین «واقعیت» و «هنجار» همیشه فاجعه میآفریند: ما در خلأ زندگی نمیکنیم و حقوق هم امر انتزاعیِ محض نیست و باید با نگاهی رئالیستی، واقعیت را شناخت و نتایج را پیشبینی کرد. در این مرحله «توصیف» دقیق حرف اول و آخر را میزند و «توهّمفروشی»، «احساسگرایی» و «تکلیفگرایی» فاصلهگیری از واقعیت است و مسؤولیتآور برای آنانی که بدون این «مآلاندیشی» مردم را دعوت به خیابان کردند. بعد از درک واقعیت، تازه نوبت به «هنجار» و «باید» میرسد و پاسخ به این پرسش که حال «باید چه کرد؟»
آیا آنانی که مردم را به خیابان دعوت کردند: چنین فجایعی را پیشبینی نمیکردند؟ تصور میکردند که خونهای کمتری ریخته میشود؟ تصور میکردند نیروی خارجی مداخله میکند و ورق برمیگردد؟ با علم به تحقق این فجایع، باز هم مردم را به خیابان دعوت کردند؟
حال که دو هفته از آن تاریخ گذشته است با دلی خونبار و چشمی اشکبار، رضایت قلبی دارم که با عقل ناقصم و با نگاهی واقعبینانه این نتایج خونبار را پیشبینی کردم و صادقانه با بیانی قاصر از سایرین تقاضا کردم که در این آوردگاه مهآلود ورود پیدا نکنند و بر رنجهای موجود نیفزایند و زخم بر زخم تلنبار نشود.
عرصه اجتماع، «میدان جنگ» نیست و خفتگان در خاک، «تلفات» نیستند؛ خشونت بلای جان این کشور است و آنان که بر این تنوره میدمند، دلسوز ایران و ایرانی نیستند. یادمان باشد که مسؤولیت نخبگان «مویه کردن» و «روضه خواندن» و «محکوم کردن» نیست بلکه «آگاهیبخشی» به جامعه برای اتّخاذ «تصمیم» درست و کاهش رنج است.