نشریه هیل گزارش می دهد؛
تله سیاست خارجی آمریکا!
تا زمانی که اقتصاد آمریکا خوب کار کند، مسائل بینالمللی برای این کشور ایجاد مشکل نمی کنند. زمانی که اقتصاد، وضعیتی بدی پیدا می کند، همچون دوره جیمی کارتر و جورج بوش پدر، حتی صدها پیروزی در حوزه سیاست خارجی نیز به دادِ دولت آمریکا نمی رسد.
فرارو- کیت ناتون؛ نویسنده و تحلیلگر مسائل آمریکا
به گزارش فرارو به نقل از نشریه هیل؛ در بیشتر اوقات، آمریکاییها روسای جمهور کشورشان را بر پایه مسائل داخلی انتخاب می کنند. با این حال، روسای جمهور به نحو اجتناب ناپذیری باید وارد طیف متنوعی از چالش ها در حوزه سیاست خارجی آمریکا شوند. دونالد ترامپ نیز در این منظومه استثنا نیست.
البته که ترامپ به واسطه ویژگیهای شخصی و سیاسی خود، وضعیت حادتری در این زمینه دارد. او که با شعار «اول آمریکا» به کرسی ریاست جمهوری آمریکا برگشته، هنوز متناسب با اقدامات خود به چالشها و بحرانهای مختلف کشیده نشده است. این مساله میتواند یک پالس هشدار و خطر جدی برای رئیس جمهور آمریکا باشد.
اینطور به نظر میرسد که افکار عمومی آمریکا از سیاستهای ترامپ در بحرانهای سیاست خارجی این کشور حمایتی نمیکنند. با این حال، واقعیت این است که در غیاب یک تهدید واقعی علیه امنیت ملی آمریکا، آمریکاییها از حوزه سیاست خارجی رو برمیگردانند. مردم این کشور از نظر فکری در نوعی انزوا هستند. زمانی که از آن ها سوال میشود مسائل اصلی و مهم در ذهن خود را بیان کنند، سیاست خارجی اغلب توسط مسائلی نظیر تورم به حاشیه رانده میشود. مسائلی نظیر اقتصاد آمریکا و وضعیت بهداشت و درمان در این کشور نیز وضعیتی مشابه دارند.
باید توجه داشته باشیم که آمریکا کمتر از دیگر کشورهای توسعه یافته به سایر کشورها متصل و مرتبط است. مثلا سهم تجارت خارجی از تولید ناخالص ملی آمریکا به مراتب کمتر از دیگر کشورهای توسعه یافته است. بر اساس دادههای بانک جهانی، واردات آمریکا چیزی در حدود 15 درصد از توالید ناخالص ملی این کشور را در برمیگیرد که این عدد 10 درصد کمتر از ژاپن است و صادرات آمریکا نیز 12 درصد از تولید ناخالص ملی این کشور را تشکیل می دهد که این عدد نیز به مراتب کمتر از آمارهای کشوری نظیر فرانسه است.
همین وضعیت در عرصه حکمرانی آمریکا دامنه عمل گسترده ای را به این کشور در حوزه سیاست خارجی اش می دهد. تا زمانی که اقتصاد آمریکا خوب کار کند، مسائل بین المللی برای این کشور ایجاد مشکل نمیکنند. زمانی که اقتصاد وضعیتی بدی پیدا می کند، همچون دوره جیمی کارتر و جورج بوش پدر، حتی صدها پیروزی در حوزه سیاست خارجی نیز به داد دولت آمریکا نمی رسد.
در عین حال باید توجه داشت که روسای جمهوری در آمریکا که ماجراجویی های خارجی آنها به باتلاق تبدیل می شود، عملا ریاستجمهوری خودشان را در نقطه بحران و فلج مییابند. به عنوان مثال میتوان به ریاست جمهور لیندون جانسون و جورج بوش پسر اشاره کرد. از این رو، چالش اصلی برای ترامپ این نیست که سیاست خارجی خود را موثر و راهگشا نشان دهد بلکه او تمام سعی خود را می گذارد تا سیاست داخلی خودش را موفق نشان دهد.
ترامپ اکنون بر پایه طیف متنوعی از نظرسنجی ها در کشورش از منظر رضایت افکار عمومی از خود با بحران رو به رو است. او هم در عرصه سیاست داخلی و هم سیاست خارجی آمریکا با نگرشهای منفی قابل توجهی رو به رو است. با این همه، به طور خاص در حوزه تورم وضعیت وی به هیچ وجه خوب نیست و تنها 23 درصد از آمریکاییها از او راضی هستند. از منظر کلی اقتصاد آمریکا نیز تنها 15 درصد از آمریکاییها از وی راضی هستند. ترامپ تنها در دو حوزه که همان مساله مهاجرت و البته نرخ جرم و جنایت است توانسته در کشورش آمار مثبتی را به ثبت برساند.
با این حال، چالش اصلی وی این است که در حوزه های مذکور، مردم آمریکا دغدغه جدی ندارند و در واقع در اولویت آن ها نیست. دغدغه اصلی مردم آمریکا اقتصاد و تورم است. ترامپ در حال به جا گذاشتن یک عملکرد منفی از خود در حوزه تورم در آمریکا است. اقتصاد آمریکا در دوره بایدن با برخی شوک های جدی رو به رو شد و همین مساله ردپای خود را در دوره ترامپ برجا گذاشته است. ترامپ در حوزه اقتصاد و تورم در آمریکا با دو چالش جدی رو به رو است.
اول اینکه سیاست منسجمی وجود ندارد که وی آن را ترویج کند. ما عملا با حجم گسترده ای از فرصتطلبی رو به رو هستیم. کاهش هزینه های مسکن نیازمند طیف متنوعی از اقدامات سیاستی است و البته که در سایر حوزهها نظیر بهداشت و درمان هم با وضعیتی مشابه رو به رو هستیم. ترامپ نیازمند آن است که در هر حوزه ای، مجموعهای وسیع از ابتکارات را ارائه کند نه اینکه صرفا دستاوردهای مقطعی و یا تحرکات کوتاهمدت را هدفگذاری کند.
مشکل دوم نیز بسیار جای تاکید دارد. هرکدام از اقدامات ترامپ با محوریت تورم در اقتصاد آمریکا، به شدت تحت تاثیر تحرکات وی در عرصه سیاست خارجی آمریکا قرار گرفته است. مثلا مواضع اخیر ترامپ در مورد اراده دولت وی برای تسخیر گرینلند به شدت بر برخی سیاست های اقتصادی وی در داخل آمریکا اثرگذاری منفی داشته است. برای چیزی در حدود چهار سال، افکار عمومی در آمریکا مساله تورم را چالش و مشکل درجه یک خود معرفی کرده اند و البته که نتایج نظرسنجی های مختلف نیز به عینه بر این مساله تاکید دارند. جو بایدن و کامالا هریس نسبت به این مساله بیاعتنایی پیشه کردند. اگر ترامپ نیز بخواهد از این مساله غافل شود و با حواسپرتیهای مختلف از آن منحرف شود، کاملا محتمل است که در نهایت مجبور شود بهایی گزاف را بپردازد.