ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۲۵۹۰

ایرانی، سفیر پیشین ایران در کویت در گفتگو با فرارو:

هنوز تصمیمی برای تغییر یا تداوم سیاست خارجی پیشین وجود ندارد / به هیچ وجه نباید باب گفتگو را ببندیم

هنوز تصمیمی برای تغییر یا تداوم سیاست خارجی پیشین وجود ندارد / به هیچ وجه نباید باب گفتگو را ببندیم

محمد ایرانی، سفیر پیشین ایران در لبنان، اردن و کویت در گفتگو با فرارو به تحلیل شرایط سیاست خارجی ایران در منطقه، پیامدهای تحولات دو سال گذشته و دیدگاه‌های موجود درباره مسیر پیش روی ایران پرداخت.

فرارو- ناظران بر این باورند که ایرانِ ما یکی از معدود کشورهایی‌ست که عرصه سیاست خارجی آن، بیش از حد معمول با حوزه سیاست داخلی گره خورده است. شرایطی که به باور تحلیلگران، پیچیدگی‌های ذاتی حوزه دیپلماسی را بیش از پیش افزایش می‌دهد. با توجه به همین مختصات، به خصوص بعد از تحولات دو سال اخیر همچنان این بحث در میان تحلیلگران وجود دارد که سیاست خارجی ایران به چه سمتی در حرکت است.

به گزارش فرارو، درباره این که وضعیت سیاست و روابط خارجی ایران چگونه است و چه باید کرد، دو نگاه عمده و اصلی وجود دارد که بخشی از آن به منطقه و بخشی دیگر به حوزه بین‌المللی ارتباط پیدا می‌کند. این دو نگاه موجود در عرصه تحلیل را در گفتگویی با محمد ایرانی، دیپلمات پیشین بررسی کردیم. ایرانی سابقه خدمت به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در لبنان، اردن و کویت را دارد. او سال ۱۴۰۲ پس از پایان ماموریتش در کویت به تهران بازگشت.

ایرانی با اشاره به تحولات دو سال گذشته در منطقه خاورمیانه، به فرارو گفت: «بدون تردید بسیاری از مسائل منطقه‌ای با توجه به رخدادهایی که دیدیم، نسبت به دو سال گذشته تغییر کرده است. رخداد ۷ اکتبر و جنگ غزه پیامدهایی داشت و در روزهای اول، تصوراتی را برای خیلی از بازیگران منطقه‌ای ایجاد کرده بود که می‌‌توان گفت با توجه به نتایجی که حاصل شد، با این تصورات و پیش‌بینی‌ها متفاوت بود. این واقعیتی است که باید به آن اشاره کرد. اگر چه برخی از نظریه‌پردازان و کارشناسان منطقه‌ای معتقدند تمام این تحولات پیروزی و به نفع ما بوده است اما من معتقدم این تحلیل خیلی دقیق نیست. اگر با دقت صحنه را بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که تحولات دو سال پس از ۷ اکتبر، پیامدهای عمیقی برای فلسطین، لبنان، جمهوری اسلامی و حتی رژیم صهیونیستی داشت که قابل انکار نیست. اگر چه موضوع فلسطین و کشتاری که رژیم صهیونیستی رقم زد به عنوان نماد و یک دغدغه جهانی میان تمام جریان‌های مترقی دنیا مورد توجه قرار گرفت و حتی در کشورهای اروپایی و ایالات متحده واکنش‌برانگیز شد اما اگر بخواهیم کوتاه پیامدهای این شرایط را تحلیل کنیم، این است که آنچه به عنوان ترویج صلح در منطقه مطرح می‌شد، شکست خورد.»

این دیپلمات پیشین کشورمان تاکید کرد: «درباره این که سیاست ایران در منطقه چه شرایطی دارد و چه باید کرد، باید به این نکته توجه کنیم که مناسبات منطقه‌ای و جهانی هیچ گاه ثابت نبوده و همیشه در حال تغییر است. هیچ امری در سیاست خارجی ثابت نیست. فهم قدیم جای خود را به فهم جدید می‌دهد. برداشت‌هایی که ما بعد از پیروزی انقلاب درباره تحولات منطقه داشتیم، امروز مورد توجه بسیاری از نظریه‌پردازان و تحلیلگران سیاست خارجی نیست و می‌گویند ما نمی‌توانیم سیاست‌های قدیم را جلو ببریم. باید بدون تردید درک درستی از مسائل منطقه‌ای و مناسبات جهانی داشته باشیم. تا وقتی این درک وجود نداشته باشد، معضل سیاست خارجی و روابط خارجی ما همچنان برقرار است. این نکته‌ایست که دولتمردان و سیاست‌گذاران ما باید همیشه درباره مسائل منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در نظر داشته باشند که سیاست‌ها همواره در حال تغییر است.»

سفیر پیشین ایران در اردن، لبنان و کویت با اشاره به نگاه‌های موجود در ایران نسبت به مسئله تغییر یا تداوم سیاست‌ خارجی ایران در منطقه، ادامه داد: «دو دیدگاه داخل کشور در این باره وجود دارد که در محافل سیاستگذاری و تصمیم‌گیری مورد بحث قرار می‌گیرد. یک نگاه می گوید سیاست ایران باید متحول شود و ارتقاء پیدا کند و فهم جدیدی جایگزین شود. یک نگاه هم می‌گوید ما نیازمند تغییر هستیم و سیاست‌های دهه‌های گذشته حتی با این که در مقاطعی برای ما پیروزی‌هایی به بار آورده، اما خسارت‌های زیادی هم داشته است. اگر پایه تحلیل را بر این بگذاریم که مناسبات در حال تغییر هستند، من فکر می‌کنم رویکردهای ما نیز باید تغییر کند. در این نگاه به یک بحث ریزتر می‌رسیم و این است که رویکردهای ما باید تغییر کند یا راهبردها؟ در این سطح هم دو نگاه وجود دارد. یک نگاه می‌گوید استراتژی و راهبرد به هیچ شکل قابل تغییر نیست. چون متکی بر برخی قواعد اصولی و قوانین از جمله قانون اساسی است.»

ایرانی ادامه داد: «در مقابل هم نگاه دیگر می‌گوید اگر به دنیا نگاه کنیم، خیلی از بازیگران راهبردهایشان را تغییر می‌دهند و ما هم هر جا احساس کردیم منافع ملی‌مان تامین نمی‌شود، باید دست به تغییر بزنیم. یک نگاه دیگر می‌گوید رویکردها باید تغییر کند. یعنی برای مثال، حفظ منافع و مصالح جمهوری اسلامی ایران در منطقه در سایه تقویت مقاومت تامین می‌شود اما امروز با مشکل مواجه شده و باید با اتخاذ رویکرد جدید همین راهبرد و اهدافی که تعریف شده را دنبال کرد. جلسات متعددی برای بحث مفصل حول این دیدگاه‌ها برگزار می‌شود و تصور من این است احتمالاً ساختار سیاسی هنوز به جمع‌بندی نرسیده. از لحاظ شخصی معتقدم این که گاهی در تصمیم‌گیری‌ها تعلل یا توقف صورت می‌گیرد، به این دلیل است که هنوز این تصمیم اساسی که رویکرد باید تغییر کند یا راهبرد را نگرفته‌ایم.»

این کارشناس سیاست خارجی درباره مسیر پیش روی ایران نیز گفت: «سیاست خارجی پویا یعنی حتی این تصور به وجود نیاید که سیاست خارجی تعطیل شده است و ما انزواگرایی را پیشه کردیم. در این نقطه، موضوع مذاکرات با طرف‌های مختلف مطرح می‌شود که معنای اصلی آن خروج از انزوا و فعال‌تر شدن است. امروز در شرایطی قرار گرفتیم که نسبت به قبل مطلوب‌تر نیست و سیاست خارجی باید بسیار فعال‌تر از قبل باشد. نمی‌توانیم صبر کنیم تا تحولات پیش برود چون طرف مقابل قطعاً فعالیت‌های خودش را بیشتر می‌کند. هر تصمیمی که درباره ایران گرفته می‌شود باید در خلال گفتگو با کشورهای همسو، نزدیک، دوستان قدیم و جدید دریافت شود. مثلا این که برخی کشورهای خارجی چه تصور و قصدی درباره ایران دارند. این آگاهی از مسیر مذاکرات به دست می‌آید. مذاکره محور اصلی سیاست خارجی است. وقتی حرف مذاکره می‌شود، تصور این است که یعنی رفتن، امتیاز دادن و تسلیم شدن. در حالی که مذاکره یعنی گفتگو، فارغ از این که به توافق برسد یا نرسد. باب گفتگو به هیچ وجه نباید بسته شود.»

ارسال نظرات
خط داغ