ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۲۵۶۰

چگونه در غار ناخودآگاه خودمان غواصی کنیم؟

چگونه در غار ناخودآگاه خودمان غواصی کنیم؟

کارل یونگ معتقد بود که ضمیر ناخودآگاه ما، از طریق رویاها، احساسات و نمادها، پیام‌هایی قدرتمند درباره افکار و آرزوهایمان ارسال می‌کند. شناخت و ادغام این پیام‌ها کلید رسیدن به یک زندگی کامل و رشد فردی است.

آیا تا به حال به ایده‌های مرموزی که انگار از درونی‌ترین افکار شما سرچشمه گرفتند، فکر کرده‌اید؟ کارل یونگ، روان‌پزشک سوئیسی معتقد بود ما در ناخودآگاه‌مان، چشمه پنهانی از دانش داریم. در اینجا، افکار پیشگامانه‌ی یونگ درباره این موضوع را مرور می‌کنیم و اینکه چگونه می‌شود آنچه را که این چشمه‌ی پنهانی می‌خواهد به ما بگوید، درک کنیم.

با کاوش در مفاهیمی مانند کهن‌الگوها، رویاها و ناخودآگاهی جمعی که همگی توسط یونگ توسعه یافتند، می‌توانیم در افکار و خواسته‌های خودمان به شکلی که قبلاً هرگز تجربه نکرده بودیم، کاوش کنیم. 

ساختار روان: خودآگاه، ناخودآگاه شخصی و ناخودآگاه جمعی

در چارچوب روانشناختی کارل یونگ، سه سطح روان وجود دارد: ذهن خودآگاه، ناخودآگاه شخصی و ناخودآگاه جمعی. 

ضمیر خودآگاه چیزی‌ست که هر لحظه از آن آگاهیم: افکار، احساسات و ادراکات ما. با خواندن این جمله، ضمیر خودآگاه‌تان این واژگان را درک می‌کند، معنای آن‌ها را می‌فهمد و به آن‌ها واکنش نشان می‌دهد
اما در اعماق وجودمان، ناخودآگاه شخصی وجود دارد. اینجا جایی‌ست که خاطرات و تجربیاتی که هنوز بخشی از آگاهی هشیار ما نشدند، وجود دارند. برخی چیزها به سادگی از ذهن ما خارج شده‌اند. برخی چیزها را ممکن است آگاهانه فراموش کرده باشیم، چون فکر کردن آگاهانه به آن‌ها بیش از حد دشوار بوده است (نامش را سرکوب می‌گذاریم). 
برای نمونه، اگر در هر زمانی، یک واکنش احساسی ناگهانی و غیرقابل‌توضیح به چیزی داشته‌اید که نباید آن را تحریک می‌کردید، ممکن است یکی از خاطرات نادیده گرفته‌شده از ناخودآگاه شخصی فعال شده باشد. 
و در عمیق‌ترین سطح، در زیر ناخودآگاه شخصی، ناخودآگاه جمعی قرار دارد: سطحی از روان که از نظر یونگ مشترک برای همه افراد است؛ سطحی که حاوی کهن‌الگوها و تصاویری است که به طور جهانی قابل‌درک هستند. 

اینها از راه تجربه فردی به دست نمی‌آیند، بلکه الگوهایی ارثی برای نحوه‌ی تفسیر بخش‌های خاصی از زندگی انسان هستند. ناخودآگاه جمعی می‌تواند توضیح دهد چرا مضامین یا ایده‌های خاصی در هنر به صورت میان‌فرهنگی در طول دوره‌های زمانی بسیار طولانی ظاهر می‌شوند. 

این سه لایه با هم کار می‌کنند تا اعمال و شخصیت ما را شکل دهند. ناخودآگاه شخصی به شکل‌گیری خودِ منحصربفرد ما کمک می‌کند، در حالی که چیزهایی در مورد انسان بودن وجود دارند که به دلیل ناخودآگاه جمعی، تمام افراد در آن سهیم هستند.

کهن‌الگوها: نمادهای جهانی در ذهن انسان

کهن‌الگوها را بازیگرانی با شخصیت‌های مختلف در نظر بگیرید که در پشت صحنه ذهن ما زندگی می‌کنند و داستان‌هایی را که زندگی می‌کنیم و می‌گوییم شکل می‌دهند. این کهن‌الگوها نمادهای جهانی هستند که از اجداد ما به ارث رسیده‌اند، یعنی در همه فرهنگ‌ها مشترک هستند و در چیزی که کارل یونگ آن را ناخودآگاه جمعی می‌نامد، تعبیه شده‌اند. 

برای نمونه، کهن‌الگوی «مادر»؛ چه آغوش آرامش‌بخش مادر ترزا باشد، چه خشونت حمایتگر کالی در داستان‌های هندو، به هر حال این مراقب پرورش‌دهنده همه جا خودش را نشان می‌دهد. به زمانی فکر کنید که حتی غریبه‌ها سعی می‌کنند یک کودک گریان را آرام کنند. این امری غریزی است. 

کهن‌الگوی «قهرمان» نیز در هر فرهنگی وجود دارد: مثل شوالیه‌های شجاع افسانه‌های قرون وسطی؛ (و غیر از آن‌ها، قهرمانان روزمره مانند آتش‌نشان‌ها). آن‌ها نماینده میل ریشه‌دار ما به پیروزی و فداکاری برای خیری فراتر از خیر شخصی هستند. 

«سایه» به جنبه‌های پنهان و تاریک‌تر شخصیت فرد اشاره دارد که شاید ترجیح دهد آن‌ها را نپذیرد، مانند یک جنبه شیطانی پنهان. این جنبه می‌تواند به شکل خشم غیرمنتظره جاده‌ای هنگام گیر کردن در ترافیک یا حسادت کینه‌توزانه وقتی شخص دیگری آخرین تکه کیک را می‌خورد، ظاهر شود. 

به علاوه «آنیما و آنیموس»، هر دو بیانگر انرژی‌های آغازین زنانه و مردانه در افراد هستند. برای نمونه، مردی ممکن است آنیمای خود را با انجام کارهای محبت‌آمیز یا شنونده‌ی خوب بودن نشان دهد، در حالی که آنیموس زن ممکن است وقتی پدیدار شود که او بخواهد کنترل موقعیتی را به دست بگیرد یا با اطمینان صحبت کند.

این ایده‌ها ممکن است سر از رویاها درآورند (یا همراه با خیالبافی‌های وقت بیداری) و سناریوهای نامحسوسی ارائه کنند که ما میل عمل کردن به آن‌ها را در زندگی روزمره داریم. آن‌ها در داستان‌هایی نیز ظاهر می‌شوند که ما را روی صفحه کتاب یا پرده سینما متأثر می‌کنند. 

رویهم‌رفته، کهن‌الگوها به افراد کمک می‌کنند به افکار ناخودآگاه نهفته در پشت اعمالشان دسترسی پیدا کنند و الگوهای مشترکی را برای درک خودشان و بشر به طور جمعی در اختیار داشته باشند. 

رویاها و زبان نمادین آن‌ها

ناخودآگاه

نقاشی شب پرستاره اثر ونسان ون گوگ

به گفته کارل یونگ، رؤیاها می‌توانند پیام‌های گیج‌کننده‌ای از ذهن ناخودآگاه ما باشند. او معتقد بود رؤیاها از طریق نمادها با ما صحبت می‌کنند، نه واژگان یا عبارات تحت‌اللفظی، بلکه زبانی از نمادها که می‌توانیم درک آن را یاد بگیریم. 

برای نمونه، تصور کنید رؤیای بالا رفتن از یک کوه بزرگ را می‌بینید. یونگ ممکن است بگوید این کوه نماد چیزیست که شما در زندگی واقعی خود سعی در رسیدن به آن دارید. این واقعیت که صعود کار دشواری است، شاید نمایانگر احساس شما نسبت به چالش باشد و اگر به بالای کوه برسید، چه؟ خب، شاید به آن معناست که شما موفق خواهید شد! 

یونگ تصور می‌کرد اگر در خواب به این نمادها توجه کنیم، می‌توانیم چیزهایی درباره خودمان بیاموزیم که آگاهانه نمی‌دانیم. او به جای استفاده از فرهنگ تعبیر رویاها مثل دیگران، گفت باید به این فکر کنیم که هر نماد برای ما شخصاً چه معنایی دارد. برای مثال، اغلب تصور می‌شود خواب مار دیدن، نشان‌دهنده خطر یا وسوسه است، اما شاید از نظر شما، تعبیر این خواب جالب و زیبا باشد. 

مانند کارآگاهی که ذهن خودش را کاوش می‌کند: هر رؤیا یک سرنخ است. یونگ معتقد بود هر قدر احساسات و نمادهای خودمان را بهتر درک کنیم، بهتر می‌توانیم آنچه را که ضمیر ناخودآگاهمان می‌خواهد به ما بگوید درک کنیم. مسئله در مورد خودشناسی هم هست، گاهی زندگی درونی شما هنگام خواب می‌تواند به همان اندازه که بیدارید جذاب و مفید باشد! 

همزمانی: رقص تصادف

ناخودآگاه

من و روستا اثر مارک شاگال، ۱۹۱۱

همزمانی (پیام دیگری از ناخودآگاه) را می‌توان نشانه‌ای از جهان در نظر گرفت، لحظه‌ای که اتفاقات غیرمرتبط به شکلی کنار هم قرار می‌گیرند که معنادار می‌شوند. کارل یونگ این اصطلاح را برای توصیف «مصادیق وقوع همزمان رویدادهای علّی» به کار برد. 

به بیان دیگر، زمانیست که به نظر می‌رسد همه چیز به طور غیرمحتمل با هم خوب پیش می‌رود، فرای آن چیزی که شانس یا ذهن منطقی ممکن است بگوید و این می‌تواند مدرکی از یک طرح پنهان باشد. 

به یک دوست قدیمی فکر کنید که سال‌هاست او را ندیده‌اید و به طور غیرمنتظره، آن دوست همان بعد از ظهر به شما زنگ می‌زند یا شما در حال زمزمه کردن یک آهنگ قدیمی مبهم هستید و فردای آن روز در کافی‌شاپ همان آهنگ پخش می‌شود. اینها نمونه‌هایی از همزمانی هستند. هیچ رابطه علت و معلولی روشنی پشت آن‌ها وجود ندارد. با این حال، ما هنوز احساس می‌کنیم باید چیز مهمی در ارتباط «تصادفی» به این شکل وجود داشته باشد. 

یونگ معتقد بود همزمانی ارتباط نزدیکی با ذهن ناخودآگاه دارد. او معتقد بود این تصادفات ممکن است از چیزی به نام ناخودآگاه جمعی ناشی شوند: لایه‌ای مشترک از ذهن ناخودآگاه که نمادها و کهن‌الگوهای جهانی را در خود دارد. 

پیامدهای تجربه همزمانی می‌تواند بسیار زیاد باشد. این قدرت را دارد که واقعیت ما را دچار نوسان کند و ما را ترغیب کند فراتر از آنچه را که درست مقابلمان است ببینیم. برخی از مردم آن را فشاری به سمت چیزی یا نشانه‌ای از خوب انجام دادن کاری می‌دانند. دیگران فکر می‌کنند جنبه‌هایی از خودمان و جهان کلی را نشان می‌دهد که ما هنوز آن‌ها را درک نکرده‌ایم. 

توجه به همزمانی ممکن است ما را به این فکر ترغیب کند که چگونه همه چیزها به هم مرتبط هستند و اینکه ضمیر ناخودآگاه ما در پیوند دادن همه جنبه‌های زندگی چه نقشی ایفا می‌کند. تقریباً شبیه رقصی‌ست که زیبا طراحی شده که توسط اتفاقاتی اجرا می‌شود که وقوع‌شان تصادفی است که حتی اگر ندانیم چگونه، به همه چیز زنده بودن، غنا و عمق می‌بخشد. 

فردیت: سفر به سوی تمامیت

ناخودآگاه

وضعیت انسان، رنه ماگریت، ۱۹۳۳

اصطلاح دیگری که اغلب با ضمیر ناخودآگاه مرتبط است، فردیت است. شبیه اینست که عازم تلاشی بزرگ برای یافتن گنجی هستید که خود واقعی شماست. 

اصطلاح فردیت که کارل یونگ آن را ابداع کرد، به فرآیند شناخت خود، ادغام خودِ ناخودآگاه و خودِ آگاه و تبدیل شدن به چیزی اشاره دارد که او آن را «کلیت فردی» می‌نامید. چیزی بیش از خودسازی است. خودآگاهی است، شناخت همه بخش‌های خود و در آغوش گرفتن آن‌ها. 

یک پازل را تصور کنید: هر قطعه جنبه‌های مختلف شما را نشان می‌دهد، از جمله آن‌هایی که می‌شناسید و آن‌ها که در سایه‌های شما کمین کرده‌اند (یعنی ناخودآگاه شما). 

فردیت یعنی کنار هم گذاشتن این پازل. شاید به معنای رویارویی با ترس‌هایی باشد که نمادی از کهن‌الگوی «سایه» یونگ هستند یا به رسمیت شناختن ویژگی‌هایی از جنس مخالف شما (آنیما و آنیموس). 

مسیر پیش رو آسان نخواهد بود، نیاز به درون‌نگری و رویارویی با حقایق دشوار دارد، حقایقی که ممکن است با هنجارهای اجتماعی در تضاد باشند. اما پاداش‌ها فراتر از هر چیزی خواهند بود که قبلاً تجربه کرده‌اید. احساس خواهید کرد واقعی‌تر، متحدتر و در واقع، تقریباً هدفمند شده‌اید. 

احساس آرامش و رضایت درونی از ادغام خود آگاه و ناخودآگاه شما از راه فردیت ناشی می‌شود. مانند یک ارکستر که در آن، هر ساز کاملاً کوک شده است. 

با هماهنگ کار کردن تمام جنبه‌های روانی‌تان، می‌توانید آگاهانه‌تر زندگی کنید و این آگاهی بدیع، ارتباط با دیگران را بر اساس ارزش‌ها یا تمیلات مشترک بسیار امکان‌پذیر می‌سازد. 

مراحل عملی برای درگیر شدن با ناخودآگاه

کاوش در ضمیر ناخودآگاه اغلب با غواصی در غار مقایسه می‌شود، یک فعالیت هیجان‌انگیز و مرموز. راه‌های مختلفی برای استفاده از ناخودآگاه در زندگی روزمره وجود دارد. 

یک گام عملی، داشتن دفترچه رویا است. به محض اینکه از خواب بیدار شدید، قسمت‌هایی از رویاهایتان را یادداشت کنید. آن‌ها به سرعت از یاد می‌روند، مانند غبار صبحگاهی. ثبت آن‌ها به ضمیر ناخودآگاه شما امکان می‌دهد با شما صحبت کند، شاید از راه نمادهای عجیب و غریب. 

مدیتیشن یکی دیگر از روش‌های قدرتمند روشن کردن غارهای پنهان درون خود است. ساکت بنشینید، روی جریان نفس خود تمرکز کنید و اجازه دهید افکار بیایند و بروند بدون اینکه آن‌ها را خوب یا بد بدانید. گاهی افکار تصادفی ظاهر می‌شوند. آن‌ها را خرده نان‌هایی در نظر بگیرید که به بینش‌های عمیق‌تر اشاره می‌کنند. 

شما باید تخیل فعال را امتحان کنید که شبیه خیالبافی هدایت‌شده است. با انتخاب یک شخصیت یا نماد از رویاهایتان شروع کنید. سپس در ذهن خود با او گفتگو کنید. با پرسیدن اینکه چرا ظاهر شده و چه می‌خواسته، می‌توانید چیزهای مخفی در مورد خودتان بیاموزید! 

ایده دیگر نوشتن آزاد است. ساعت زنگدار را روی ۲۰ دقیقه تنظیم کنید و بدون وقفه بنویسید، بدون رفع اشتباهات تایپی یا خط زدن چیزی. این کار به دور زدن منتقد درونی شما کمک می‌کند (صدای کوچکی که می‌گوید: «این حالم بهم‌زنه!») تا بتوانید به ناخودآگاه خود (جایی که بسیاری از افکار جالب پنهان می‌شوند) دسترسی پیدا کنید. 

به یاد داشته باشید: هیچ راه مشخصی برای خوب کاوش کردن غارها وجود ندارد و هیچ راهی مشخصی برای کاوش در ناخودآگاه خود با استفاده از این روش‌ها وجود ندارد. هرقدر آن‌ها را بیشتر امتحان کنید، ممکن است راه‌های دیگری پیدا کنید که برای شما بهتر کار کنند. 

پیام‌های ناخودآگاه یونگ چه هستند؟ 

ناخودآگاه

رمز و راز و مالیخولیای یک خیابان، جورجیو د کریکو، ۱۹۱۴

کارل یونگ، می‌گوید پیام‌ها با حالتی قدرتمند و تغییردهنده زندگی، در ضمیر ناخودآگاه هستند. آن‌ها به شکل احساسات، نمادها و رویاها ظاهر می‌شوند و نشان می‌دهند یک فرد به چه فکر می‌کند و چه آرزویی دارد. 

یونگ معتقد بود ضمیر ناخودآگاه شامل ناخودآگاه شخصی و جمعی می‌شود. افزون بر این، این ناخودآگاه جمعی شامل تمام کهن‌الگوها و نقوشی می‌شود که در نوع بشر به طور کلی و میان اکثر فرهنگ‌ها مشترک است. 

برای مثال، مطالعه موضوع یا نمادهای تکرارشونده در رویاها و نگاه دقیق به آن‌ها، در طول زمان می‌تواند منجر به درک این موضوع شود که ناخودآگاه ما در تلاش است چه چیزی به ما بگوید. 

یونگ به شدت بر اهمیت ادغام این عناصر ناخودآگاه با زندگی خودآگاه تاکید داشت، برای وقتی که می‌خواهیم به طور کامل فردی باشیم. این آگاهی کمک می‌کند به روش‌هایی رشد کنیم که قبلاً به آن فکر نکرده بودیم.

منبع : فرادید
ارسال نظرات
خط داغ