رحمن قهرمانپور بررسی میکند؛
پشت پرده پیمان دفاعی جدید پاکستان، ترکیه و عربستان
به اعتقاد یک کارشناس بینالملل، پیمان دفاعی سهجانبه میان پیمان دفاعی سهجانبه چندان قابلیت گسترش و توسعه نخواهد یافت، چراکه اولا، بنیانگذار آن کشوری مانند پاکستان است که خود با مشکلات عدیده داخلی مواجه است. ثانیا، هند قطعا از تشکیل چنین پیمانی راضی نیست.
در سایه تهدیدات امنیتی و تحولات ژئوپلیتیکی شتابزده در غرب آسیا، رسانهها گزارش دادند که پاکستان، ترکیه و عربستانسعودی در مرحله نهایی بررسی پیشنویس یک پیمان دفاعی سهجانبه قرار دارند.
به گزارش اعتماد، درحالیکه رضا جیات هیراج، وزیر تولیدات دفاعی پاکستان این موضوع را تایید کرده، اما این پیمان به طور قابلتوجهی از توافق دفاعی دوجانبه امضا شده میان پاکستان و عربستان در اواسط ۲۰۲۵ متفاوت است.
در همین حال، به ادعای برخی ناظران این توافق جدید احتمالا قصد دارد تا از تهدیدات منطقهای و بینالمللی، به ویژه از جمله تهدید ترامپ درمورد تعرفههای ۲۵درصدی علیه شرکای تجاری ایران، که میتواند زنجیره تامین غرب آسیا را مختل کند، جلوگیری کند.
با این حال، هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه اگرچه مذاکرات جاری را تایید کرده، اما اذعان کرده که هنوز به نتیجه نهایی نرسیدهاند. در عین حال، همسویی آنکارا با مواضع ریاض و اسلامآباد درمورد تحولات منطقه، پیوستن ترکیه به این پیمان را امکانپذیر کرده و مسیر را برای شکلگیری یک اتحاد امنیتی جدید هموار میکند.
با این همه به ادعای برخی تحلیلگران اگرچه عضویت ترکیه در این پیمان هنوز به مرحله امضا نرسیده و در حد تهیه پیشنویس است، اما نشاندهنده نگرانی مشترک این سه کشور در مورد تغییرات سریع امنیتی و تمایل آنها به ایجاد یک چتر بازدارنده جمعی است.
به گفته این گروه از ناظران، چراکه این پیمان میتواند توازن قدرت در منطقه را به طور چشمگیری تغییر دهد. در این میان اما هستند گروهی که مدعیاند حتی با پیوستن ترکیه به این ائتلاف به عنوان بازیگری که خود زیر چتر هستهای ناتو قرار دارد، نمیتواند چندان به توسعه و تحقق اهداف اعضای آن امیدوار بود.
در همین راستا با هدف ارزیابی اهداف شکلگیری چنین پیمانی و پیوستن ترکیه به آن با رحمن قهرمانپور، کارشناس مسائل بینالملل گفتوگو کرده است. قهرمانپور ضمن اشاره به وجود چالشهایی در مسیر این پیمان دفاعی همزمان تاکید کرد حتی پیوستن ترکیه نیز به آن نمیتواند به معنای توسعه چنین توافقی باشد. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
رحمن قهرمانپور، تحلیلگر مسائل بینالملل در پاسخ به سوالی درباره جزییات پیمان دفاعی عربستان و پاکستان، پیمانی که احتمال دارد ترکیه نیز بدان بپیوندد، گفت: در مورد چنین پیمانی ابهاماتی وجود دارد. مهمترین آن، این است که آیا این پیمان شامل ایجاد چتر هستهای پاکستان برای عربستان خواهد بود یا خیر. به واقع مسالهای که این پیمان را مهم کرده و حائزاهمیت نموده، این است که آیا این پیمان شامل چتر هستهای خواهد بود یا خیر. باقی جزییات آن نیز در چارچوب دفاع متعارف قابل تحلیل است.
به باور قهرمانپور به واقع مساله این است که پاکستان وعده داده است که از عربستان دفاع خواهد کرد، هر چند جزییات این دفاع متعارف همچنان چندان شفاف نیست. اما آنچه که در عرصه جهانی موردتوجه قرار گرفته، این سوال است: آیا پاکستان به عربستان تعهدی واقعی داده تا ریاض را زیر چتر هستهای خود قرار دهد یا نه. چرا این مساله مهم است؟ اول اینکه پاکستان خود عضو پیمان انپیتی نیست، بدان معنا که خارج از پیمان انپیتی کشوری هستهای شده است، بنابراین انجام این اقدام خود خلاف حقوق بینالملل است. کشوری که متعهد به انپیتی نیست، نمیتواند به کشوری دیگر تعهد امنیتی و قانونی به معنای حقوق بینالملل بدهد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در ادامه خاطرنشان کرد: نکته دوم این است که تاکنون سابقه نداشته که یک کشور هستهای کوچک، که خود قدرت بزرگی نیست، کشور دیگری را زیر چتر هستهای خود قرار دهد. معمولا آنچه که رایج است، این است که مثلا امریکا به عنوان قدرتی بزرگ و هستهای، کرهجنوبی و ژاپن را زیر چتر هستهای خود درآورده است، یا روسیه بلاروس را.
اما سابقه نداشته که قدرت هستهای کوچک کشور دیگری را زیر چتر هستهای خود قرار دهد، چراکه این مساله از لحاظ فنی، تبعات و نکات مهمی به دنبال دارد. به عنوان مثال در صورتی که عربستان هدف اولین حمله هستهای تلآویو قرار بگیرد، پاکستان در دفاع از پادشاهی در برابر اسراییل به عنوان کشور مهاجم چه واکنشی نشان خواهد داد، از منظری دیگر آیا پاکستان میتواند در برابر ضربه دوم اسراییل مقاومت کند یا خیر؟ این موضوع بسیار اهمیت دارد.
قهرمانپور در ادامه این گفتوگو تاکید کرد: یا فرض کنید که اگر اسراییل به عربستان حمله هستهای کرد، پاکستان در دفاع از عربستان، اسراییل را هدف قرار داد، آیا امریکا سکوت خواهد کرد؟ مساله دیگر، مساله هند است. برای هند اهداف پاکستان از اهمیت بسیاری برخوردار است. لذا اگر بخواهیم در این زمینه به جمعبندی دست یابیم، مهمترین ابهام در این باره مواردی است که بدانها اشاره شد.
در همین راستا پاکستان نیز این مساله را کامل رد نکرده، هر چند وزیر خارجه این کشور مدعی شده این پیمان شامل تعهد هستهای نیست، اما برخی مقامات به گونهای اذعان کردهاند که گویی پاکستان چنین تعهدی به عربستان داده است.
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه خاطرنشان کرد: حال نیز باید ذیل این مساله، پیوستن ترکیه را مورد ارزیابی قرار داد؛ بازیگری که خود زیر چتر هستهای ناتو قرار دارد. پایگاه اینجرلیک در ترکیه، یکی از پنج پایگاه مهم محل استقرار سلاحهای هستهای ناتو است، اما ترکیه اختیار استفاده از آنها را ندارد.
با این حال، مطابق اصل دفاع دستهجمعی ناتو که خیلی هم بحثبرانگیز است ترکیه زیر چتر هستهای ناتو قرار دارد، بنابراین نیازی به چتر هستهای جدیدی ندارد. با این همه به این دلیل که ترکیه روابط قدیمی نظامی با پاکستان دارد تلاش دارد تا اسلامآباد را به جمهوری آذربایجان نزدیک کند.
به نظر میرسد که پاکستان نیز به دنبال آن است تا همزمان از این طریق، ترکیه را به عربستان نزدیک کرده و اختلافات بین دو کشور را از رفع کند.
به گفته قهرمانپور، ظاهرا این تمایل بیش از آنکه از جانب ترکیه باشد از جانب پاکستان مطرح شده تا به نوعی اسلامآباد، آنکارا را به ریاض نزدیک کند تا از این طریق پاکستان بتواند در معادلات امنیتی خاورمیانه نقش داشته باشد.
این تحلیلگر روابط بینالملل در ادامه تاکید کرد: از طرفی این کشور روابط دیرینه و سنتی با عربستان دارد. یکی از مهمترین کشورهایی که همیشه به پاکستان کمکهای مالی ارایه کرده عربستان بوده است. تا همین اواخر که عمران خان در پاکستان قدرت را دراختیار داشت، روابط بین اسلامآباد و ریاض متشنج بود.
گفته میشود که یکی از دلایل برکناری عمران خان نارضایتی ریاض از عملکرد پاکستان تحت حاکمیت عمران خان بود. حال نیز که ارتش مجددا قدرت را در پاکستان در دست گرفته، شهباز شریف تلاش دارد تا دوباره روابط با عربستان را احیا کند، ضمن اینکه در فاصلهای که عمران خان در پاکستان به قدرت رسید، عربستان روابط خود را با هند گسترش داد و همین گزاره باعث نگرانی پاکستان شد.
قهرمانپور همچنین تصریح کرد: بنابراین، هدف اول پاکستان احیای روابط استراتژیک سنتی با ریاض است. دوم، اسلامآباد در تلاش است تا مانع نزدیکتر شدن عربستان به دهلینو شود. ذیل این مساله نیز رویکردی در سیاست خارجی پاکستان از خرداد ماه تعریف شده و احیای روابط با امریکا در اولویت قرار دارد، چراکه پاکستانیها قصد دارند نشان دهند که در جنوب آسیا همچنان در جهان نقش مهمی ایفا میکند، ازجمله در شبه قاره هند، افغانستان، سریلانکا و بنگلادش و این نزدیکی به امریکا میتواند به معنای تقویت روابط اسلامآباد با واشنگتن باشد.
به اعتقاد قهرمانپور در سیاست داخلی پاکستان، ارتش عموما حامی توازن روابط بین امریکا و چین است و چهرههای سیاسی نیز در یک تقسیمبندی میان خود، بخشی نزدیک شدن به چین را مورد توجه قرار میدهند و بخشی دیگر نزدیک شدن به امریکا. اما اکنون هر دو جریان به این جمعبندی رسیدهاند که پاکستان باید یک رابطه متوازن با امریکا و چین به صورت همزمان تعریف کند. در همین راستا نزدیکی به عربستان یک پالس مثبتی به واشنگتن ازسوی اسلامآباد است مبنی بر اینکه قصد ندارد به چین بیش از حد متعارفی نزدیک شود.
این تحلیلگر روابط بینالملل در ادامه گفت: پاکستان در مرحله بعدی قصد دارد ترامپ را درباره نقش مهمش در جنوب آسیا و حتی خاورمیانه متقاعد کند. کما اینکه ما شاهد بودیم که حضور شهباز شریف در اجلاس شرم الشیخ درخصوص صلح غزه رخداد بسیار مهمی بود. بالاخص آنکه پاکستان، اسراییل را به رسمیت نمیشناسد و مکررا با درخواست این رژیم برای عادیسازی روابط مخالفت کرده است. لذا این پیمان دفاعی نیز در همین راستا میتواند نشانهای از تلاش اسلامآباد برای ایجاد توازن در روابط میان پاکستان با چین از یکسو و پاکستان با امریکا ازسوی دیگر باشد.
قهرمانپور در ادامه این گفتوگو خاطرنشان کرد: هدف دوم پاکستان افزایش نقش خود در خاورمیانه و معادلات امنیتی غرب آسیا است، از همین رو پاکستان روابط خود با آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان را گسترش داده است.
این گزاره نشان میدهد که پاکستان به دنبال آن است تا نقش خود را در منطقه بازتعریف کند. در این زمینه این کشور باتوجه به جایگاه ژئوپلیتیکی که دارد و همچنین باتوجه به اینکه قدرت هستهای است، تلاش میکند در شرایط در حال گذار در نظام بینالملل، نقش جدیدی برای خود تعریف کند. هر چند میدانیم که این کار، بسیار دشوار است.
قهرمانپور در ادامه و در پاسخ به دیگر سوال درباره انگیزه و اهداف عربستان برای پیوستن به این پیمان گفت: در این باره باید توجه داشت پس از حمله اسراییل و امریکا و ایران، عربستان خواهان پیوستن به این پیمان شده است. به نظر میرسد ریاض دو انگیزه خیلی مهم از این اقدام دارد: نخست، پادشاهی درصدد آن است تا بدین طریق پیامی به تلآویو فرستاده و بدین طریق تاکید کند که اگر ریاض قدرت هستهای نیست، اما بدون پشتوانه هستهای نیز نخواهد بود و این احتمال وجود دارد که به پاکستان به عنوان قدرت هستهای نزدیک شود. اخیرا نیویورک تایمز با انتشار گزارشی تاکید کرده که در سال ۱۹۹۹، عربستان پیشنهاد کرده که در ازای یک میلیارد دلار، بمب هستهای از پاکستان خریداری کند.
ناگفته نماند که همیشه شایعاتی مبنی بر این مساله وجود داشته که ریاض تهدید کرده اگر ایران هستهای شود این پادشاهی نیز باید خود به قدرتی هستهای تبدیل شود یا از پاکستان سلاح هستهای دریافت میکند. بنابراین، ریاض با نزدیک شدن به پاکستان، میخواهد به تلآویو این پیام را ارسال کند که بدون حامی هستهای نیست.
به گفته این کارشناس مسائل بینالملل نکته دوم، به نوع مراودات ریاض با واشنگتن و موضوع مهم توافق هستهای احتمالی و صلحآمیز با این کشور باز میگردد.
عربستان معتقد است اگر امریکا با غنیسازی در ایران و هستهای شدن هند موافقت کرده، چرا با عربستان هستهای همصدا نمیشود؟ بنابر گزارشاتی، بنسلمان ولیعهد سعودی نیز در سفر اخیر خود به واشنگتن بر این مساله پافشاری کرده، اما امریکا هنوز موضعگیری روشنی در این زمینه نداشته است.
اما طبق قانون ۱۲۳ توافق هستهای، کشورهایی که قصد دارند با امریکا همکاری هستهای صلحآمیز داشته باشند، موظف به رعایت شروطی هستند. یکی از آن شروط این است که باید از حق غنیسازی در داخل خاک خود صرفنظر کنند، مانند اقدامی که امارات در این زمینه انجام داده است. با این همه به نظر میرسد بنسلمان نیز خواستار استثنا قائل شدن امریکا برای عربستان شده است.
قهرمانپور در ادامه تاکید کرد: به اعتقاد من، نزدیکی عربستان به پاکستان و ایجاد ابهام در مورد مساله مهم چتر هستهای، فشاری تعمدی بر واشنگتن وارد کرده است. با این مضمون که اگر امریکا با عربستان هستهای موافقت نکند، ریاض به سمت پاکستان خواهد رفت. ناگفته نماند که این موضوع برای واشنگتن اهمیت دارد، زیرا نظم هستهای که خود را پشتیبان آن میداند، به شدت متزلزل خواهد شد. مساله بعدی، عربستان، عادیسازی روابط با اسراییل است.
به باور من، ریاض تلاش دارد همزمان به امریکا و اسراییل این پیام را مخابره کند که به لحاظ هستهای بدون پشتوانه نیست لذا این دو بازیگر نمیتوانند این پادشاهی را از لحاظ دفاعی تحت فشار قرار دهند. بنابراین نمیتوانند مدعی شوند که ریاض ناگزیر به تن دادن به عادیسازی روابط خود با اسراییل است، لذا پادشاهی از این مساله به عنوان برگ برنده در مساله عادیسازی و گرفتن امتیازات بیشتر از امریکا استفاده میکند.
این تحلیلگر روابط بینالملل در پاسخ به دیگر سوال درباره چالشها و موانع این پیمان گفت: به اعتقاد من، این پیمان دفاعی چندان قابلیت گسترش و توسعه نخواهد یافت، چراکه اولا، بنیانگذار آن کشوری مانند پاکستان است که خود با مشکلات عدیده داخلی مواجه است. ثانیا، هند قطعا از تشکیل چنین پیمانی راضی نیست و حتی به نوعی ایران نیز در زمره ناراضیان این پیمان قرار دارد، چراکه گفته میشود که یکی از اهداف این پیمان مقابله با تهدیدات ایران علیه عربستان است.
بنابراین، خیلی دور از ذهن است که این پیمان تبدیل به ائتلاف قدرتمند منطقهای شود و کشورهای دیگر مشتاق باشند زیر چتر آن قرار گیرند. اگرچه پاکستانیها خود تبلیغ میکنند که عمان درخواست کرده که عضویت این کشور مورد بررسی قرار گیرد.
به گفته مقامات پاکستانی به امارات و قطر نیز پیشنهاداتی برای پیوستن به این پیمان ارایه شده است.
به باور قهرمانپور، واقعیت این است که جایگاه کشور بنیانگذار پیمان دفاعی بسیار مهم است. پاکستان کشوری با دولت و اقتصادی ورشکسته و انبوهی از بحرانهاست. کشوری که حتی در درون نظام خود توان اعمال حاکمیت ندارد. در ایالت بلوچستان با مشکلات انبوهی مواجه است. همزمان معضل تحریک طالبان را پیش روی خود دارد. از طرفی درگیر منازعه دیرپا و قدیمی با هند است. لذا، به اعتقاد من، حتی اگر ترکیه هم به این پیمان بپیوندد، بدان معنا نیست که نقش برجستهای در گسترش آن ایفا خواهد کرد. شاید آنکارا صرفا به فروش پهپادهایی به پاکستان و عربستان بسنده کند.
قهرمانپور در پایان تصریح کرد: همانگونه که پیشتر تاکید شد، انگیزه آنکارا از پیوستن به این پیمان احتمالا زمینهسازی برای نزدیکی آذربایجان و پاکستان است، اما این پیمان قدرت و قابلیت گسترش و تقویت ندارد، لذا حتی اگر ترکیه درنهایت به آن بپیوندد، عمدتا تشریفاتی و دوستانه و برای اثبات حسننیت خواهد بود.
ضمن اینکه پیوستن آنکارا به این پیمان دفاعی به معنای قرار گرفتن این بازیگر زیر چتر هستهای این ائتلاف نخواهد بود، زیرا اگر ترکیه که خود عضو ناتو است بخواهد زیر چتر هستهای کشور دیگری قرار گیرد، قطعا ناتو واکنش نشان خواهد داد، چراکه این کشور باید اطلاعات استراتژیک خود را با عربستان و پاکستان به اشتراک بگذارد. این موضوع بااهمیتی است، چراکه پیشتر نیز شاهد بودیم که ناتو درقبال خرید
اس-۳۰۰ و اس-۴۰۰ توسط ترکیه از مسکو، کوتاه نیامد، بنابراین، این پیمان چندان قدرتمند نخواهد بود.