تفال به حافظ: ساقی به نور باده برافروز جام ما
فال امروزتان را از حضرت حافظ بخواهید که میفرماید: ترسم که صرفهای نبرد روز بازخواست / نان حلال شیخ ز آب حرام ما
فرارو- تفالی داشته باشید به دیوان خواجه شیراز.
فال
ساقی به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم
ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان
کاید به جلوه سرو صنوبرخرام ما
ای باد اگر به گلشن احباب بگذری
زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما
گو نام ما ز یاد به عمدا چه میبری
خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما
مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زان رو سپردهاند به مستی زمام ما
ترسم که صرفهای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما
حافظ ز دیده دانه اشکی همیفشان
باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
دریای اخضر فلک و کشتی هلال
هستند غرق نعمت حاجی قوام ما
تعبیر فال
دلت را به خوشیهای زودگذر نبند که سرابی بیش نیست. عشق به مردم مانند معجزهایست که با آن میتوان سنگهای سنگین را جابجا کنی و به مراد و مقصودت برسی. از آیندهای که در پیش داری نترس زیرا همچون آب پاک و روشن است. به زیارتی خواهی رفت و غرق در نعمت خواهی شد. در فکر کاری هستی که تو را بسیار به خود مشغول نموده است، کسی را دوست داری و در عالم خیال با او راز و نیاز میکنی اما او از این راز تو خبر ندارد و اصلاً به فکر تو نیست، به نوعی احساس خود را بروز بده تا از عکسالعمل قلبی او باخبر شوی. در هرحال به خدا توکل کن.