در گفتوگو با کارشناسان و نمایندگان مجلس بررسی شد؛
واکاوی معادلات امنیتی در اعتراضات
گفتههای اخیر مسعود پزشکیان و نیز عباس عراقچی و استفاده از مفهوم و اصطلاح «تروریستهای داعشی» بهعنوان هستههای سازمانیافته در تحولات چند روز گذشته بیانگر آن است که ورود این کلیدواژه به ادبیات سیاسی مقامات، به معنای تغییر سیاست امنیتی ایران در برخورد با اعتراضات خواهد بود.
از پنجشنبه گذشته که شدت اعتراضات و به تبع آن خشونتها اوج گرفت، برخی مقامات از ورود سرویسهای جاسوسی و گروههای تجزیهطلب خبر میدهند. هرچند این «خط تحلیلی»، چندان تازگی ندارد و همواره در اعتراضات پیشین هم کمابیش به این موضوع اشاره شده است، اما اکنون کلانتحلیل و نکته کلیدی اینجاست که اگر در ادوار مختلف اعتراضات و بهویژه آنچه در این روزها گذشت، ما با هستههای سازمانیافته و مسلح تروریستی مواجه بودهایم، چرا از پیش برای دستگیری آنها اقدام نشد تا نتوانند به صفوف معترضان ورود کنند؟
به گزارش شرق، بیشک مباحث امنیتی معادلات خاص خود را دارد، اما سؤال افکار عمومی هم چیزی نیست که بتوان بهراحتی از کنارش گذشت. بهویژه آنکه از تحلیل بین خطوط گفتههای اخیر مسعود پزشکیان و نیز عباس عراقچی و استفاده از مفهوم و اصطلاح «تروریستهای داعشی» بهعنوان هستههای سازمانیافته در تحولات چند روز گذشته میتوان این برداشت را پیدا کرد که ورود این کلیدواژه به ادبیات سیاسی مقامات، به معنای تغییر سیاست امنیتی ایران در برخورد با اعتراضات خواهد بود.
البته عباس عراقچی در مصاحبه جدیدش با الجزیره به این موضوع ورود کرد و عنوان کرد «سیاست ما همیشه همینگونه بوده است. در مقابل اعتراضات سیاست ما مداراست. با معترضان با صبر و آرامش رفتار میکنیم و به آنها گوش میدهیم. اما در برابر تروریسم سیاست ما برخورد قاطع است».
سکاندار سیاست خارجی ایران ادامه داده «اگر رسانههای اسرائیلی را دنبال کنید، همیشه تکرار میکردند که وضعیت در ایران تحت کنترل اسرائیل است و عواملشان در میان معترضان میچرخند و به زبان فارسی صحبت میکنند. مهمتر از همه توییت مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق آمریکا و رئیس سیا در دوره ترامپ، که برای همه ایرانیان و عوامل موساد که با او همراه هستند، سال نو را تبریک گفت. آیا اعتراف صریحتری از این وجود دارد؟ این نشان میدهد که موساد در تلاش بود عوامل تروریستی خود را به ایران بیاورد. سلاحها از کجا آمد؟ سلاحها میان معترضان توزیع شد و وحشت و ترس ایجاد کردند. این پدیده کاملا متفاوت از اعتراض عادی است».
این سخنان عراقچی، باز هم تأییدی بر ضرورت پاسخدهی مقامات به این سؤال کلیدی و اساسی است که چرا دستگاههای مسئول، پیشیبینی و پیشگیریهای لازم را نکردهاند؟ اگر پیشبینی کردهاند، پس چرا ما با این میزان از خشونت در برخورد با معترضان به نام هستههای تروریستی مواجه بودیم و اگر پیشیبینی نکردهاند و غافلگیر شدهاند، چگونه توجیهپذیر است؟ بهویژه آنکه ما اواخر بهار و اوایل تابستان امسال یک جنگ را از سر گذراندیم و طی این مدت هم سایه جنگ دوباره بر سر کشور با شدت و ضعف وجود داشته است که طبیعتا موجب شده تا دستگاههای نظامی و امنیتی در بالاترین سطح از آمادگی باشند.
احمد بخشایشاردستانی: اعتراضات همیشه به چشم اغتشاش دیده شده است
احمد بخشایشاردستانی هم در تحلیل آنچه گفته شد، میگوید: «کشاندن مباحث این چند روز به سمت هستههای ترور سازمانیافته خارجنشین، توجیهکننده نیست. چون تبعیضها، فسادها و بحران معیشتی و سفره کوچک مردم، علتالعلل اعتراضات بوده و بعد از آن است که هستههای ترور و اغتشاش روی اعتراضات مردمی سوار میشوند».
این نماینده مجلس در بخش مهمی از تحلیل خود اذعان و تأکید دارد: «اکنون متأسفانه هیچ خط تمایزی بین اعتراضات مردمی و اغتشاش وجود ندارد، چون طی این سالها اجازه داده نشد که مردم، اعتراضات خود را به شکل درست در کف خیابان مطرح کنند. در کمال تأسف همیشه، همه اعتراضات به چشم اغتشاش و توطئه و ضربه به امنیت ملی تفسیر شده است، بنابراین درحالحاضر جای اعتراض و اغتشاش بهراحتی عوض شده است».
به تعبیر این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، «در شب اول فراخوان یعنی پنجشنبهشب گذشته کسی انتظار حضور گسترده مردمی را نداشت و این یک شوک جدی وارد کرد. چون نشان داد که واقعا جمعیت درخورتوجهی از کل ایران نسبت به شرایط فعلی کشور بهشدت ناراضی هستند. اما در شبهای بعدی هستههای ترور و اغتشاش به شکل جدیتری بر اعتراضات گسترده مردمی سوار شدند. همین تلاش برای کشاندن اعتراض به اغتشاش سبب شد تا خط مقابله شکل بگیرد».
«هستههای ترور داعشی» هم کلیدواژهای بود که این استاد دانشگاه در تبیین و تشریح آن معتقد است که «این کلمه جالب برای قانعکردن افکار عمومی داخلی است»، اما «بهکارگیری چنین عباراتی به معنای تغییر سیاست امنیتی و تغییر خط برخورد با اعتراضات آتی نخواهد بود. البته هم دخالتهای بیگانگان و هم موجسواری اغتشاشات روی اعتراضات بهعنوان دو عامل همافزار عمل کردند و موجب شد تا برخوردهای جدیتری صورت بگیرد».
اردستانی در ادامه هشدار میدهد: «همچنان امکان شکلگیری دوباره اعتراضات تا پایان سال وجود دارد. چون موج گرانیهای جدیدی طی دو تا سه ماه آینده در راه است».
این تحلیلگر سیاسی با استناد به گفتههای آرتت گوئر (جامعهشناس سیاسی و استاد دانشگاه) به تشریح سه دلیل شکلگیری اعتراضات در جوامع میپردازد که به گفته او «دلیل اول ناظر به آن است که حکومتها بهخوبی نمیتوانند اعمال قدرت کنند. به این معنا دولتها ساقط نمیشوند، ولی فاسد میشوند که در همین راستا اکنون مردم، رسانهها و حتی خود مسئولان هم مرتبا از فساد، اختلاس، رانت و… میگویند.
دلیل دوم زمانی بروز و ظهور پیدا میکند که حکومتها نمیتوانند معیشت مردم را تأمین کنند و دراینصورت معترضان اقتصادی به معترضان سیاسی تبدیل میشوند و در ادامه شعارها و لحن اعتراضات هم سیاسی خواهد شد. چون معتقدند سیاست است که اقتصاد و معیشتشان را به اینجا رسانده است.
در بیان دلیل سوم، این استاد روابط بینالملل به «استفاده افراطی از ایدئولوژی در حکومتها» اشاره دارد و خاطرنشان میکند «هرچند ایدئولوژی، بخش مشروعیتزای هر حکومتی است، اما زمانی که به شکل افراطی استفاده شود، به ضد خود تبدیل میشود که درمورد ایران مصداق پیدا میکند. درحالیکه اکنون مثلا در چین و روسیه، عکس آن را شاهدیم. در حکومت پوتین، ایدئولوژی نهایتا ثبات را به دنبال داشته و در حکومت شی جینپینگ و در چین هم ایدئولوژی، عملا توسعه را شکل داده است».
با توجه به این سه دلیل است که اردستانی در بخش پایانی تحلیل خود اذعان دارد «اعتراضات چند روز اخیر فعلا جمع شده است، اما مشکلات و بحران معیشت و اقتصادی حل نشده که علتالعلل تمام اعتراضات این چند روز بوده است».
محمد خوشچهره: فشارهای اقتصادی و معیشتی به نقطه شکننده رسیده است
محمد خوشچهره نیز بهعنوان دیگر کارشناس در گفتوگوی خود با «شرق» ابتدا به ساکن و از زاویهای متفاوت به موضوع مینگرد و معتقد است: «اعتراضات بر اثر یک علت خاص صورت نمیگیرد و در جامعهشناسی سیاسی، هر اعتراضی تکعلتی نیست».
بنابراین به باور این نماینده ادوار مجلس، «قطعا اعتراضات چند روز گذشته هم فقط بر سر مشکلات معیشتی نیست و دستهای پنهان سرویسهای جاسوسی خارجنشین در آن پیداست». بهویژه آنکه این استاد دانشگاه به موضعگیری نماینده اسرائیل در سازمان ملل و دیگر مقامات اشاره میکند و بههمیندلیل بخشی از معترضان از اعتراضات کنار کشیدند تا فرصت به فرصتطلبان داده نشود.
خوشچهره در ادامه، نه از زاویه سیاسی و تحلیل امنیتی، بلکه با قرائت اقتصادی به دنبال تشریح فضای حال حاضر کشور است و از دید او «اگرچه سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی اسرائیل با حمایت آمریکا پای کار بودهاند، اما بیشک فشارهای اقتصادی و معیشتی به نقطه شکننده رسیده است. اینجا فقط نجابت مردم ایران بوده، ضمن آنکه بُنیه قوی هم وجود داشته که تا به اکنون با وجود فشارهای خارجی، اقتصاد ایران به فروپاشی نرسیده است. اما دراینبین مردم عملا و بهشدت تضعیف شدهاند. چون با توجه به این مشکلات یا از پسانداز خود استفاده کردهاند یا مجبور به اضافهکاری، شغل دوم و چندم شدهاند که بتوانند این فشار معیشتی را تحمل کنند که بیشک ظلم به مردم است».
این اقتصاددان یادآور میشود که «بهکارگیری معاش در علم اقتصاد، آنگونه که مقامات میگویند، کاملا غلط است، بلکه باید به آن سبد بودجه یا هزینه خانوار گفت که شامل مسکن، خوراک، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و نظایر آن است که در ایران عملا مسکن بخش اصلی خورنده درآمد خانوارهاست و بقیه موضوعات هم با بحران جدی روبهرو است، ولی اکنون مقامات کشور با برداشت غلط از کلمه معاش یک سبد محدود از چند قلم کالای اساسی را به مردم میدهند و امیدوارند که بحران حل شود که چنین نخواهد شد».
از دید این نماینده اسبق مجلس، «اکنون با این خط برخورد مقامات؛ از دولت تا قوه مقننه با بحران اقتصادی کار به جایی رسیده که ما با خط بقا در ایران مواجهیم و این برای نظامی مانند جمهوری اسلامی که مزین به انقلاب و ارزشهای والاست و درحالحاضر به خط بقا برای مردم رسیده است، زیبنده نیست؛ کمااینکه در دولت سیزدهم هم شهید رئیسی صراحتا عنوان کرده بود که ما به دنبال ریشهکن کردن فقر مطلق (که همین خط بقاست)، هستیم که کاملا غیرقابل دفاع است».
بههمیندلیل این استاد دانشگاه اذعان میکند «نارضایتیهای اقتصادی کماکان ادامه پیدا خواهد کرد. چون نوع فهم دولت و حتی رؤسای جمهور از شرایط صرفا به کلمه معاش محدود میشود. دراینبین خوشخیالی، سادهانگاری و دید محدود و تقلیلگرایانه عملا همه چیز را به نقطه فعلی کشانده که بیش از تحمل و طاقت مردم است».