سریال «شش ماهه» مهران مدیری / نمایش اپیدمی توهم در جامعه
سریال «شش ماهه» جامعهای را به تصویر میکشد که توهم در آن فراگیر و اپیدمی شده است، توهمی که همه اقشار، با شدت و دوزهای متفاوت به آن مبتلا شدهاند
محمد شریعتپناه در روزنامه اعتماد نوشت: پزشکان با بررسی وضعیت وخیم یک بیمار میتوانند زمان تقریبی مرگ او را پیشبینی کنند. مهندسان با ارزیابی فرسودگی یک سازه، زمان فروپاشی آن را برآورد میکنند. جامعهشناسان نیز با در نظر گرفتن حجم و شدت بحرانها قادرند روند زوال و فروپاشی جوامع را پیشنگری کنند. حتی اندیشمندان علم سیاست، با برشمردن دلایل ناکامی حکومتها، میتوانند سرنوشت محتوم آنها را حدس بزنند. در چنین شرایطی، هر چند اقدام هوشمندانه و به موقع ممکن است وقوع بحران را به تعویق بیندازد، اما معمولا قادر به جلوگیری کامل از آن نیست.
مهران مدیری در سریال «شیش ماهه» که این شبها از تلویزیون پخش میشود، جامعهای را به تصویر میکشد که «توهم» در آن اپیدمی و فراگیر شده است؛ توهمی که همه اقشار، با شدت و دوزهای متفاوت به آن مبتلا شدهاند.
در این فضای آشفته، افراد غیرمتوهم برای سودجویی و سرکیسه کردن دیگران، خود را همراه و همدرد این جریان نشان میدهند. شخصیت شاهین (با بازی محمد شعبانپور) نمادی از فرد، جامعه و حتی زیست جمعی امروز است؛ بیماری که به تشخیص پزشک تنها شش ماه مجال زیست دارد. خانواده، اقوام، روانشناس تجربی و اطرافیان او در ظاهر میکوشند این شش ماه را به دورانی سرشار از شادی و آرامش بدل کنند.
اما همین تلاشهای به ظاهر دلسوزانه که اغلب آمیخته به توهم، منفعتطلبی و نمایشهای تصنعی است، دستمایه اصلی طنز سریال را شکل میدهد. رفتار متناقض و گاه مضحک اطرافیان با بیماری رو به مرگ، طنز تلخی میآفریند که بیش از آنکه بخنداند، مخاطب را به تامل وامیدارد! سوژه «شیش ماهه» بهروز است و مصادیق بیرونی فراوانی در جامعه امروز دارد. مدیری با در نظر گرفتن محدودیتها و فضای حاکم بر مدیریت خاص تلویزیون تلاش کرده در قالب طنز آینهای از جامعه معاصر ارائه بدهد؛ آینهای که گاه مخاطب را میخنداند، گاه میآشوبد و در برخی لحظات او را با «هیچ» مواجه میسازد. جمعیتی به تصویر کشیده میشود که برای تماشای «هیچ» به نمایشگاه میروند، به «هیچ» افتخار میکنند و ساعتها درباره «هیچ» سخن میگویند؛ تصویری کنایهآمیز از پوچی فراگیر و تهی شدن معنا در زیست اجتماعی. سریال در هر قسمت به معضلاتی اشاره میکند که سالهاست در رسانههای مستقل بازتاب یافتهاند، اما ارادهای جدی برای کاهش یا رفع آنها از سوی حاکمیت دیده نمیشود.
بیکاری، سرقت، زورگیری، طلاق، کلاهبرداری، گورخوابی، خرافهگرایی، مردهپرستی، تب رمزارزها، دلالی، شرطبندی بادیگارد و لاکچریبازی تنها بخشی از بحرانهایی هستند که همچون اختاپوسی جامعه را در چنگ خود گرفته و زیست روزمره مردم را به تنگنا کشاندهاند. از نظر بازیگری، مهران مدیری در «شیش ماهه» با تغییراتی در ترکیب بازیگران، از هنرمندانی چون علیرضا خمسه، مریم سعادت، حسن معجونی، محمد شعبانپور و ناهید مسلمی بهره گرفته است. این تغییر ترکیب به وضوح به چشم میآید، اما مشکل آنجاست که نقشآفرینی بازیگران جدید، عمدتا تکرار همان تیپها و الگوهایی است که در آثار پیشین مدیری دیدهایم. این تکرار، به جای ایجاد تازگی، حس کلیشهزدگی را تقویت میکند. در سطح ساختاری، بیان معضلات بیشتر در قالب دیالوگ و متاثر از لحن و سبک رایج فضای مجازی انجام میشود. در نتیجه، طنز کلامی بر طنز موقعیت و زبان تصویری غلبه یافته است.
ضعف فیلمنامه، نقصان در شخصیتپردازی، فقدان خلاقیت در فضاسازی و تکرار شوخیها، سبب شده سریال در دام کلیشهها گرفتار شود و نتواند ظرفیت ایده مرکزی خود را بهطور کامل بالفعل کند. مجموع این کاستیها باعث شده «شیش ماهه» در قیاس با آثار شاخص پیشین مهران مدیری، اثری کمجانتر به نظر برسد؛ تا جایی که بخشی از مخاطبان، تصویر ذهنی خود از این کارگردان صاحبنام - که سالها او را به عنوان سرآمد طنز تلویزیونی میشناختند - با نوعی تردید و افت همراه شود. با این حال «شیش ماهه» همچنان تلاشی قابل تامل برای بازنمایی بحرانهای اجتماعی در قالب طنز است؛ تلاشی که اگرچه کامل و بینقص نیست، اما نشانهای از دغدغهمندی سازندهاش نسبت به وضعیت جامعه امروز به شمار میآید.