ضربهٔ چکشی به نظم حقوقی؛ ترامپ و فرسایشِ آخرین پوسته
آیا حمله ترامپ به ونزوئلا، خط پایان نظم حقوقی جهان بود؟
این گزارش از فارن پالیسی هشدار میدهد حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا، بازداشت نیکلاس مادورو و اعلام نیت برای «ادارهکردن» کشور بدون مجوز کنگره یا سازمان ملل، میتواند آخرین بقایای هنجارهای حقوق بینالملل را فرسایش دهد. بهگفته کارشناسان، این اقدام مسیر را برای رفتارهای تهاجمی چین و روسیه هموار میکند، بازدارندگی را تضعیف میسازد و خطر هرجومرج جهانی و مداخلات پرهزینه تازه را افزایش میدهد.
فرارو- میشل هرش، ستون نویس نشریه فارن پالیسی
به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، به نقل از برخی کارشناسان و تحلیلگران، دونالد ترامپ با حمله به ونزوئلا، دستگیری نیکولاس مادورو و وعدهٔ «ادارهکردن» این کشور آن هم بدون هرگونه مجوز از کنگره یا سازمان ملل متحد ممکن است آنچه از هنجارهای بینالمللی باقی مانده بود را از بین ببرد. از دید این گروه از کارشناسان، نتیجهٔ محتمل، هموارتر شدن مسیر برای اقدامات تهاجمی جدید از سوی رقبای آمریکا بهویژه چین و روسیه در صحنهٔ جهانی است.
خط قرمزِ ربایش رهبران؛ نسخهٔ آمریکاییِ هرجومرج جهانی
هرچند واقعیت این است که نیکولاس مادورو در ایالات متحده نیز به اتهام قاچاق مواد مخدر با کیفرخواست مواجه شده است، اما بهگفتهٔ منتقدان و کارشناسان، ترامپ اکنون رویه ای ویرانگر بر جای گذاشته است. به باور آنها، پکن و مسکو میتوانند تصمیم بگیرند با الگوبرداری از چنین رویکردی، علیه دشمنانش که آن را تهدید تلقی می کنند، اقدام نمایند.
مارک وارنر، سناتور دموکرات ایالات متحده و نایبرئیس کمیتهٔ منتخب سنای آمریکا در امور اطلاعاتی، در اظهاراتی هشدار داد که چنین رویکردی میتواند پیامدهای خطرناکی در نظام بینالملل داشته باشد. او گفت: «اگر ایالات متحده برای خود حق استفاده از نیروی نظامی جهت اشغال کشورها و دستگیری رهبران خارجی را به اتهام ارتکاب جرم قائل شود، چه چیزی مانع آن خواهد شد که چین همین اختیار را در قبال رهبری تایوان ادعا کند؟» این سناتور دموکرات تاکید کرد: «چه چیزی مانع میشود ولادیمیر پوتین با استدلالی مشابه، ربودن رئیسجمهور اوکراین را توجیه کند؟» به گفتهٔ او، با عبور از چنین خط قرمزی، قواعدی که برای مهار هرجومرج در نظام جهانی طراحی شدهاند، بهتدریج شروع به فروپاشی میکنند و در این میان، رژیمهای اقتدارگرا نخستین بازیگرانی خواهند بود که از این وضعیت بیشترین بهره را میبرند.
ترامپ در نشست خبری روز شنبه، عملاً بیان کرد که هدفش تغییر رژیم و حتی اشغال بلندمدت توسط ایالات متحده است؛ موضعی که آشکارا با انکارهای مکرر دولتش در تضاد قرار گرفت؛ انکارهایی که مدام تأکید میکردند چنین هدفی در کار نیست. این چرخش، از نگاه منتقدان، یک تناقض مستقیم با پیام محوری کارزار انتخاباتی او محسوب میشود؛ چرا که ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ با وعدهٔ پرهیز از همینگونه مداخلات خارجی وارد رقابت ریاستجمهوری شده بود.
ترامپ گفت: «ما کشور را اداره خواهیم کرد تا زمانی که بتوانیم یک انتقال امن، درست و سنجیده انجام دهیم» و در برابر پیشنهاد خبرنگاران مبنی بر اینکه این روند ممکن است سالها طول بکشد، عملاً مخالفتی نشان نداد و آن را رد نکرد. او سپس، در بازتابی هولناک از ادعاهایی که بیش از دو دهه پیش و در آستانهٔ حملهٔ آمریکا به عراق مطرح شده بود، گفت هرگونه هزینهٔ ایالات متحده از محل «پولی که از دل زمین بیرون میآید» جبران خواهد شد. ( اشاره مستقیم به نفت ونزوئلا)
رئیسجمهور آمریکا گفت: «نمیتوانیم این ریسک را بپذیریم که فرد دیگری کنترل ونزوئلا را به دست بگیرد.» او تاکید کرد شرکتهای نفتی آمریکا اکنون به این کشور اعزام خواهند شد تا اوضاع را «سامان دهند»، آنچه را او «اموال آمریکاییِ مصادرهشده» میخوانَد بازگردانند و در عین حال «مردم ونزوئلا را ثروتمند، مستقل و امن» کنند. وقتی از او پرسیده شد که آیا اشغال شامل استقرار نیروهای آمریکایی خواهد بود یا نه، دونالد ترامپ پاسخ داد: «اگر لازم باشد، از حضور نیروهای زمینی هراسی نداریم.» رئیسجمهور در اظهارات دیگری در همان روز شنبه نیز تلویحاً این احتمال را مطرح کرد که ممکن است بهزودی علیه مکزیک و کلمبیا هم اقدام نظامی انجام دهد و به خبرنگاران گفت گوستاوو پترو، رئیسجمهور کلمبیا باید «حواسش به خودش باشد».
ضربهٔ چکشی به نظم حقوقی؛ ترامپ و فرسایشِ آخرین پوسته
ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز گفت که با وجود روابط خوبش با رئیسجمهور مکزیک«او مکزیک را اداره نمیکند؛ کارتلها مکزیک را اداره میکنند» و تاکید کرد که «باید کاری دربارهٔ مکزیک انجام شود». در عین حال، یادآوری این نکته مهم است که بیش از دو دهه پیش، تهاجم و اشغال عراق به دستور رئیسجمهور جورج دبلیو بوش، ضربهای بزرگ به مشروعیت حقوق بینالملل تلقی میشد؛ تا جایی که ولادیمیر پوتین بعدها به همان تجربه بهعنوان توجیهی برای حملهٔ روسیه به اوکراین استناد کرد. با این همه، حتی در آن پرونده نیز دولت بوش دستکم در پی کسب مجوز از شورای امنیت سازمان ملل متحد بود؛ حال آنکه ترامپ و تیمش زحمت چنین مسیری را هم به خود ندادهاند.
از این رو، این اقدام اخیر در کنار حملهٔ نظامی ترامپ به ایران در تابستان گذشته که آن هم بدون مجوز سازمان ملل متحد یا کنگرهٔ آمریکا انجام شد میتواند بهمثابهٔ ضربهای چکشی از سوی ترامپ بر پوستهٔ نازک و شکنندهای تعبیر شود که از نظم حقوق بینالملل باقی مانده است. در همین زمینه، رایان برگ، رئیس برنامهٔ قارهٔ آمریکا در مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل گفت: «فکر میکنم ترامپ واقعاً در پی گسترش سیطرهٔ آمریکا بر نیمکرهٔ غربی است.»
ویلیام ولفورث، استاد روابط بینالملل در دانشگاه دارتموث در اظهاراتی گفت اقدام ترامپ «تواناییِ از پیش تضعیفشدهٔ ایالات متحده برای طرح استدلالهای معتبر دربارهٔ قواعد ناظر بر استفاده از زور در سیاست بینالملل را بیش از پیش فرسایش میدهد؛ امری که برای این دولت هزینهای ندارد، زیرا اساساً اهمیتی به چنین ملاحظاتی نمیدهد».
ژان-نوئل بارو، وزیر خارجهٔ فرانسه در بیانیه ای اعلام کرد عملیات آمریکا «با اصل عدم توسل به زور که شالودهٔ حقوق بینالملل است، در تعارض قرار دارد». در مقابل، واکنش برخی دیگر از متحدان ایالات متحده محتاطانهتر بود. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیهٔ اروپا، در شبکهٔ ایکس نوشت اتحادیهٔ اروپا نیکلاس مادورو را «فاقد مشروعیت» میداند؛ با این حال همزمان خواستار «خویشتنداری» شد و تأکید کرد که «اصول حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل باید رعایت شود».
اندکی پس از آنکه ترامپ حمله را در پیامی در شبکهٔ تروث سوشال اعلام کرد، پم باندی، دادستان کل آمریکا، در ایکس نوشت نیکلاس مادورو و همسرش سیلیا فلورس، پس از تفهیم اتهام در ناحیهٔ جنوبی نیویورک، اکنون «با تمام خشم عدالت آمریکا در خاک آمریکا و در دادگاههای آمریکا روبهرو خواهند شد». باندی تأکید کرد مادورو به «توطئهٔ تروریسم-مواد مخدر، توطئه برای واردات کوکائین، نگهداری از مسلسلها و ادوات تخریبی، و توطئه برای نگهداری از مسلسلها و ادوات تخریبی علیه ایالات متحده» متهم شده است.
دیپلماسیِ چین در میرافلورس، یورشِ آمریکا در «دل شب»
در همین حال، نکتهای که توجهها را جلب کرد این بود که تنها چند ساعت پیش از آنکه نیروهای عملیات ویژهٔ آمریکا به تعبیر ترامپ «در دل شب» به خانهٔ او در کاراکاس یورش ببرند، مادورو در کاخ ریاستجمهوری میرافلورس با چیوی شیائوچی، نمایندهٔ ویژهٔ دولت چین در امور آمریکای لاتین دیدار کرده بود. چین این حمله را بهشدت محکوم کرد و بنا بر بیانیهٔ وزارت خارجهٔ پکن اعلام کرد: «چنین رفتار هژمونیکِ ایالات متحده نقض جدی حقوق بینالملل است.» رایان برگ نیز گفت: «به من گفته شده که دیپلماتهای چینی هنگام وقوع حمله هنوز در کاراکاس حضور داشتند.»
ترامپ در برابر این اقدام، احتمالاً چه چیزی به دست آورده است؟ دلیل ظاهریِ عملیات علیه نیکولاس مادورو یعنی این ادعا که او قاچاقچی مواد مخدری است که مسئول سرازیرشدن «مقادیر عظیم» مواد مخدر به خاک اصلی ایالات متحده بود هدر برابر واقعیتهای میدانی چندان استوار و قانعکننده به نظر نمیرسد. ترامپ گفت: «بیشترِ این مواد مخدر از جایی به نام ونزوئلا میآید.» با این حال، بر اساس دادههای نهادهای مجری قانون مبارزه با مواد مخدر در آمریکا که توسط سرویس پژوهشی کنگره گردآوری شده است، ونزوئلا تنها سهمی بسیار ناچیز از هروئین، کوکائین، متآمفتامین و فنتانیلِ واردشده به ایالات متحده را به خود اختصاص میدهد. برای نمونه، بیش از ۸۵ درصد هروئینی که توسط نهادهای آمریکایی تحلیل شده منشأیی در مکزیک دارد و تنها حدود ۴ درصد آن از آمریکای جنوبی تأمین میشود؛ در حالی که بخش عمدهٔ کوکائینِ واردشده به ایالات متحده همچنان از کلمبیا میآید.
از خلیج خوکها تا امروز؛ شکستهای پرهزینه، دستاوردهای کمدوام
البته این احتمال هم مطرح است که یک گذارِ مهندسیشده و طراحیشده از سوی ایالات متحده در ونزوئلا، در نهایت به سود این کشور تمام شود؛ بهویژه اگر رهبران اپوزیسیون از جمله ماریا کورینا ماچادو، برندهٔ جایزهٔ نوبل صلح ۲۰۲۵ و ادموندو گونزالس موفق شوند قدرت را در دست بگیرند؛ شخصیتی که گفته میشود در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ با اختلافی قاطع نیکلاس مادورو را شکست داده است. با این حال، ترامپ روز شنبه عملاً انتظارات از تحقق چنین سناریویی را تعدیل کرد و گفت: «فکر میکنم رهبری برای او بسیار سخت باشد. او نه حمایتِ داخلی دارد و نه احترامِ داخلی.»
به باور ناظران، نزدیکترین سابقهٔ تاریخیِ اقدام ترامپ احتمالاً به تصمیم جورج هربرت واکر بوش، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده برای اعزام نیروهای آمریکایی به پاناما در سال ۱۹۸۹ بهمنظور دستگیری مانوئل نوریگا بازمیگردد؛ اقدامی که در نهایت به تقویت ثبات سیاسی در پاناما کمک کرد، اما در عمل تغییری معنادار در ابعاد بحران مواد مخدر در ایالات متحده ایجاد نکرد.
اما تجربهٔ تاریخی نشان میدهد احتمال افتادن در دامها و پیامدهای ناخواسته، بهمراتب بیش از رسیدن به نتایج امیدوارکننده است. تقریباً هر مداخلهٔ نظامی ایالات متحده در آمریکای لاتین دستکم از زمان عملیات خلیج خوکها در سال ۱۹۶۱ به شکست انجامیده و منفعت واقعی و پایداری برای واشنگتن به همراه نداشته است.
در سال ۱۹۵۴، سرنگونی دولت منتخب گواتمالا با حمایت سیا، مسیر کشور را به سمت دههها جنگ داخلی و بیثباتی سوق داد. فاجعهٔ خلیج خوکها و تلاش ناکام دولت جان اف. کندی برای کودتا علیه فیدل کاسترو، رهبر کوبا در نهایت به بحران موشکی کوبا گره خورد و یکی از خطرناکترین رویاروییهای دوران جنگ سرد را رقم زد. در سال ۱۹۷۳، کودتای مورد حمایت آمریکا علیه سالوادور آلنده، رئیسجمهور شیلی، راه را برای دیکتاتوری خشنِ ۱۷سالهٔ آگوستو پینوشه باز کرد و همزمان، به اعتبار هنری کیسینجر، وزیر خارجهٔ وقت آمریکا، آسیبی ماندگار وارد آورد.
مداخلهٔ دههٔ ۱۹۸۰ِ رونالد ریگان علیه ساندینیستها نیز، به جای تثبیت وضعیت منطقه، به رسوایی ایران–کنترا و شکلگیری یک جنگ داخلی دیگر انجامید؛ رویدادی که تصویر واشنگتن را در آمریکای لاتین بیش از پیش فرسوده کرد. فراتر از این موارد، مداخلاتِ پیدرپی در هائیتی از زمان رئیسجمهور وودرو ویلسون در سال ۱۹۱۵، سپس بیل کلینتون در سال ۱۹۹۴ با عنوان «عملیات حفظ دموکراسی»، و بعد هم جورج دبلیو بوش حدود یک دهه بعد به جای ایجاد ثبات، عملاً بیثباتی بیشتری به جا گذاشته است؛ تا جایی که خشونتِ بیرحمانهٔ باندها امروز به مانعی جدی برای برگزاری انتخابات در این کشور تبدیل شده است.