ترنج موبایل
کد خبر: ۸۸۴۴۹

جذب مخاطب با ادا درآوردن و دست انداختن افراد!

گفت‌و‌گو با عماد افروغ


افروغ گفت: اين طنز در جذب مخاطب موفق بوده ولي فقط با ادا درآوردن و دست انداختن افراد! اما مجاز نيستيم كه براي جذب مخاطب هر كاري را انجام دهيم. ما حتي مجاز نيستيم طنز را فقط براي اوقات فراغت بسازيم.

با اينكه نمايش سري اول برنامه طنز «خنده‌بازار» به پايان رسيده است اما حرف‌ها و بحث‌ها درباره كم و كيف اين برنامه هنوز به پايان نرسيده و اظهارنظرهاي گوناگون درباره اين نوع از طنز همچنان ادامه دارد. نكته اصلي هم حجم بالاي تناقضها و تفاوت‌ها در واکنش نشان دادن به خنده بازار است.

خنده بازار چطور طنزي است؟

همه‌اش را كه نديده‌ام ولي در همين حدي كه ديده‌ام، تاييدش نمي‌كنم.

ايرادش كجاست؟

بايد ديد چگونه ما به اين طنزها پرداخته‌ايم. آيا رعايت ادب و اخلاق را كرده‌ايم؟ آيا چهره‌ايي كه از سوژه‌ها ارائه داده‌ايم معرف آنها بوده يا چهره كاذبي به آنها داده‌ايم؟ زماني هست كه يك كپي‌برداري از صورت كسي را به طنز مي‌كشيم، زماني هم هست كه صفتي را به او نسبت مي‌دهيم. درمورد كپي‌برداري تصويري مسئله‌اي ندارم، حتي درمورد ويژگي‌هاي عام آن شخصيت هم نظري ندارم ولي من با صفاتي كه گاهي غيراخلاقي است و به افراد نسبت مي‌دهيم مشكل دارم. گاهي دست انداختن افراد به ميان مي‌آيد.

يعني چه؟ یعنی برنامه افراد را دست می‌اندازد؟

تصور مي‌كنم برخي قسمتهاي برنامه اتصاف يكسري صفات غيراخلاقي به افراد است كه از نظر اخلاق نمي‌تواند مورد تاييد باشد ولي در بخشي ديگر، بعضي از اين شخصيت‌پردازي‌ها مطابق با واقع بوده و صفت عامي را به فرد نسبت داده كه همه او را به آن صفت مي‌شناسند ولي گاهي چيزي را بزرگنمايي مي‌كنند كه صفت عام نيست. مثلا همان قسمتي كه بدل مايلي‌كهن را آورده بودند، من خودم صحنه واقعي آن اتفاق را ديده بودم كه اتفاقا خيلي هم ناراحت شدم.

مايلي‌كهن كه هميشه گريه نمي‌كند. شايد اين يك بار اين كار را كرده و آن هم صادقانه. وقتي گريه كرد من آن را يك ويژگي خوب ايشان ديدم كه از بعضي بي‌اخلاقي‌ها ناراحت شده بود. حالا همان گريه بهانه‌اي شده كه او را نشان دهند و درواقع آن را كردند صفت عامش و با همان او را به سخره گرفتند. اين كار اصلا درست نيست و نشان مي‌دهد كه ما يكسري بي‌اخلاقي را توصيه مي‌كنيم!

پس چرا اين برنامه اينقدر مخاطب دارد؟

اين طنز در جذب مخاطب موفق بوده ولي فقط با ادا درآوردن و دست انداختن افراد! اما مجاز نيستيم كه براي جذب مخاطب هر كاري را انجام دهيم. ما حتي مجاز نيستيم طنز را فقط براي اوقات فراغت بسازيم.

لورل و هاردي كسي را مسخره نمي‌كنند اما جهتي هم ندارند. در مقابل چارلي چاپلين كمدين معناداري است. وجه هدايت‌محوري جمهوری اسلامی باید در برنامه‌هاي طنزش هم نشان داده شود.

در مقابل اين برنامه بعضيها واكنش بسيار تندي نشان دادند. اگر بخواهيم از آن طرف قضيه نگاه كنيم، نمي‌توان گفت آستانه تحمل افراد پايين آمده؟

اگر واقعا به وجه عامي پرداخته شود كه شهره باشد و در واقع توهين به شخص و دست انداختن هم نباشد من فكر مي‌كنم كه افراد نبايد مشكلي داشته باشند. اگر چيز ديگري باشد كاملا حق دارند شاكي شوند.

ولي درمورد داوود رشيدي اين اتفاق نيفتاد.

خب بله. آيتم آقاي رشيدي را خيلي سنگين و موقر ساخته بودند كه خود داوود رشيدي هم از كار دفاع كرد. اگر همين آيتم را سبك كار مي‌كردند و با مسخره كردن همراه بود همان داوود رشيدي هم واكنش نشان مي‌داد.

يعني ربطي به جنبه ندارد؟

چرا. به جنبه هم ربط دارد. يك قسمت از قضيه هم برمي‌گردد به ظرفيت افراد ولي بعضي وقتها طرف واكنش نشان نمي‌دهد چون تصور مي‌كند كه ممكن است طرف مقابل جري شده يا باعث شهرت طرف مقابل شود. اين است كه خويشتن‌داري مي‌كند. كسي وجود ندارد كه از طنزي كه در آن او را دست انداخته‌اند خوشش بيايد و اين كاملا طبيعي است. حتي اگر سكوت هم كند از جهات اجتماعي قضيه است.

بعضي از اينها هم نه تنها سكوت نمي‌كنند بلكه برخورد خيلي تندي هم مي‌كنند!

اتفاقا اينها به نظرم صادقانه‌تر برخورد كردند!

با تمام اين تفاسير يعني كلا اين برنامه رفت روي هوا ديگر؟!

نه. آيتم‌هاي جرياني‌اش خيلي جالب است و اتفاقا حرف براي گفتن دارد. مثلا آنجايي كه كلنگ‌زني هست خيلي خوب است. چون شخص خاصي را مطرح نمي‌كند. اتفاقا آنجا طنز جرياني است. اين خيلي عالي است و اتفاقا به كسي هم برنمي‌خورد.

در كل وزنه مثبت اين برنامه سنگين‌تر است يا وزنه منفي؟

به نظرم آنجايي كه دارند جرياني را نقد مي‌كنند كار مثبتي است اما درمورد اشخاص كار درستي نشده.

ارسال نظرات
خط داغ