ترنج موبایل
کد خبر: ۸۲۳۷

حکایت شیرین حفاظت ازمیراث فرهنگی ایران

محمدعلی محرابی


چند هفته ی پیش، گران ترین شاهکار پیکاسو، نقاش مشهور جهان ، ازموزه هنری سائوپائولوی برزیل دزدیده شد.

براساس اعلام مدیران این موزه، دزدان از جک هیدرولیک برای فرار از در فلزی ورودی شمالی موزه استفاده کرده و با استفاده از اهرم، درهای شیشهای را شکسته وبه نقاشیها در طبقه دوم دسترسی پیدا کرده بودند.

اخبار منتشر شده از سوی بازپرس پرونده نیزحاکی است که این افراد توسط یک کلکسیونر ثروتمند اجیرشدهاند. آنها دقیقاً میدانستهاند که چه بکنند. این سرقت به شکل کاملاً حرفهای صورت گرفته است و دراین زمینه به زودی مدارکی در اختیـــار رسانه ها قرارمیگیرد.

همانطورکه میبینید فقط مانده است که مدیران موزه و بازپرس پرونده مدل ساعت مچی پشت دست دزدان را هم اعلام کنند!
با این پیش زمینه ذهنی نگاهی میکنیم به جریانی مشابه، یعنی سرقت 3 تابلوی نفیس از موزه رضاعباسی درتهران واطلاع رسانی های شفاف وگسترده پیرامون آن!

نخستین خبر را خبرگزاری تحت مدیریت معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی (ایسکانیوز) حدود 3 ماه پیش، از قول یک منبع آگاه منتشرکرد! این خبرهیچ اطلاعاتی به جز وقوع سرقت را دراختیار خواننده قرار نمی داد.

تلاش خبرنگاران پس از درج این خبر از همان روز تاکنون ادامه داشته اما جالب آنکه همه کسانی که باید اطلاع رسانی میکردند ازجمله«فرمانده یگان حفاظت میراث فرهنگی» و « مدیر موزه عباسی و نیزکسانی که بایدحامی وپیگیر ارتباط سهل ترخبرنگاران با منابع خبری می بودند مثل «روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی وگردشگری »، مهمترین موانع موجود بر سر راه اطلاع رسانی آزاد دراین مسیر بوده اند.

جالب تر آن که سردار "عباسعلی روحی"، فرمانده یگان حفاظت میراث فرهنگی کشور درتاریخ 13 آذر درمصاحبه با خبرگزاری فارس گفته بود که ظرف مدت 3 روز سارقان موزه عباسی را معرفی خواهدکرد، که این 3 روز تا امروز ادامه دارد!

درهمه جای دنیا در هنگام وقوع حوادثی از این دست، علاوه بر عمل به موازین جریان آزاد اطلاعات، مدیران از خبرنگاران به عنوان همکاران خود برای به دام انداختن مجرمان استفاده میکنند.

آنها با اطلاعرسانی منظم و البته کنترلشده (مانندآنچه درآغاز این نوشته آمد) هرگز ازدست خبرنگاران فرار نکرده و افکارعمومی را قانع میکنند.

حکایت امنیت موزههای ما در دهه استاندارسازی موزهها هم حکایتی در خور تأمل است. "محمد رضا مهراندیش"، مدیرتازه منصوب موزه ملی ایران اخیرا در مصاحبهای گفته بود که" هیچ یک" از موزههای کشور استاندارد نیستند!

حرف او باورکردنی است، چرا که سابقه ذهنی مان در مورد سرقت تابلوهای ارزشمند استاد فرشچیان، مهرهای متعلق به دوران پیش از تاریخ در موزه ملی، قطعه فرش متعلق به دوران پهلوی در موزه فرش ودست آخر، تابلو خط های موزه رضاعباسی ما را در رسیدن به این باور به خوبی کمک میکند.

کمبود بودجه یگان حفاظت از میراث فرهنگی را ما هم به خوبی درک می کنیم، اما به نظر می رسد این یگان باید اندکی در چینش نیروهای خود که بسیاری از آنها شاید فقط برای تامین پرستیژ! مقابل ساختمان های نوساز سازمان میراث فرهنگی می ایستند تجدیدنظرکند وآنها رابه کارهای مهم تری بگمارد.

گفته ی فرمانده یگان حفاظت از میراث فرهنگی کشور که درنخستین مصاحبه خود با خبرنگاران پس ازانتصابش ودرپاسخ به پرسشی درخصوص مسلح شدن نیروهای تحت امرخودگفت:« تاچندماه صبرکنید» را هنوز به خوبی به خاطر داریم.

بد نیست بدانید که مدیرموزه عباسی درآخرین اطلاع رسانی صورت گرفته درمورد این پرونده صرفاً گفته است که اقدامات امنیتی موزه از زمان سرقت 4 برابر شده است!

البته معلوم نیست این اقدامات درچه حدی بوده که اکنون پس از سرقت بایستی 4 برابرشود؟!

هنوز که هنوز است نه نحوه این سرقت اعلام شده و نه سیر پرونده و آخرین وضعیت آن دراختیار افکارعمومی گذاشته شده است. شاید تنها منبع خبری با این وضع بوجود آمده، خودسارقان باشند که بیایند وضمن معرفی خودشان به خبرنگاران با آنها مصاحبه کنند، البته اگر به آنها هم ندهند که مصاحبه نکنید!

ظریفی میگفت مرحوم « پیکاسو » با اطلاع از این اوضاع خواسته است تا جهت حفظ آبروی سارقان تابلو هایش در برزیل، پیگیری پرونده او را هم به حفاظت میراث فرهنگی ایران بسپارند!

ارسال نظرات
خط داغ