ريشهيابي مسير متفاوت اقتصادی چين و ژاپن
پروفسور تاناكا در سخنراني خود در مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت با نشان دادن كتابي از فونهايك (نظريهپرداز برجسته اقتصادي) از رجوع مجدد جهان به انديشههاي وي خبر داد.
بعد از بحران اقتصادی سال 2008 اکثر اقتصادهای مهم جهان با چالشهای کمابیش یکسانی روبهرو بودند. تنزل چشمگیر بازار سرمایه، وصول نشدن مطالبات بانکها و موسسات بزرگ مالی، از دست رفتن اعتماد مصرف کنندگان و سرمایهگذاران به آينده و در نهایت ریزش نظام مالی متعاقب ورشکستگی شرکتهای بزرگ، حوادثی بود که به درجات مختلف در هریک از اقتصادهای پیشرفته جهان شاهد بروزشان بودیم.
اما پس از آن هرچه که از مبدا بحران دور ميشدیم هرکدام از کشورها، یا حوزههای اقتصادی، با معضلات خاص خودشان دست به گریبان شدند. اقتصاد آمریکا، با وجودی که اوایل سال 2010 نشانههایی از بهبود نشان ميداد، حالا حدود یک سالی ميشود که به نظر از هرگونه حرکت، چه رو به جلو و چه رو به عقب، بازايستاده است.
منابع بستههای محرک و اثر موقتی شان ته نشین شده و سیاستهای انبساط پولی بن برنانکی و جنگ ارزی عمدتا توسط مقابله به مثل کشورهای رقیب خنثی گشته است. بهاين ترتیب، ماههای آغازین سال 2011 برای فعالان اقتصادی آمریکا به نظر بیش از هرچیز با سکوت و انتظار توام خواهد بود.
در اروپا، شرایط هرچند روشنتر، اما وخیمتر است: «به جز آلمان، تقریبا اکثر اقتصادهای مهماين قاره با خطر بازگشت بحران روبهرو هستند. بدهیهای کلان، دولتهای یونان وايرلند را تا مرز سقوط برد و حالا اسپانیا و پرتغال وايتالیا هم وضع بهتری ندارند. در فرانسه و انگلیس کاهش عمده مخارج دولت و افزایش مالیاتها اعتراضات بسیاری برانگیخت و کشورهای شرق اروپا نیز برای بیرون آمدن از رکود چشم امیدشان به دولتهای راستگرایی است که در انتخابات اخیر برگزیدهاند.»
دراين میان، کشورهای جنوب شرق آسیا و چین از یک سو و ژاپن از سوی دیگر، شرایط بسیار متفاوتی را از سر ميگذرانند. نشستی که روز دوشنبه در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام دایر شده بود بررسی همین تفاوتهای بنیادی که ميتوان در دو قطب چین و ژاپن متجلیاش دید را در دستور کار خود داشت. پرفسور تاناکا اقتصاددان ژاپنی که ميهمان اصلیاين جلسه بود در یک سخنرانی دو ساعته قصد داشت تشریح کند که در آب و هوای کنونی اقتصاد جهان (که جهت کلیاش رو به رکود است)، چرا همزمان از یکسو چین بر مرز تورم دورقمي گام برميدارد و از سوی دیگر ژاپن سالهاست که با معضل پادتورم یا تنزل عمومي سطح قیمتها روبهرو است.
به گفته آقای تاناکا دولت چین بلافاصله پس از بحران 2008 حدود 4 هزار میلیارد رنمینبی به اقتصاد اين کشور تزریق کرد. اين پول که عمدتا از مجرای شرکتهای دولتی وارد اقتصاد ميشد در کنار پایین نگه داشتن مصنوعی ارزش یوآن موجب شد که چین کمترین آسیب را از بحران جهانی ببیند و به کمک رشد صادرات در واقع با هزینه سایر کشورها رشد اقتصادیاش را حفظ کند. اين رشد اقتصادی در شرایطی که اکثر اقتصادهای مهم جهان در رکود بودند در کنار ارزش پایین یوآن سبب شد که حجم عظیمياز سرمایههای خارجی راه چین را در پیش بگیرند.
در همین زمان مردم چین نیز پس از یک دهه رشد شتابان اقتصادی اکنون خواهان استفاده از مزایایاين رشد در زندگی روزمره شان هستند و برخلاف سالهای گذشته که نرخهای پسانداز معجزه آسا را در چین شاهد بودهایماين اواخر مصرف، بهویژه در بخش مواد غذایی، نسبت به گذشته افزایش چشمگیر داشته است. آقای تاناکا معتقد است اگراين دو جریان اصلی را که دست در دست یکدیگر دارند کنار هم بگذاریم تا حدود زیادی دلیل اصلی فشارهای تورمي اخیر چین روشن ميشود.
به طوری که مثلا با وجودی که مقامات چینی ادعا ميکنند نرخ تورم سال گذشته تنها 5 درصد بوده است، حداقل در بخش مواد غذایی دو رقميشدن اين نرخ جای هیچگونه چون و چرا ندارد. طبق مطالعهاي که آکادمي علوم اجتماعی چین با نظرسنجی از 4هزار شهروند اين کشور انجام داده عمدهترین نگرانی چینیها برای آينده انتظارات تورمي است.
بانک مرکزی چین نیز پس از آنکه نتایج اين تحقیق منتشر شد برای آزمون میزان صحت آن، مطالعه مشابهی با نمونهاي 20 هزار نفری انجام داد که به نتایج تقریبا یکسانی رسید. در بخش شهری عمده نگرانی مردم بروز تورم دو رقمي است، در حالی که روستاییان بیشتر نگران کم شدن مخارج دولت در حوزه بهداشت و درمان هستند.
به زعم آقای تاناکا فشارهای اخیر تورمي که در چین شاهدشان هستیم به ویژه از آن رو اهمیت دارند که رهبران حزب کمونیست با خاطرهاي که از کشتارهای میدان تیان آنمن در سال 89 (به دنبال اعتراضات عموميبه افزایش قیمتها) در سر دارند از پیامدهای افزایش تورم بسیار بیمناک هستند و برخی تحلیلگران حتی هشدار ميدهند که ترکیب اين انتظارات تورمي با افزایش نسبی نابرابری به احتمال ايجاد ناآرامیهای اجتماعی در چین دامن ميزند. به گفته پروفسور تاناکا با اين وجود در ردههای بالای حزب همچنان بر سر مهار تورم چند دستگی و افتراق آرا مشاهده ميشود.
در یک سو رييس بانک مرکزی چین، ژوشيائوچوان، قرار دارد که به دنبال پیگیری سیاستهای معقول اقتصادی و انقباض پولی برای مهار تورم است. در حالی که در سوی دیگر شيجينگپینگ، رهبر آتی حزب کمونیست و وابستگان به او قرار دارند که به ویژه از تورمي شدن بازار مسکن منتفع ميشوند. بازار املاک و مستغلات چین اکنون در آستانه حبابی شدن است و با وجود ساخت و سازهای تازهاي که انجام ميگیرد قیمتها روز به روز افزایش ميیابند. آنطور که از قرائن امر برميآید باوجودی که تیم بانک مرکزی و سیاستگذاران پولی به دنبال مقابله با اين وضعیت هستند، وابستگان شيجينگپینگ که اغلب از ملاکین بزرگ چین به شمار ميآیند در برابر انقباض پولی مقاومت کرده و حتی ميکوشند با احتکار خانههای خالی به اين فشارها دامن بزنند.
آقای تاناکا تاکید ميکند آنچه که شرایط را در سال جاری برای چین حتی پیچیدهتر از پیش ميسازد آغاز دور دوم انبساط مقداری است که به گفته بن برنانکی قرار است بادی در بادبان اقتصاد آمریکا بیفکند. فدرال رزرو اخیرا شروع به خرید بیش از 600 میلیارد دلار اوراق قرضه بلندمدت کرده که اين امر باعث ميشود نقدینگی زیادی در دست سرمایهگذاران قرار بگیرد.
یکی از مهمترین مقاصداين پولهای داغ آمریکایی بازار اقتصادهای نوظهوری چون چین و هنگکنگ خواهد بود. آقای تاناکا با تاکید براينکه پولهای داغ آمریکایی نیز در سال جدید فشار مضاعفی بر مدیریت سیاست پولی چین وارد خواهند ساخت، بحث چین را اينطور جمع بندی کرد که: «با اين تفاسیر چشمانداز پیش روی چین بسیار غیرقابل پیشبینی است و از تبدیل شدن به یک قدرت بلامنازع جهانی تا وقوع انقلاب در سالهای قریب الوقوع را ميتوان برای اين کشور متصور دانست.»
برای ورود به بحث اقتصاد ژاپن آقای تاناکا کتاب «به سوی بردگی» (Roady to Serfdom)هایک را به حاضرین نشان داد واشاره کرد که اکنون در آمریکا و انگلستان آنچه که بیش از همه خوانده ميشود نه کتابهای کروگمن و استیگلیتز که اين اثر دهه چهلهایک است. اواشاره کرد که هایک اين کتاب را در پاسخ به اقتصاد تمرکزگرای دکترین نازی نوشته و مفهوم هوش بازار و مکانیزم هدایتکننده بازار همان چیزی است که نادیده گرفتناش اقتصادی مثل ژاپن را به شرایط ناخوشایند کنونی دچار ساخته است.
ژاپن بعد از آنکه حدود بیست سال پیش شاهد ترکیدن حباب بازار مسکن بود، به رکودی فرو رفت که کم یا بیش هیچگاه از آن بیرون نیامد. حزب لیبرال دموکرات ژاپن به دنبال رکود عمیقی که از ترکیدن حباب و تضعیف نظام مالی حاصل شد برای حفظ سطح تقاضا بستههای محرک مالی را یکی پس از دیگری به اقتصاد اين کشور تزریق ميکرد. حاصل اين روند چندین ساله چیزی نبود جز حجم عظیم بدهیهای دولتی و مخدوش شدن هرچه بیشتر مکانیزم علامتدهی بازار و قیمتهای نسبی.
با وجودی که در شرایط عادی باید اجازه داده ميشد تا عرضه خودش را با تقاضا هماهنگ و همساز کند، دولت با تحریکهای مقطعی تقاضا از اين امر جلوگیری کرد و عملا موجب مزمن شدن بیتعادلی در اقتصاد ژاپن گشت. پس از آنکه حجم بدهیها بالا رفت و اکنون حدود یک چهارم درآمد مالیاتی سالانه دولت تنها صرف بازپرداخت بهره اوراق قرضه ميشود، تحریکهای مقطعی کارکرد خود را از دست داد و رکود عمیقتر شد و در تار و پود اقتصادی ژاپن ریشه دواند.
آقای تاناکا معتقد است علاوه براينها بروز پادتورم در ژاپن دلیل دیگری نیز دارد که او آن را ورود اقتصاد ژاپن به مرحله «پست مدرن» مينامد. پروفسور تاناکا ميگوید اگر خصیصه مرحله مدرن اقتصادها را تولید انبوه و یکنواختی کالاها بدانیم، اين همان نقشی است که اکنون اقتصادهای نوظهوری چون چین و هند در عرصه جهانی بر عهده گرفتهاند. آنها در پایههای هرم اقتصادی هستند و چنین شکل تولیدی نیازهای جامعهشان را برآورده ميسازد.
در صورتی که در اقتصادهای پست مدرن به سبب پیشرفت چشمگیر شیوههای تولید، کاهش قیمت کالاهای مرسوم امری اجتناب ناپذیر است. اقتصادهای پست مدرن باید از رقابت قیمتی با اقتصادهای نوظهور فاصله گرفته و به پیگیری نوآوری، گوناگون سازی و شخصی سازی محصولاتی تولیدیشان (که مشتریان خاص خود را در کشورهای پيشرفته دارند) بپردازند. در شیوه تولید پست مدرن به جای قیمت، تمرکز اصلی بر تحقیق و توسعه و تکنولوژیهای بسیار پیشرفته است.
آقای تاناکا معتقد است روندی که اکنون در اقتصاد ژاپن مشاهده ميشود اين است که بعد از دستکاریهای فراوان دولت در نظام قیمتها (با بستههای محرک) و حجم عظیم بدهیهای عمومی، شرکتها عملا از قدرت علامت دهی بازار پول و بازار کالا قطع امید کرده و خود راسا وارد فرآیند تصمیمسازی شدهاند. آنها برای بقا به روندهای جهانی چشم دوختهاند.
محیط زیست و گرم شدن کرهزمین از جمله مهمترین مسائلی است که شرکتهای ژاپنی در برنامه ریزی تولیدات آتی شان پیگیری ميکنند. به اقتضای همان مسائلی که درباره اقتصادهای پست مدرن مطرح شد شرکتهای ژاپنی اکنون منابع زیادی را صرف سرمایهگذاری در فعالیتهای تحقیق و توسعه ميکنند، و از آنجا که دریافتهاند رقابت به لحاظ قیمت و مواد خام و نظایراينها با اقتصادهایی چون چین غیرممکن است، تصمیم گرفتهاند کالاهایی بدیع و «هایتک» بسازند که در بازارهای پیشروی جهان دارای مشتریان خاص خود باشند.
آقای تاناکا بحث ژاپن را اينطور جمعبندی کرد که با دور دوم انبساط مقداری که بانک مرکزی ژاپن نیز به طبيعت از فدرال رزرو در پیش گرفته است هرچند امید ميرود جلوگیری از افزایش ارزش ین درهای بازارهای صادراتی را به روی کشورش بگشاید، اما باید دید که آيا اين سیاستها موجب مخدوش شدن بیشتر مکانیزم بازار خواهد شد یا خیر؟ مسالهاي که عمدهترین دغدغه شرکتهای ژاپنی در شرایط فعلی است.
حاشیه : در پایان اين نشست که جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد آقای دکتر درخشان دو سوال مطرح کرد: 1) مراد از اصطلاح اقتصاد پست مدرن دقیقا چیست؟ و آيا اين تعبیری است که در محافل اقتصادی ژاپن مصطلح است یا اينکه ايده شخصی آقای تاناکا است؟ و 2) با توجه به بحران 2008 و عواقب آن برای بازارهای مالی چطور است که هایک در میان آمریکاییها محبوب شده؟
آقای تاناکا در پاسخ توضیح داد که منظور از اقتصاد پست مدرن در برابر اقتصاد مدرن که بر روشهای تولید انبوه و ارزان کالاها تاکید دارد، اقتصادی است که بیشتر کیفیت و ویژگی فردی کالا را مدنظر قرار ميدهد و تمرکز اصلیاش بر تحقیق و توسعه و تکنولوژی پیشرفته برای مشتریان خاص است. ضمن آنکه توجه به کالاهای موافق با محیطزیست نیز از دیگر حوزه گرایشات اين اقتصاد است. البته همچنیناشاره کرد که کاربرد اين اصطلاح و پیگیری اهداف آن در ژاپن همگانی نیست، اما شرکتها و اقتصاددانهایی هستند که بر آن تاکید دارند و تبلیغاش ميکنند.
در پاسخ به سوال دوم آقای تاناکا اشاره کرد که به دنبال مداخلات دولت آمریکا پس از بحران بدبینی نسبت به دولت و نقش سیاستگذاری اقتصادیاش بیشتر شده و نظریاتهایک یک بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است. هرچند به نظر ميرسید آقای درخشان قانع نشده، اما ايشان توضیحات بیشتری ارائه نکرد.