ترنج موبایل
کد خبر: ۶۲۹۱۵۱

اگر مارکس زنده بود درباره بازی‌های ویدئویی امروز چگونه می‌اندیشید؟

اگر مارکس زنده بود درباره بازی‌های ویدئویی امروز چگونه می‌اندیشید؟

آنتونیو فلورس لدسما فیلسوف در مقاله ای که به تازگی منتشر شده دیدگاه‌های پدر سوسیالیسم علمی را در صنعت بازی و روایت‌های آن به کار می ‌گیرد.

فرارو- در بازی ویدئویی "کارگاه کوچک بزرگ" Little Big Workshop (۲۰۱۹) شما مدیر یک کارخانه هستید و ماموریت تان به حداکثر رساندن سطح کارایی آن است. شخصیت آن بازی صرفا برای استثمار شدن وجود دارند. زمانی که بیش از حد کار می‌کنند خسته بر روی زمین می‌افتند، زیرا همکاران شان از کمک به آنان طفره می‌روند و به انجام وظایف خود ادامه می‌دهند.

به گزارش فرارو به نقل از ال پائیس، "آنتونیو فلورس لدسما" فیلسوف اسپانیایی پس از کشف این بازی این پرسش واضح را با خود مطرح کرد: کارل مارکس درباره آن بازی چه خواهد گفت؟

مارکسیسم به عنوان یک نظام فکری به جهانی بودن تمایل دارد و همه چیز را به یکدیگر متصل می‌سازد. این موضوع سبب می‌شود که الگوی انتقادی مارکس را بتوان کم و بیش با موفقیت در مورد بازی‌های ویدئویی اعمال کرد.

یکی از مواردی که آنتونیو فلورس لدسما به بررسی آن می‌پردازد وضعیت موجود به‌عنوان نظم طبیعی پذیرفته شده است: در مورد بازی‌های ویدئویی پیش‌فرض یا منطق عملیاتی که فرض می‌شود در بازی جریان دارد.

او می‌گوید: "اگر نظامی داریم که ما را مجبور به درونی ساختن اشکال یا مناسبات تولیدی و هم چنین اجتماعی، سیاسی یا نهادی می‌کند در نحوه استفاده از فرهنگ نیز بر ما تاثیر می‌گذارد. برای مثال، من فکر نمی‌کنم که توسعه دهنده آن بازی به طور فعال قصد داشته تا یک ایدئولوژی را نشان دهد بلکه بیش‌تر هدف اش نشان دادن پیشرفت و تکامل فنی تولید از طریق سرمایه گذاری از دیدگاهی ایده آل بوده است. اتفاقا این دیدگاه است که عناصر ایدئولوژیک سرمایه داری و لیبرالیسم اقتصادی را بازتولید می‌کند".

او اشاره می‌کند این مسائل معمولا نادیده گرفته می‌شوند، زیرا به عنوان مشکلات بازی، توسعه یا طراحی آن ظاهر نمی‌شوند.

اگر مارکس زنده بود درباره بازی های ویدئویی امروز چگونه می‌اندیشید؟

بازی ویدئویی دیگر "پادشاهی رستگاری" Kingdom Come: Deliverance (۲۰۱۸) است که در آن دیدگاه آشکارا فاشیستی وجود دارد. ناسیونالیسم سفیدپوست میراث "هژمونی فرهنگی" (براساس خوانش "آنتونیو گرامشی") شرق شناسی یا تلقی هر آن چه که با اروپا بیگانه است به عنوان "بربریت" جنبه‌های دیگری است که لدسما در رابطه با ژانر تاریخی تحلیل می‌کند جایی که بازی‌ای مانند "جنگ تمام عیار: روم ۲" Total War: Rome II (۲۰۱۳) مدیترانه‌ای را ارائه می‌دهد که در آن گروه‌های سفید پوست انگلیسی کامل صحبت می‌کنند در حالی که سایرین با ادغام بیگانه گرایی با لهجه‌های عربی، آلمانی یا روسی سخن می‌گویند.

قدرت انتقاد

واقعیت آن است که دنیای بازی اغلب مخالف گفتگو‌های سیاسی است البته اگر آشکارا رویکردی ارتجاعی نسبت به مقوله هایی، چون زنان یا رنگین پوستان نداشته باشد. نقد یک فضای میانجی است که دیدگاه‌ها، خوانش‌ها و بیان‌های متفاوتی را از چیزی که یک محصول فرهنگی می‌خواهد به شیوه‌ای بی‌درنگ به نمایش بگذارد ارائه می‌کند. این وضعیت اجازه می‌دهد ضد گفتمانی علیه آن گفتمان دیگر بسط داده شود که حتی اگر حاوی قصد مؤلف نباشد بخشی از محصول و بازنمایی آن از واقعیت است.

"آنتونیو فلورس لدسما" می‌گوید بازی ویدئویی لزوما هیچ مسئولیتی ندارد، اما سازندگان آن می‌توانند تعهد بیش تری نسبت به آگاهی از آن چه در حال توسعه آن هستند یا تاثیرات احتمالی آن بر روی کاربران داشته باشند.

او در پاسخ به این پرسش که پس آیا امکان رهایی گیمر‌ها وجود دارد؟ با خنده می‌گوید:"خیر، نمی‌توانید".

اگر مارکس زنده بود درباره بازی های ویدئویی امروز چگونه می‌اندیشید؟

او می‌افزاید:" یک بازی ویدئویی با عمل در محدوده بازار نمی‌تواند رهایی بخش باشد. این دانش، آموزش و مشارکت هستند که باعث رهایی می‌شوند. با این وجود، درست است که بازی‌های ویدئویی درست مانند موسیقی، ادبیات یا فیلم‌ها جذب عناصر فرهنگی و اجتماعی را آموزش داده و ترویج می‌کنند حتی اگر با اهداف آموزشی یا آموزشی ساخته نشده باشند.

من آن قدر دید منفی ندارم که بگویم یک بازی ویدئویی نمی‌تواند یک گیمر متنفر از اقلیت‌ها را به یک فرد خوب تبدیل کند. سناریوی پیچیده‌ای به نظر می‌رسد، اما نقاط پشتیبانی برای تغییر چشم‌انداز و ایجاد جوامع بازی بسیار بازتر وجود دارد".

ارسال نظرات

نظرات بینندگان

(۲ نظر)
خط داغ