فرارو | رازگشایی دختر از جنایت مادر بعد از فوت زن زندانی
آنفلوآنزا بسته حمایتی دولت علی اصغر پیوندی لیلا واثقی
کد خبر: ۴۱۸۲۴۷
قتل کار من بود و نقشه چنین کاری را من ریختم. دخترم به من گفته بود با مردی دوست شده که یک ماشین شاسی‌بلند و گران‌قیمت دارد. به دخترم گفتم او را به خانه بیاورد بعد مسمومش کردیم و کارت عابربانکش را گرفتیم، اما او رمز را اشتباهی گفته بود و دلیل اصلی که باعث شد او را بکشیم، همین رمز اشتباهی بود،
تاریخ انتشار: ۰۰:۳۸ - ۲۶ آبان ۱۳۹۸

دختری که متهم است با همدستی مادرش پسری جوان را به خانه کشانده و به قتل رسانده بود، در حالی دوباره پای میز محاکمه می‌رود که مادرش به‌عنوان عامل اصلی قتل در زندان فوت کرد و بعد از مرگ این زن راز قتل دیگری نیز فاش شد.

به گزارش شرق، این دختر در شرایطی پای میز محاکمه رفت که مادرش قبل از جلسه دادگاه به‌علت ایست قلبی در زندان فوت شد. دختر جوان در دادگاه به اتهام معاونت در آدم‌ربایی و قتل به ۲۰ سال حبس محکوم شد، اما دیوان عالی کشور حکم را نقض کرد و میزان مجازات را کم تشخیص داد. با نقض رأی از سوی دیوان عالی کشور پرونده به شعبه ۹ دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.

بر اساس محتویات پرونده، دو سال قبل، مردی به مأموران پلیس خبر داد فرزند جوانش به نام آرش از خانه خارج شده و دیگر برنگشته است. وقتی تحقیقات درباره این جوان آغاز شد، مأموران متوجه شدند او به خانواده‌اش گفته برای دیدار یکی از دوستانش می‌رود و زود برمی‌گردد، اما دیگر خبری از او نشده و تلفنش را هم جواب نداده است تا اینکه فردی با خانواده آرش تماس گرفت و برای آزادی او درخواست پول کرد. چند روز بعد از این حادثه، مأموران تکه‌های جسدی را در تهران پیدا کردند که بعد از جمع‌آوری آن‌ها مشخص شد جسد متعلق به آرش است. پلیس خط تلفن آرش را بررسی کرد و متوجه شد این جوان با دختری به نام کیانا ارتباط داشت. با شناسایی کیانا و بازداشت او مشخص شد این دختر و مادرش در قتل آرش دست داشتند. کیانا به مأموران گفت: در دوردور‌های شبانه با مقتول آشنا شدم و بعد از آن با هم دوست شدیم. از آنجا که او پسر یکی از ثروتمندان شهر بود، با مادرم نقشه کشیدیم او را گروگان بگیریم و در ازای آزادی‌اش از خانواده‌اش اخاذی کنیم. با آرش تماس گرفتم و گفتم مادرم می‌خواهد او را ببیند و به خانه دعوتش کردم. وقتی آمد در نوشیدنی او مقداری داروی خواب‌آور ریختیم. مادرم کارت‌های بانکی او را خواست، اما آرش مقاومت کرد و بعد هم مادرم او را به قتل رساند.

مادر دختر جوان نیز در بازجویی‌ها گفت: قتل کار من بود و نقشه چنین کاری را من ریختم. دخترم به من گفته بود با مردی دوست شده که یک ماشین شاسی‌بلند و گران‌قیمت دارد. به دخترم گفتم او را به خانه بیاورد بعد مسمومش کردیم و کارت عابربانکش را گرفتیم، اما او رمز را اشتباهی گفته بود و دلیل اصلی که باعث شد او را بکشیم، همین رمز اشتباهی بود، وگرنه هدف اصلی ما رسیدن به ۵۰۰ میلیون تومان پول بود که خانواده‌اش در ازای آزادی او باید پرداخت می‌کردند. ما سه روز او را در خانه خود نگه داشتیم. دائم به او می‌گفتیم رمز کارتت را بگو، اما او نمی‌گفت. عصبانی شدیم و با اتوی داغ شکنجه‌اش کردیم، چون می‌خواستیم وادارش کنیم رمز را بگوید، اما نمی‌گفت. از طرف دیگر، خانواده‌اش نیز در پرداخت نیم‌میلیارد تومان پول تعلل می‌کردند و قصد داشتند با اطلاع به پلیس ما را پیدا کنند تا اینکه بالاخره عصبانی شدیم و با کشیدن کیسه پلاستیکی روی سرش او را خفه کردیم. بعد از سه روز وقتی دیدم جسد در حال متعفن‌شدن است، او را تکه‌تکه کردیم و در ادامه نیز تکه‌های جسد را بسته‌بندی کرده و داخل ساکی گذاشتیم و در جاده هراز رها کردیم و چاقو و ساطور را نیز در قلعه‌حسن‌خان انداختیم.

مأموران در ادامه تحقیقات متوجه شدند این زن در شهر اصفهان هم تحت تعقیب است و در آنجا از مرد دیگری کلاهبرداری و به تهران فرار کرده بود. پرونده پس از اعترافات متهمان و صدور کیفرخواست به شعبه دوم دادگاه کیفری ارسال شد، اما هنوز کار‌های مقدماتی انجام نشده بود که زن میان‌سال در زندان فوت کرد؛ به این ترتیب، پرونده با یک متهم در شعبه ۲ دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی و دختر جوان به ۲۰ سال حبس محکوم شد. در ادامه دختر جوان که در زندان به‌سر می‌برد راز جنایت دیگری را فاش کرد. او گفت: وقتی ما خیلی بچه بودیم پدرمان را از دست دادیم. پدرمان به دست مادرمان کشته شده بود، اما به‌خاطر اینکه ما بچه بودیم و کسی را به جز مادرمان نداشتیم وقتی جسد پدرمان پیدا شد، گفتیم شکایتی نداریم و مادرمان اصلا قاتل نیست درحالی‌که مادرمان مرتکب این قتل شده بود؛ حتی به عموهایمان هم گفتیم پدرمان به‌دست مادرمان کشته نشده است. با اینکه عمویم اصرار داشت با او زندگی کنیم، اما پیش مادرمان ماندیم. مادرمان از همان زمان کار‌های عجیب زیادی می‌کرد؛ او با مردان ارتباط برقرار می‌کرد و از آن‌ها پول می‌دزدید. تا وقتی جوان بود خودش این کار را می‌کرد و زمانی که من بزرگ شدم من را وادار به این کار می‌کرد و از مردان ثروتمند اخاذی می‌کردیم. مادرم چند مورد اخاذی به این شکل در اصفهان انجام داد و تحت تعقیب بود که تصمیم گرفتیم به تهران بیاییم و درواقع فرار کردیم. در تهران وقتی فهمید من با پسر جوانی دوست شدم به من گفت: باید این پسر را بیاوریم و از او پول بگیریم. قرار نبود کار‌هایی که اتفاق افتاد را انجام دهیم؛ این کار‌ها را مادرم انجام داد.

متهم گفت: حالا که مادرم مرده است راحت می‌توانم بگویم چه کار‌هایی کرد. بنا بر این گزارش این دختر به‌زودی بار دیگر پای میز محاکمه می‌رود.

مجله خواندنی ها
عناوین برگزیده
نقد فیلم جوکر؛ قتل با لبخند!
نگاهی به جوکر ساخته تاد فیلیپس
نقد فیلم جوکر؛ قتل با لبخند!
اعتراضات از «تله فضایی فقر» بیرون زد
کمال اطهاری به نوع خطاب‌قراردادن معترضان حادثه اخیر از سوی مسئولان خرده می‌گیرد
اعتراضات از «تله فضایی فقر» بیرون زد
پربیننده ترین
گزارش تصویری