ماجرای جالب سرگردانی احمدینژاد در لیبی
آقای متکی اعلام کردند پس به لیبیایی ها بگویید که سفر انجام نخواهد شد و ما به طرابلس برگشتیم. فردا صبح ساعت ده و نیم صبح حکم پایان ماموریت به ما ابلاغ شد. البته بعد از چهار سال و اندی؛ یعنی مأموریت من تمام شده بود ولی این ابلاغ پایان با عدم تدارک این سفر تقارن پیدا کرد که واقعا خارج از اراده و کنترل ما بود و تلاشمان را کردیم ولی لیبیایی ها آماده ارائه چنین سرویسی نبودند.
به گزارش ایرنا، «حسین جابری انصاری» از آن دسته دیپلمات هایی است که گذشته از مسئولیت های مهم نمایندگی دستگاه دیپلماسی درعرصه رسانه و شبکه های اجتماعی هم حضور فعالی دارد. اخبار مربوط به مذاکرات خود با طرف های خارجی را با سرعت منتشر می کند و تقریبا مقالات و گزارش های مهم و قابل اعتنایی که در رسانه های کشور منتشر می شود را با مخاطبان خود به اشتراک می گذارد.
غیر از خبر خواندن و مطبوعات اگر یک ساعت فراغت داشته باشید چه کاری انجام می دهید؟
من از دوران شکل گیری شخصیتم از نوجوانی تا به امروز دو سه عشق دارم - زندگی به معنای عام آن نه به معنای کار خاص-، یکی کتاب خواندن است.مثلا شبی که آقای دکتر ظریف استعفا داد من یک ساعت موبایلم را به برق وصل کردم که شارژ شود و من در آن مدت رمانی که هشام مطر نویسنده انگلیسی لیبیایی الاصل از درباره بازگشت خود به لیبی بعد از سقوط قذافی و گم شدن پدرش و داستان مهاجرین از وطن و فرزندان یک کشور که به اجبار از کشورشان جدا شدهاند نوشته است،در آن یک ساعت من این کتاب را میخواندم. وقتی موبایلم را برداشتم دیدم در این یک ساعت چه اتفاقاتی افتاده که به نحوی مرتبط با من هم می شد.
شما خبر استعفا را در آن یک ساعت نداشتید؟
ایشان دقایقی قبل از اینکه من موبایل را کنار بگذارم مطلبی را در ارتباط با این موضوع به من گفتند و من هم پاسخی دادم. بعد موبایلم را کنار گذاشتم و فکر نمیکردم که چنین طوفانی در راه باشد وگرنه من عموما تا نیمه شب آنلاین هستم. در این فاصله اتفاقاتی افتاده بود که بعدا همه دیدیم و شاهد بودیم.
شما جزو دیپلماتهایی بودید که در دولت قبل مشکلاتی برای شما پیش آمد و از ظرفیت شما استفاده نشد.در آن مدت شما مشغول به چه کاری بودید ؟
من در اواخر دوره اصلاحات بعنوان سفیر ایران در لیبی شروع به کار کردم.پیش از دولت قبل من در ماموریت بودم. دوستان لطف کرده و ما را تحمل کردند. حالا لیبی هم خیلی در مجرای اصلی سیاست ایران نبود در آن مقطع روابط ایران و لیبی فروکش کرده بود و لیبی به سمت غرب حرکت میکرد و خبری نبود که حساسیت آفرین باشد.
وقتی که به تهران برگشتید شما نیروی آزاد بودید؟
وقتی که به تهران برگشتم چند سال در دفتر مطالعات نیروی رها شده بودیم و به همراه تعداد دیگری از سفرا که برمیگشتند، کسی کاری با ما نداشت. در آن دوره در وزارت خارجه از من خواستند مدیریت گروه خاورمیانه و خلیج فارس دفتر مطالعات را بر عهده بگیرم من هم گفتم اگر بتوانم کمکی کنم انجام میدهم.ولی گردش کار را انجام دادند و آن مدیریت برای من تصویب نشد. بعد در این باره پیگیری کرده بودند گفته بودند که این را اصلاً پیگیری نکنید و اسم ایشان را که در پایین در وزارت خارجه می بریم حساس هستند.
استعلام جواب نداده بود؟
نه الزاما استعلام رسمی، ولی دوستانی که مدیریت را بر عهده داشتند ما را خارج از مجموعه خود تلقی می کردند در حالی که هیچ وقت نگاهم به سیاست و اقدامات سیاسی نگاه بسته با فرم بندی های جناحی و جریانی نیست. من هم مثل همه ایرانیان عقاید و نگاه خاص خود را دارم اما در کار دیپلماتیک و سیاسی همیشه سعی کردم در حد فهم و درک خودم نگاه ملی ایران را بعنوان جمهوری اسلامی ایران نمایندگی کنم نه نگاهی که با تفسیرهای بسته و ضیق. ولی دوستان به هر دلیل فکر میکردند خودی نیستیم و اما و اگر می گذاشتند و مدیریت گروه مطالعاتی من انجام نشد تا یکی دو سال بعد که معاون دیگری در پایان آن دولت تعیین شد و ایشان با جدیت پیگیری کرد و من مدیر گروه خاورمیانه و خلیج فارس شدم. دولت جدید که شروع شد معاون عربی آفریقایی از من خواست بعنوان مشاور معاونت مشغول شوم و مدتی بعنوان مشاور مشغول بودم و بعد مدیرکل خاورمیانه شدم.