حجتالاسلام رستگاری اظهار کرد:
«فرهنگ قرآن» آیتالله رفسنجانی
فرهنگ قرآن معجم مفاهیم قرآن کریم است که اثری جدید و قابلتوجه است و جای چنین اثری در بین آثار قرآنی خالی بود؛ اگر بخواهم بگویم آیندگان از کدام مفسران نام خواهند برد، اول علامه طباطبایی و دوم، آقای هاشمی به دلیل ارائه تفسیر «فرهنگ قرآن» است؛ چراکه روش تفسیر راهنما را دیگران دارند، اما فرهنگ قرآن کار جدیدی است.
فرهنگ قرآن معجم مفاهیم قرآن کریم است که اثری جدید و قابلتوجه است و جای چنین اثری در بین آثار قرآنی خالی بود؛ اگر بخواهم بگویم آیندگان از کدام مفسران نام خواهند برد، اول علامه طباطبایی و دوم، آقای هاشمی به دلیل ارائه تفسیر «فرهنگ قرآن» است؛ چراکه روش تفسیر راهنما را دیگران دارند، اما فرهنگ قرآن کار جدیدی است.
شورای راهبردی قرآن مرکز تحقیقات استراتژیک از سال ۹۱ به بعد با برگزاری نشستهایی درصدد گسترش مفاهیم مجموعه فرهنگ قرآن است؛ حجتالاسلام والمسلمین محمود رستگاری، معاون فرهنگی این مرکز و مسئول شورای راهبردی قرآن در این سالها مسئول برگزاری این نشستها بوده و از نزدیک با این طرح و نظرات و مبانی قرآنی رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام آشناست؛ در این خصوص گفتوگویی با او داشتیم.
انس آیتالله هاشمی با قرآن به چه دورهای برمیگردد و چگونه این انس در زندان ساواک که تحت شرایط خاصی بود، افزایش مییابد؟
ابعاد و لایههای شخصیتی آقای هاشمی بسیار گسترده بود؛ آنچه آقای هاشمی را در دوران قبل و بعد از انقلاب بهعنوان یک شخصیت سیاسی مطرح میکرد همین موضوع بود، اما متاسفانه شخصیت قرآنی ایشان مهجور و مکتوم مانده است؛ ایشان از ابتدای طلبگی لمعتین خواندند و نبوغی داشتند؛ در همان دوره درحالیکه طلبه ۱۶ ـ ۱۷ سالهای بود محضر آیتاللهالعظمی بروجردی رسیدند و گفتند: من حافظ قرآن هستم و الفیه ابن مالک را که یک دوره ادبیات عرب است را حفظم و ادبیات را وارد هستم و میخواهم امتحان بدهم؛ آقای بروجردی هم این طلبه نوجوان را میپذیرند و چند آیه از قرآن را از ایشان میپرسند؛ هم ازنظر قرائت، هم ازنظر حفظ و هم ازنظر مفاهیم از آقای هاشمی امتحان میگیرند؛ بنابراین اگر به سابقه گرایش و توجه آقای هاشمی با قرآن برگردیم به آغاز ورود و حضور ایشان در حوزه برمیگردد؛ در این دوره که همزمان با مبارزات ایشان بود، علاوه بر جنبههای قرآنی، کتاب سرگذشت فلسطین را نیز ترجمه کرد که یکی از بزرگان بیرونی در این رابطه گفته بود که تعجب میکنم از اینکه یک طلبه جوان اینقدر به مسئله فلسطین توجه کرده است؛ این در حالی بود که در آن زمان کمتر به موضوع فلسطین پرداخته میشد.
بعدازاین مسئله، کتابی در مورد امیرکبیر مینویسد که اگر این دو کتاب را مشاهده کنید بازهم میبینید که دستمایه و سرمایه اصلی آقای هاشمی در نگارش این دو اثر قرآن بوده است؛ اساسا دستمایه آقای هاشمی در مباحث سیاسی و دیگر مباحث قرآن بود که همین مسئله باعث شد از ایشان یک روحانی متفاوت بسازد.
آثار قرآنی آیتالله هاشمی کدام هستند و چه ویژگیهایی ازنظر تفسیری دارند؟
دو تفسیر گرانبها و گرانسنگ از ایشان به یادگار مانده که اول «تفسیر راهنما» در ۲۰ جلد و دیگری تفسیر فرهنگ قرآن در ۳۴ جلد است؛ جالب اینکه ۳ جلد هم اخیرا منتشرشده که فهرست مطالب و محتوای ۳۴ جلد فرهنگ قرآن است.
روش آقای هاشمی در تفسیر راهنما روش قدما بوده است؛ ما تفاسیر متفاوتی داریم؛ برخی تفاسیر موضوعی و برخی آیه به آیه هستند؛ روال برخی مفسران اینگونه است که از اولین آیه فاتحهالکتاب شروع میکنند و به آیه آخر سوره الناس ختم میکنند که تفاسیری همچون مجمعالبیان و المیزان اینگونه است.
روش برخی دیگر از مفسران بررسی موضوعات قرآن است؛ در این روش مفسران موضوعات قرآن را در زمینههای مختلف اعتقادی، احکام و اخلاق موردبررسی قرار میدادند که این موضوعات شامل مباحث اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، جامعهشناسی و روانشناسی میشود؛ این روش را نیز برخی قدما و معاصران پیشگرفتهاند.
آقای هاشمی در تفسیر راهنما از روش علامه طباطبایی در تفسیر المیزان استفاده کرده، منتها تفسیر علامه گستردهتر است، اما روش ایشان به اینگونه است که ابتدا آیه را مطرح میکنند سپس نکاتی که به ذهنش میرسد را در موارد متعدد بهصورت جملات کوتاه در عینحال گویا بیان میکنند؛ همچنین در ذیل آیات در مورد برداشتهایی که از لغات داشته را بر اساس قواعد و ادبیات عرب تشریح کرده است یا در برخی موارد به این نکته اشاره میکند که اگر من این مفهوم را استفاده کردم برای این است که لغتشناسان از این واژه اینگونه استفاده کردهاند و در ادامه منابع آن را نیز بیان میکند؛ گاهی از تفاسیر بزرگانی همچون طبرسی و علامه طباطبایی هم استفاده کرده است، بعد هم روایات را مطرح میکند؛ روایاتی را نیز انتخاب میکند که در فهم آیات برای مخاطب تصویر ایجاد شود.
شیوه آیتالله هاشمی در تفسیر راهنما مشخصا کدام روش بوده است؟
تفسیر راهنما تفسیر آیه به آیه و اصطلاحا ترتیبی است و فارغ از جنبه موضوعی آیات به مواردی که در آیات ذکرشده اشاره میشود؛ با اینحال در ذیل آیات موضوعات اعتقادی، احکامی و اخلاقی را نیز اشارهکرده است؛ همان روشی که علامه طباطبایی دارند؛ بنابراین تفسیر راهنما ترتیبی و موضوعی است.
فرهنگ قرآن بهعنوان یک اثر خاص و منحصربهفرد معرفی میشود؛ این اثر چه ویژگیهایی دارد که از سایر تفاسیر آن را متمایز کرده است؟
کتابی با عنوان «معجمالمفهرس» که کتاب خوبی برای پژوهشگران قرآن است، وجود دارد؛ اگر شخصی بخواهد به واژهای از قرآن مراجعه کند، کافی است ثلاثی مجرد آن را در کتاب معجم پیدا کند؛ این کتاب کمک زیادی به پژوهشگران و محققان قرآن کرده است، اما فرهنگ قرآن معجم مفاهیم قرآن کریم است که اثری جدید و قابلتوجه است و جای چنین اثری در بین آثار قرآنی خالی بود؛ من اگر بخواهم بگویم آیندگان از کدام مفسران نام خواهند برد، اول علامه طباطبایی و دوم، آقای هاشمی به دلیل ارائه تفسیر فرهنگ قرآن است؛ چراکه روش تفسیر راهنما را دیگران دارند، اما فرهنگ قرآن کار جدیدی است، البته باید به آثار حضرت آیتاللهالعظمی جوادی آملی هم اشارهکنم که انصافا تفسیر ایشان بسیار ارزشمند و ارزنده است.
شما اگر بخواهید هر لفظ یا مفهومی را از قرآن پیدا کنید، میتوانید به فرهنگ قرآن مراجعه کنید؛ مثلا در رابطه با واژه اقتصاد یا دیگر واژهها اگر بخواهید آیات را استخراجکنید از این طریق کار آسان خواهد شد؛ حتی برخی صحابی و یاران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام و شخصیتها و بزرگان تاریخی و مطرح، مورد اشاره قرارگرفته و جالب است که وقتی به این کتاب مراجعه کنید، میبینید که نگارنده یک شخص دگم نبوده که تنها در واژگان مذهبی و دینی توقف کند؛ آقای هاشمی تلاش کرده مباحثی که در ذیل آیات مطرح میکند را توسعه و بسط دهد و این نشان از نبوغ ایشان دارد؛ بیان ایشان روان، سلیس و ساده بود و در عین اینکه مطالب عمیق بود، اما قلم شیرینی داشت که کمتر چنین قلمی مشاهده میشود.
آغاز نگارش تفسیر راهنما و فرهنگ قرآن به زندان ساواک برمیگردد درحالیکه شرایط برای آقای هاشمی بسیار سخت بود، اما این اتفاق افتاد؛ آقای هاشمی چطور توانستند این کار تقریبا نشدنی را انجام دهند؟
ایشان میگوید زمانی که در زندان بودم قرآن در اختیار نداشتم، اما بخشی از آیات قرآن را حفظ بودم؛ لذا از حافظهام برای قرائت قرآن استفاده کردم و در آیات نکاتی به ذهنم میآمد که به بایگانی مغزم میسپردم؛ اینقدر فکر ایشان منظم بود که مطلب را درمیآورد و به حافظهاش میسپرد؛ تا وقتیکه دفتر و قلم به دستشان رسید به بایگانی فکرشان برگشتند و مطالبی که استخراج کرده بودند را نوشتند که این مسئله بسیار عجیبی بود.
اخیرا که در خدمت همسر آقای هاشمی بودم به ایشان گفتم که شما در فعالیتهای سیاسی واقعا اثر داشتید، اما در رابطه با فعالیتهای قرآنی آقای هاشمی نیز نام همسر ایشان مطرح است؛ همسر آقای هاشمی وقتی در زندان به ملاقاتشان میرفتند نوشتههای آقای هاشمی را زیر چادر خود میگرفتند و دوباره کاغذها و دفترهای جدیدی به آقای هاشمی میدادند؛ در همین دیدار به او گفتم اگر امروز آقای هاشمی درخششی دارند و رحلتشان دنیا را تکان داده و در مجامع عمومی جهانی صدها نفر برمیخیزند و به یاد ایشان یک دقیقه سکوت میکنند بخشی از این آوازهها به خاطر حضور شما در کنار ایشان است.
«فرهنگ قرآن» آیتالله رفسنجانی؛ معجمی منحصربفرد در حوزه مفاهیم قرآن
آیا آیتالله هاشمی در حوزه قرآنی، کار نیمهتمامی داشتند؟
با توجه به نگاهی که به موضوعات قرآنی داشتم در یک مناسبتی بافرهنگ قرآن آشنا شدم و بعد مطلبی به ذهنم رسید که آن را بهصورت مکتوب به آقای هاشمی ارائه کردم؛ این مطلب پیشنهادی بود مبنی بر اینکه مفاهیمی که از آیات قرآن استخراجشده جای توسعه دارد و باید وسعتش داد؛ همراه این پیشنهاد نمونهای در ۴ صفحه خدمت ایشان دادم که به موضوع ایمان میپرداخت؛ به ایشان عرض کردم که اگر اجازه بدهند این کار را انجام دهیم و ایشان هم بنده را خواستند و گفتند این کار خوبی است، اما یک اشکال دارد؛ شما اگر بخواهید اینکار را انجام دهید و کار را پیش ببرید سر از صدها جلد کتاب درمیآورد؛ من هم گفتم نمیگذاریم کار به آنجا کشیده شود و بالاخره با اصراری که داشتیم ایشان نهایتا پذیرفتند و شورای هماندیشی قرآن به دستور آقای هاشمی ایجاد شد و به بنده حکم مشاور فرهنگی را دادند و کار در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع آغاز شد.
بعد از فرازوفرودهایی که در این رابطه داشتیم نشستهای شورای هر ۱۵ روز یکبار برگزار شد؛ روش کار ما اینگونه بود که ابتدا موضوعشناسی میکردیم که در این رابطه ۱۷۵ موضوع از میان مجموعه فرهنگ قرآن استخراج شد؛ این موضوعات مناسب بازمان و نیاز روز و نسل امروز استخراج و انتخاب میشد و روال هم به اینگونه بود که برخی اساتید دانشگاه و حوزه علمیه که فعالیت قرآنی داشتند عضو این شورا بودند و ما موضوعات را به آنها میدادیم؛ هر یک از اساتید در رابطه با موضوعاتی که به آنها ارجاع میدادیم مقاله مینوشتند و آن را ارائه میکردند.
آغاز این حرکت به چه سالی برمیگردد؟
تقریبا از سال ۹۱ این شورا آغاز به کارکرد.
محتوایی از این جلسات منتشرشده است؟
۶ عنوان از مقالات برگزیده این نشستها منتشرشده است؛ مقالهای که نوشته میشد در جلسات بحث میشد و خدمت آقای هاشمی میبردیم و صاحب مقاله پیش ایشان از نوشته خود دفاع میکرد و ایشان هم گوش میکرد؛ گاهی نظرات خودشان را مطرح میکردند و دیگران نیز نظراتی میدادند؛ ازاینبین ۶ مقاله که بسیار خوب نوشتهشده بود منتشر شد، البته فایلهای صوتی این جلسات موجود است که بنا داریم آنها را پیاده کنیم.
موضوع دیگری که باید موردتوجه قرار گیرد خطبههای ایشان در نماز جمعه بود؛ آیتالله هاشمی خطبههای عجیبی داشت؛ ۸ جلد از سخنان آقای هاشمی در نماز جمعه تهیهشده و بقیهاش فقط پیاده شده و حیف است که این خطبهها منتشر نشود.
آقای هاشمی در هر جلسهای که خدمت ایشان میرسیدیم مطالب جدید و تازهای بیان میکرد؛ جلسهای راجع به مهدویت داشتیم که ایشان مطلب عجیبی مطرح کردند و گفتند: از اول خلقت آدم تا پایان این عالم دو پروژه بوده است که این دو بههمپیوسته هستند؛ یکی حادثه کربلا و دیگری حادثه مهدویت است.
این اواخر که یک مقدار خسته بودند و ملاقاتشان بیشتر شده بود به بنده دستور دادند که مقالات را مطالعه کنم و بعد برای ایشان بفرستم که اگر نظری داشتند اعمال کنند و سپس منتشر شود؛ بنا بود فرهنگ قرآن توسعه پیدا کند که با رحلت ایشان این کار متوقف شد؛ بنده به فرزندان آقای هاشمی گفتم که بعدازاین ماموریت من پایانیافته، اما اگر شما بخواهید این کار را ادامه میدهیم.
و در آخر در رابطه با آقای هاشمی به کلام آقای جوادی آملی اشاره میکنم که «کان مظلوماً حیاً و میتاً».