ترنج موبایل
کد خبر: ۲۶۸۳۰

نقاط ضعف و قوت مناظره هاي تلويزيون


اعتماد نوشت: مناظره چهار کانديداي رياست جمهوري دهم ايران ديشب با رودررويي محسن رضايي و محمود احمدي نژاد به پايان رسيد. تقابل نامزدهاي رياست جمهوري به عنوان افرادي که در بالاترين عرصه سياسي کشور فعاليت مي کنند در نظام جمهوري اسلامي ايران بي سابقه بوده و به اعتقاد کارشناسان عرصه رسانه و سياست عملکردي مثبت و تاثيرگذار در فضاي سياسي و اجتماعي کشور و جايي براي تضارب آرا و جلب اعتماد عمومي مردم نسبت به رسانه ملي ارزيابي شده است.

حدود نيم قرن از برپايي نخستين مناظره تلويزيوني دنيا در ايالات متحده و در چنين سطحي مي گذرد. جايي که جان اف کندي و ريچارد نيکسون براي کسب بالاترين مقام ايالات متحده امريکا رودر روي هم نشستند. در آن مناظره نيکسون پرتجربه به جان اف کندي جوان باخت و عاقبت صندلي کاخ سفيد را به رقيبش سپرد. اما چه شد که مهارت سياسي و تجربه بالاي نيکسون نتوانست به ياري اش بيايد. علي محمدي استاد دانشگاه و کارشناس ارتباطات دليل اين موضوع را اين گونه عنوان مي کند؛ «نيکسون فن بيان بسيار قوي نيز داشت اما نمي دانست نوع لباس و شيوه پوشيدن آن، حرکت دست ها، کفش ها و به طور کلي تمام زيبايي هاي يک آدم چقدر در انتخاب مردم موثر است. در آن روز تاريخي، دوربين تلويزيون امريکا روي لباس هاي نه چندان نو و کفش هاي نيکسون زوم کرد.

اين باعث شد مردم سوراخ کف کفش نيکسون را چند برابر بزرگ تر ببينند و سرانجام هم همين موضوع شکست او را رقم زد.» محمدي به اين موضوع اشاره مي کند تا وارد بحث مناظره هاي انتخاباتي ايران شود؛ «مناظره هايي از اين دست از اهميت فوق العاده يي برخوردار است و براي دموکراسي کشور ما هم بسيار مفيد است. در اين ميان اما مناظره ها بايد بر اساس مقررات جعبه جادويي باشد.

مجري برنامه کنترل مناظره را بر عهده دارد و به عنوان نماينده صدا و سيما سعي مي کند کانديداها از اين برنامه به نفع خود سوء استفاده نکنند يا براي متهم کردن ديگران استفاده نکنند. مناظر ه ها براي شفاف سازي برنامه هر کانديداست.» اين کارشناس ارتباطات ادامه مي دهد؛ «فارغ از اينکه برپايي چنين مناظره هايي واقعاً مثبت است اما در اين چند روزه شاهد بوديم ساحت مقدس مردم به هر بهانه يي زير پا گذاشته و به شعور آنها اهانت شد. بنابراين صدا و سيما وظيفه دارد طبق اصول خود از کانديداها دوباره دعوت کند تا کانديداها از مردم عذرخواهي کنند.» علي محمدي اضافه مي کند؛ «فارغ از هر دليلي، اتفاق نيکويي است که براي شفاف سازي برنامه هاي کانديداها روبه روي مردم بسيار مفيد است چون دوربين تلويزيون همه چيز را به طور شفاف نشان مي دهد. اما کاش چنين مناظره هايي به انتخابات رياست جمهوري محدود نشود. مثلاً مجلسيان هم بتوانند چنين فرصتي داشته باشند.»

اما بخوانيد انتقاد محمدي را از شيوه اجراي مناظره ها؛ «اين ايراد به مديريت تلويزيون وارد است که آنها مي توانستند حرفه يي تر عمل کنند. آنها مي توانستند نيم ساعت از وقت را به مناظره و حرف هاي دو طرف اختصاص دهند و اين فرصت را به مشاوران نامزدها بدهند که در آنتراکتي کوتاه با کانديداي خود مشاوره کنند. ضمن اينکه مجري هم ضعيف بود. بايد از روزنامه نگاران مجرب استفاده مي کردند.» اهميت تلويزيون که در کشور ما به «رسانه ملي» معروف است، براي ارائه افکار و عقايد مختلف و گردش آزاد اطلاعات براي مردم همواره مشخص و معين بوده است.

اما صدا و سيماي جمهوري اسلامي در سال هاي پس از انقلاب کمتر به اين موضوع اهميت داده است.هادي خانيکي استاد دانشگاه تحليل خود را از اين موضوع چنين آغاز مي کند؛ «مناظره ها را بايد در چارچوب نقش تلويزيون در انتخاب و انتخابات بررسي کرد. در جامعه يي نظير ما در وهله نخست رسانه هاي مکتوب مثل مطبوعات از ضعف هاي ساختاري، حقوقي و سياسي فراواني رنج مي برند و هيچ گاه وضع پايداري نداشته اند و همچنين استقلال حرفه يي و سياسي ضعيفي دارند و از تيراژ بالايي هم برخوردار نيستند.

از سوي ديگر تشکل هاي سياسي، اجتماعي و صنفي که جايي براي تجميع نظرها هستند و به عنوان حوزه هاي گفت وگو براي تصميم گيري در انتخابات قلمداد مي شوند ضعيف هستند.» خانيکي ادامه مي دهد؛ «به دليل ضعف اين نهادهاست که تلويزيون با نقش فوق العاده اش به منبع نخست دريافت اطلاعات و توجه مردم به آنها تبديل مي شود. اما تلويزيون در ايران، به عنوان رسانه يي براي سخنگويي گروه هاي مختلف سياسي مطرح نشده و به طور عمده در سال هاي اخير در اختيار دولت بوده و اين روزها هم که تبليغات سياسي اش به نفع وضع موجود است.» به اعتقاد اين کارشناس و تحليلگر، تلويزيون در درون خود با پارادوکسي مواجه شده است. «از طرفي موثرترين رسانه و محل مراجعه غالب است و از سوي ديگر معمولاً گرايشي تک گويانه، رسمي و دولتي دارد. به همين دليل و به طور طبيعي از اعتماد و احترام نخبگان و گروه هاي مختلف اجتماعي برخوردار نمي شود.»

راه حلي که تلويزيون براي اين پارادوکس ارائه مي دهد، چيست؟ خانيکي پاسخ مي دهد؛ «تلويزيون ناگزير مي شود سياست هاي معمول و انحصاري خودش را در جهت افکار عمومي تعديل و بازسازي کند. يکي از آنها برگزاري مناظره در فضايي سياسي - انتخاباتي است. البته خود اين مناظره ها و ميزان موفقيت شان هم در جلب اعتماد مخاطبان و شهروندان براي استفاده بهينه آنها از آن به عنوان ابزار کسب اطلاعات از تناقض هاي پنهان جامعه متاثر است.» هادي خانيکي توضيح مي دهد؛ «در اين شرايط تلويزيون مجبور مي شود با توجه به تکثرگرايي و فضاي سياسي شکل گرفته در جامعه، منعطف عمل کند و البته در اين انعطاف هم مي تواند جهت گيري هاي سياسي خود را پنهاني اعمال کند يا گرايش خود را به حداقل برساند. اينها قواعد عامي است که بروز و ظهورش در اين ايام شکل گرفته است.» به نظر خانيکي با اين ساز و کارهاي شکل گرفته مي توان سياست هاي تلويزيون را در دو مرحله تحليل کرد؛ يکم؛ «سياست نخست و مشهود تلويزيون، سکوت آن در قبال اين انتخابات بود.

بيشترين سکوت و انفعال تلويزيون در اين دوره شکل گرفت که از نظر سياسي قابل فهم است. يعني به نظر آنها مشارکت حداقلي براي روي کار ماندن جريان سياسي رسمي فعلي، سياست مطمئن تري بود چون به ميزان مشارکت حداکثري امکان پيروزي رقيب هاي احمدي نژاد بيشتر مي شد.» رويکرد دوم تحليل خانيکي اين گونه است؛ «بالاخره تلويزيون به دليل محدوديت رسانه هاي ديگر جايي بايد وارد مي شد؛ همين جا بود که نقش خود را طبق قانون انتخابات در ارائه حق و سهم به کانديداها در استفاده از رسانه ملي ايفا کرد. مناظره هاي چالش برانگيز و حتي تخطئه آميز نه تنها عليه کانديداها که با زير سوال بردن کل سياست هاي نظام بعد از انقلاب شکل گرفت که مورد توجه عامه هم قرار گرفت. اين شکل جديدي بود که تلويزيون را از حالت يکنواخت بودن خارج کرد.»

اين کارشناس هم معتقد است جداي از حاشيه هاي اين مناظره ها، خود برپايي چنين امکاني مثبت بود؛ «نتيجه مثبتي داشت چون ما معتقديم «دانستن حق مردم است» و همين وقت اندکي که در اختيار جريان منتقد قرار گرفت هم خوب بود اما اين نقطه پايان بازي نيست. به عبارت ديگر اين رقابتي نيست که همه کانديداها فرصت هاي برابري داشته باشند يعني فقط در همان لحظه و همان فرصت است که چنين امکاني مي يابند. بايد پيش و پس از آن را هم در نظر گرفت.» و پايان حرف هاي خانيکي، پيش بيني او از ادامه داشتن يا ادامه نداشتن چنين فرصتي در تلويزيون است؛ «تجربه نشان داده اين قاعده به طور مستمر ادامه نخواهد داشت. بنابراين فقدان آن را شاهد خواهيم بود.»

ارسال نظرات
خط داغ