آگاه
کد خبر: ۱۰۱۵۱۱۲

نه ترانه علیدوستی است و نه علی دایی؛ چه شد که به اینجا رسیدیم؟

نه ترانه علیدوستی است و نه علی دایی؛ چه شد که به اینجا رسیدیم؟

«ترانه علیدوستی نیز پیش از هر موضع و اختلافی، انسانی است که پدرش را از دست داده است. می‌توان با دیدگاه هر دو مخالف بود، اما مخالفت سیاسی مجوز سلب حرمت انسانی و تخریب شخصیت افراد نیست. خطای بزرگ‌تر آن است که تصور کنیم تمام جامعه را باید در خیابان جست‌وجو کرد. آن که اعتراض می‌کند، آن که موافق است، آن که منتقد است، آن که سکوت کرده و آن که از این همه منازعه خسته شده، همگی بخشی از ایرانند.»

تبلیغات
تبلیغات

محمد پور خوش سعادت در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: «تشییع پیکر حمید علیدوستی، پیشکسوت فوتبال ایران و پدر ترانه علیدوستی، می‌توانست مراسمی برای ادای احترام به یک چهره ورزشی و همدردی با خانواده‌ای داغدار باشد؛ اما حواشی پس از آن، بار دیگر واقعیتی تلخ را به نمایش گذاشت: گویی در جامعه ما حتی سوگواری هم از منازعات سیاسی در امان نمانده است. تصاویر حضور ترانه علیدوستی، علی دایی و دیگر چهره‌های ورزشی و هنری، به‌جای آنکه فرصتی برای همدلی باشد، به میدان تازه‌ای برای تخریب، تحقیر و صف‌آرایی تبدیل شد. عده‌ای از رفتار حاضران بهانه‌ای برای حمله ساختند و عده‌ای دیگر همان تصاویر را دستمایه تسویه‌حساب با مخالفان خود کردند.

حتی سرود ملی نیز از این منازعه بی‌نصیب نماند. اما مساله نه ترانه علیدوستی است و نه علی دایی. مساله این است که چه بر سر مناسبات اجتماعی ما آمده که اختلاف سیاسی تا این اندازه به زندگی شخصی و روابط انسانی نفوذ کرده است؟ چه شد که به اینجا رسیدیم؟ اختلاف، طبیعت جامعه متکثر است؛ اما خصومت، سرنوشت محتوم آن نیست. جامعه زمانی دچار بحران همبستگی می‌شود که دیگری را نه صاحب عقیده‌ای متفاوت، بلکه عنصری نامطلوب و فاقد حق حضور بداند. آن روز دیگر کسی به نقد رفتار و اندیشه دیگری بسنده نمی‌کند؛ باید شخصیتش را تخریب کند، گذشته‌اش را زیر سوال ببرد و حتی حق تعلق او به وطن را انکار کند. از همین روست که گاهی یک طرف، اعتراض به حکومت را دشمنی با ایران می‌خواند و طرف دیگر، مخالفت با حکومت را تنها معیار وطن‌دوستی می‌داند. چه تناقض تلخی! هر دو در ظاهر از ایران سخن می‌گویند، اما در عمل بخشی از ایرانیان را از دایره تعلق ملی بیرون می‌گذارند. ایران ملک اختصاصی هیچ جریان سیاسی نیست. علی دایی پیش از آنکه موضوع داوری سیاسی باشد، بخشی از حافظه ورزشی و سرمایه اجتماعی این کشور است.

ترانه علیدوستی نیز پیش از هر موضع و اختلافی، انسانی است که پدرش را از دست داده است. می‌توان با دیدگاه هر دو مخالف بود، اما مخالفت سیاسی مجوز سلب حرمت انسانی و تخریب شخصیت افراد نیست. خطای بزرگ‌تر آن است که تصور کنیم تمام جامعه را باید در خیابان جست‌وجو کرد. آن که اعتراض می‌کند، آن که موافق است، آن که منتقد است، آن که سکوت کرده و آن که از این همه منازعه خسته شده، همگی بخشی از ایرانند.

هیچ‌کدام را نمی‌توان به نفع تصویر مطلوب خود از جامعه حذف کرد. این همانجایی است که سیاستگذاری عمومی باید به خود بیاید. همبستگی ملی با بخشنامه و شعار ساخته نمی‌شود. با دعوت به وحدت نیز نمی‌توان شکاف‌هایی را ترمیم کرد که بر اثر سال‌ها بی‌اعتمادی، احساس تبعیض، نادیده‌گرفتن تفاوت‌ها و ضعف گفت‌وگو انباشته شده‌اند. ما بیش از هر زمان به سیاست اجتماعی برای بازسازی اعتماد عمومی و احیای پیوندهای میان گروه‌های مختلف جامعه نیاز داریم. در شرایط تهدید خارجی و جنگ، این مساله دیگر صرفا یک دغدغه اخلاقی نیست؛ بخشی از قدرت ملی است.

کشوری که در داخل، سرمایه اجتماعی خود را فرسوده کند، در مواجهه با بحران‌ها هزینه بیشتری خواهد پرداخت. با این فرمان، در جنگ و غیرجنگ، ایران بازنده است؛ حتی اگر هر اردوگاه تصور کند در جدال با اردوگاه دیگر پیروز شده است. البته همبستگی ملی به معنای تعطیل کردن نقد و اعتراض نیست. قرار نیست همه یکسان فکر کنند و یکسان زندگی کنند. هنر سیاست‌ورزی و بلوغ اجتماعی آن است که بتوانیم با وجود اختلاف، همچنان یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و بر سر سرنوشت مشترکمان توافق داشته باشیم.

چه شد که به جایی رسیدیم که حتی در مراسم سوگواری نیز به جای همدردی، به دنبال کشف موضع سیاسی افراد می‌گردیم؟ چه شد که قهرمانان ملی و سرمایه‌های مشترکمان را به تملک اردوگاه‌های سیاسی درآوردیم؟ و تا کجا می‌خواهیم در مسابقه حذف یکدیگر پیش برویم؟ ایران به همه ایرانیان تعلق دارد؛ نه فقط آنان که مثل ما فکر می‌کنند و نه فقط آنان که مثل ما زندگی می‌کنند. بازسازی ملی از همین پذیرش ساده اما دشوار آغاز می‌شود: می‌توانیم با یکدیگر اختلاف داشته باشیم، اما حق نداریم ایران را به میدان تسویه‌حساب با یکدیگر تبدیل کنیم.»

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات

نظرات بینندگان

(۴ نظر)
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات