مسکو و کییف؛ فاصله عمیق تا توافق صلح
حمله به ایستگاه قطار دنیپرو؛ پیام روسیه به کییف چیست
حمله روسیه به ایستگاه قطار دنیپرو در آستانه مذاکرات جدید با اوکراین، تردیدها درباره امکان دستیابی به توافق صلح را افزایش داده است. در حالی که اختلافات بر سر بیطرفی اوکراین، مطالبات ارضی روسیه و اصول حقوق بینالملل پابرجاست، تنشها در دریای بالتیک و احتمال گسترش بحران به مسیرهای راهبردی اروپا نیز نگرانیآفرین شده است. همزمان، برگزاری دیدار پوتین و زلنسکی بدون توافقات مقدماتی، چندان نتیجهبخش ارزیابی نمیشود.
فرارو- در شرایطی که روسیه و اوکراین همچنان از تلاش برای حفظ آتشبس برقرارشده در ماه جاری سخن میگویند، حمله روسیه به ایستگاه قطار شهر دنیپرو در شرق اوکراین بار دیگر فضای جنگ را ملتهب کرده است. ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، این رویداد را «وحشتناک» خواند و از متحدان کییف خواست در برابر تشدید حملات روسیه واکنش نشان دهند.
به گزارش فرارو، این تحولات در آستانه دور تازهای از مذاکرات مستقیم میان دو کشور رخ میدهد؛ مذاکراتی که قرار است در ماه نوامبر و با میانجیگری آمریکا برگزار شود. با وجود این، ادامه حملات و فاصله عمیق مواضع مسکو و کییف این پرسش را مطرح کرده است که آیا طرفها واقعاً آماده حرکت به سمت توافق هستند؟
ادامه مذاکرات یا توقف گفتوگوها؟
تحلیلگران معتقدند نباید روند دیپلماتیک را بهطور کامل به تحولات میدان جنگ گره زد. از این دیدگاه، روسیه و اوکراین هنوز درباره توقف درگیریها، برقراری آتشبس یا حتی انجماد موقت خطوط جنگ به تفاهم نرسیدهاند؛ بنابراین، هر حادثه نظامی نباید به معنای پایان مذاکرات تلقی شود. در همین چارچوب تأکید میشود که حتی اگر تحولات اخیر بر زمانبندی گفتوگوها اثر بگذارد، مسیر دیپلماسی باید باز بماند و در صورت ضرورت، مذاکرات تنها برای مدتی محدود به تعویق بیفتد.
به باور برخی ناظران، ادامه حضور اوکراین در مذاکرات میتواند پیامی درباره تمایل کییف به پیگیری راهحل سیاسی ارسال کند. با این حال، روزهای آینده مشخص خواهد کرد که آیا در هر دو طرف ارادهای جدی برای پیشبرد مذاکرات وجود دارد یا اینکه برخی بازیگران همچنان ادامه بحران و تشدید درگیریها را در راستای اهداف خود میدانند.
روایت مسکو؛ پاسخ به حملات اوکراین و فشار غرب
در سوی دیگر، برخی تحلیلگران تحولات نظامی اخیر را واکنشی به آنچه تحریکات اوکراین و فشار کشورهای غربی بر مسکو میخوانند، ارزیابی میکنند. در این دیدگاه، حملات گسترده پهپادی اوکراین به مناطق مختلف روسیه از جمله مسکو، در شکلگیری واکنش نظامی روسیه نقش داشته است.
تحلیلگران نزدیک به مواضع مسکو معتقدند روسیه قصد ندارد از اهداف اعلامشده خود در جنگ عقبنشینی کند. به گفته آنان، کرملین خواهان بیطرف ماندن اوکراین، خودداری این کشور از پیوستن به ائتلافهای نظامی و در اختیار گرفتن کامل منطقه دونباس است. این خواستهها از جمله شروط مورد نظر مسکو برای دستیابی به توافق صلح عنوان میشوند. در همین حال، برخی ناظران هشدار میدهند که ادامه جنگ ممکن است مواضع روسیه را سختتر کند و دستیابی به توافق را دشوارتر سازد.
این دیدگاه نشان میدهد که از نگاه مسکو، توافق احتمالی تنها به توقف حملات محدود نمیشود و باید به مسائل مربوط به جایگاه امنیتی اوکراین و وضعیت سرزمینی مناطق مورد مناقشه نیز بپردازد؛ مسائلی که از اصلیترین موانع مذاکرات به شمار میروند.
بیطرفی اوکراین و اختلاف بر سر حقوق بینالملل
در مقابل، تحلیلگران منتقد رویکرد روسیه معتقدند اگر قرار است اوکراین در آینده کشوری بیطرف باشد، این وضعیت نباید نتیجه فشار نظامی یا سیاسی هیچیک از دو طرف روسیه و غرب باشد. به اعتقاد آنان، بیطرفی باید بر پایه توافقی روشن و با تضمینهای معتبر شکل بگیرد. در همین چارچوب، مخالفت با عضویت اوکراین در ناتو لزوماً به معنای پذیرش حمله نظامی روسیه یا تصرف اراضی یک کشور مستقل نیست. این گروه تأکید میکنند که توسل به زور برای تغییر مرزهای بینالمللی با اصول منشور ملل متحد و حقوق بینالملل در تعارض است.
به باور این تحلیلگران، پذیرش تغییر مرزها بر اساس قدرت نظامی میتواند پیامدهایی فراتر از جنگ اوکراین داشته باشد و الگویی ایجاد کند که در آن کشورهای قدرتمند برای تحقق خواستههای خود به زور متوسل شوند. آنها هشدار میدهند که چنین وضعیتی امنیت بینالمللی را تحت فشار قرار میدهد و هزینههای درگیری را به کشورهای دیگر نیز منتقل میکند؛ از جمله می توان به افزایش قیمت انرژی، اختلال در زنجیره تأمین و بالا رفتن هزینه مواد غذایی اشاره کرد.
اختلاف دیدگاهها در این بخش، بازتابدهنده یکی از گرههای اصلی مذاکرات است: از یک سو، مسکو بر مطالبات امنیتی و ارضی خود پافشاری میکند و از سوی دیگر، طرف اوکراینی بر حاکمیت ملی و قواعد بینالمللی تأکید دارد. رسیدن به توافقی که بتواند این دو مجموعه خواسته را به هم نزدیک کند، همچنان با موانع جدی روبهروست.
دریای بالتیک؛ نگرانی از گسترش دامنه بحران
مسئله دیگر، اظهارات ولادیمیر پوتین درباره احتمال تکرار سناریویی مشابه تنگه هرمز در دریای بالتیک است؛ اظهاراتی که در شرایط افزایش تنش میان روسیه و برخی کشورهای اروپایی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. برخی تحلیلگران روس این موضعگیری را واکنشی به تهدیدهایی میدانند که به گفته آنان از سوی تعدادی از کشورهای اروپایی علیه روسیه مطرح شده است. در این میان، بحث احتمال محاصره کالینینگراد نیز مطرح میشود؛ موضوعی که مسکو آن را تهدیدی جدی علیه منافع خود تلقی میکند.
در مقابل، ناظران اروپایی و منتقدان سیاستهای تقابلی هشدار میدهند که هرگونه اقدام برای مسدود کردن مسیرهای دریایی یا هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی میتواند بحران را از محدوده جنگ روسیه و اوکراین فراتر ببرد و امنیت اروپا و حتی ثبات جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. از این منظر، ادامه بنبست سیاسی و نبود توافق درباره آینده جنگ، خطر گسترش درگیریها را افزایش میدهد؛ بهویژه اگر زیرساختهای حیاتی و مسیرهای راهبردی منطقه به بخشی از تقابل نظامی تبدیل شوند. نگرانی از دریای بالتیک نشان میدهد که پیامدهای جنگ تنها به خطوط مقدم در اوکراین و روسیه محدود نمانده است. هرگونه رویارویی تازه در مسیرهای دریایی مهم میتواند پای بازیگران بیشتری را به بحران باز کند و هزینههای آن را افزایش دهد.
دیدار احتمالی پوتین و زلنسکی؛ توافقی بدون مقدمات؟
یکی از مسائل مهم در ارتباط با این موضوع، اظهارات دونالد ترامپ درباره احتمال برگزاری دیداری میان ولادیمیر پوتین و ولودیمیر زلنسکی است. برخی تحلیلگران روس این اظهارات را بیشتر در چارچوب تلاش ترامپ برای برجسته کردن نقش و نفوذ سیاسی خود ارزیابی میکنند. از نگاه آنان، برگزاری چنین دیداری بدون آمادهسازی قبلی و توافق بر سر چارچوب مذاکرات، بعید است نتیجه ملموسی به همراه داشته باشد.
به باور این گروه از ناظران، نشست در سطح سران معمولاً زمانی میتواند نتیجهبخش باشد که مذاکرات در سطوح پایینتر به مرحلهای رسیده باشد که امکان امضای توافق فراهم شود. در غیر این صورت، چنین دیداری ممکن است بیشتر جنبه نمادین داشته باشد تا اینکه به حل اختلافات اصلی منجر شود. این ارزیابی در حالی مطرح میشود که اختلاف بر سر شروط پایان جنگ همچنان پابرجاست و هنوز نشانه روشنی از نزدیک شدن مواضع دو طرف دیده نمیشود.