خلیج فارس در پیچ تاریخی؛ ضرورت شکلگیری ترتیبات امنیتی مستقل
تله واشنگتن برای شیخنشینها
وابستگی امنیتی پایتختهای عربی به واشنگتن در مناقشه با تهران، شمشیری است که میتواند با هرگونه مصالحه پیشبینیناپذیر میان ایران و آمریکا، کشورهای عربی را در برابر ترتیبات امنیتی ناخواسته و بدون حامی تنها بگذارد.
فرارو– شاهر الشاهر، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در المیادین
به گزارش فرارو به نقل از المیادین، روابط ایران و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در دهههای گذشته، تحت تأثیر رقابتهای ژئوپلیتیکی، تحولات سیاسی و مداخلات قدرتهای خارجی قرار داشته است. با وجود اینکه انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ نقطه عطفی در مناسبات منطقهای محسوب میشود، ریشههای رقابت میان دو سوی خلیج فارس به پیش از انقلاب بازمیگردد و تنها به اختلافات مذهبی یا ماهیت نظام سیاسی ایران محدود نمیشود.
پیش از انقلاب، ایرانِ دوران محمدرضا پهلوی یکی از متحدان اصلی آمریکا و از ارکان ترتیبات امنیتی غرب در منطقه بود. با سقوط حکومت پهلوی، واشنگتن یکی از مهمترین متحدان منطقهای خود را از دست داد و با نظامی روبهرو شد که سیاست خارجی خود را بر پایه مخالفت با آمریکا و گسترش نفوذ منطقهای تنظیم میکرد.
جنگ هشتساله ایران و عراق، حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ و سرنگونی حکومت صدام حسین در جریان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، از مهمترین تحولاتی بودند که موازنه قدرت در خاورمیانه را تغییر دادند.
فروپاشی بخشهایی از ساختار حکومتی عراق پس از سال ۲۰۰۳، زمینه افزایش نفوذ ایران در این کشور را فراهم کرد. در نتیجه، قدرت منطقهای تهران نهتنها تحت تأثیر ظرفیتهای داخلی خود، بلکه در پی تضعیف برخی رقبای منطقهای و شکلگیری خلأهای سیاسی و امنیتی افزایش یافت.
اختلاف تهران و واشنگتن؛ فرصتی برای بازتعریف سیاست عربی
یکی از چالشهای اصلی کشورهای عربی در مواجهه با ایران، تفکیک نکردن رقابت تهران با واشنگتن از اختلافات امنیتی و سیاسی ایران با همسایگان عرب خود است.
همپوشانی برخی منافع کشورهای عربی با سیاستهای آمریکا لزوماً به معنای یکسان بودن اهداف راهبردی آنها نیست. احتمال تغییر رویکرد واشنگتن در قبال تهران نیز اهمیت این موضوع را افزایش میدهد. اگر آمریکا در مقطعی به این نتیجه برسد که مذاکره و تفاهم با ایران بیش از تقابل نظامی به سود منافعش است، کشورهای عربی ممکن است با ترتیبات امنیتی جدیدی مواجه شوند که در شکلگیری آنها نقش مستقیمی نداشتهاند. در مقابل، تشدید تقابل ایران و آمریکا نیز میتواند امنیت و اقتصاد کشورهای منطقه را با تهدیدهای جدی روبهرو کند.
تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی با هزینههای متقابل
موقعیت جغرافیایی ایران و تسلط این کشور بر بخش شمالی خلیج فارس، به تهران امکان میدهد در معادلات امنیت دریایی منطقه نقش مهمی ایفا کند. تنگه هرمز نیز یکی از حیاتیترین گذرگاههای انتقال انرژی در جهان به شمار میرود.
کشورهای عربی نمیتوانند امنیت مسیرهای دریایی و زیرساختهای انرژی خود را بهطور کامل به قدرتهای خارجی واگذار کنند. اتکا به تسلیحات و پایگاههای نظامی، بدون ایجاد سازوکارهای پایدار برای مدیریت اختلافات، تضمینی برای جلوگیری از جنگ نخواهد بود.
رقابت تاریخی تا کجا ادامه خواهد یافت؟
تجربه تحولات خاورمیانه نشان داده است که جنگها و فروپاشی ساختارهای سیاسی، خلأهایی ایجاد میکنند که قدرتهای دیگر برای پر کردن آنها وارد عمل میشوند. کشورهایی که از معادلات منطقهای کنار میمانند، ممکن است بعدها با ترتیباتی مواجه شوند که منافع آنها را تأمین نمیکند.
در شرایطی که خاورمیانه همچنان تحت تأثیر رقابت قدرتهای بزرگ و اختلافات منطقهای قرار دارد، ایجاد سازوکارهای مشترک برای مدیریت بحران میان ایران و کشورهای عربی میتواند نقش مهمی در کاهش خطر درگیری ایفا کند.
هدف از چنین رویکردی، جلوگیری از تبدیل اختلافات سیاسی و امنیتی به جنگهای فرسایشی است. گفتوگو درباره امنیت دریایی، احترام به حاکمیت کشورها، کاهش تنشهای نظامی و ایجاد کانالهای ارتباطی در شرایط بحرانی از جمله اقداماتی است که میتواند زمینه تفاهم را فراهم کند.