بازتعریف کمدی مدرن در قاب ۱۰ سریال ساختارشکن
بهترین سریالهای کمدی یک دهه قبل؛ از «فلیبگ» تا «روزی روزگاری مریخ»
از سریالهای «جای خوب» و «فلیبگ» تا «هکس» و «استودیو»، آثار کمدی یک دهه اخیر طیف گستردهای از داستانها و شخصیتها را به تلویزیون آوردهاند. بعضی از این آثار با طنز سیاه شناخته میشوند و برخی دیگر از موقعیتهای روزمره برای ساختن لحظات خندهدار استفاده میکنند.
فرارو- سریالهای کمدی یک دهه اخیر داستانهایی فراتر از شوخیهای معمولی روایت میکنند. در این سالها سریالهای کمدی بیش از گذشته به سراغ شخصیتهای پیچیده، بحرانهای شخصی و تناقضهای اجتماعی رفته اند.
به گزارش فرارو، از «فلیبگ» و «بری» که طنز را با تلخیهای زندگی ترکیب میکنند تا «تد لاسو» و «دبستان ابوت» که از روابط انسانی و موقعیتهای روزمره برای خنداندن مخاطب بهره میبرند، کمدیهای سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ تنوع قابلتوجهی داشتهاند. در این فهرست، ۱۰ سریال از این دوره را مرور میکنیم که هرکدام با ایدهای متفاوت، راهی برای روایت کمدی پیدا کردهاند.
سریال «دبستان ابوت» (Abbott Elementary)
در مدرسه دولتی ابوت در فیلادلفیا معلمها برای آموزش دانشآموزان باید با مشکلاتی دستوپنجه نرم کنند که گاهی از خود کلاس درس خندهدارتر است. کمبود امکانات، بینظمیهای اداری و تصمیمهای عجیب مدیر مدرسه موقعیتهایی میسازند که در عین خندهدار بودن، تصویری از مشکلات نظام آموزشی ارائه میکنند.
«دبستان ابوت» با استفاده از شیوه مستندنما، اتفاقات مدرسه را از نگاه معلمهایی دنبال میکند که با وجود همه دشواریها، هنوز به کارشان علاقه دارند. نقطه قوت مجموعه این است که برای ساختن موقعیتهای کمدی به شخصیتپردازی و روابط میان کارکنان مدرسه تکیه میکند و از تبدیل شدن به مجموعهای از شوخیهای پراکنده فاصله میگیرد.
سریال «جای خوب» (The Good Place)
![]()
تصور کنید پس از مرگ وارد بهشت شوید اما خیلی زود بفهمید که اساساً نباید آنجا باشید. این ایده، نقطه شروع «جای خوب» است. سریال از یک موقعیت فانتزی برای طرح پرسشهایی درباره اخلاق، مسئولیتپذیری و معنای خوب بودن استفاده میکند.
النور پس از مرگ به مکانی میرسد که ظاهرا بهشت است اما اشتباهی در پرونده او رخ داده است. او تلاش میکند هویت واقعیاش را پنهان کند و در همین مسیر، با گروهی از شخصیتهای متفاوت روبهرو میشود. «جای خوب» در کنار شوخیهای موقعیت، مفاهیم فلسفی را به زبانی ساده وارد داستان میکند و نشان میدهد که یک کمدی میتواند هم خنده دار باشد و هم مخاطب را مجبور به فکر کردن کند.
سریال «فلیبگ» (Fleabag)
این سریال درباره زنی جوان در لندن است که زندگی شخصیاش با مجموعهای از شکستها، روابط پیچیده و بحرانهای خانوادگی گره خورده است. او تلاش میکند با شوخیکردن، بیپروایی و گاهی رفتارهای خودتخریبگرانه از پس مشکلاتش بربیاید، اما طنز هم نمیتواند همیشه فاصله او را با واقعیت حفظ کند.
یکی از مهمترین ویژگیهای سریال، ارتباط مستقیم شخصیت اصلی با مخاطب است. او در میانه گفتوگوها و اتفاقات، رو به دوربین میکند و افکار و واکنشهایش را با تماشاگر در میان میگذارد. این شگرد باعث میشود مخاطب به دنیای ذهنی او نزدیک شود، اما همزمان میان آنچه شخصیت نشان میدهد و آنچه واقعاً احساس میکند، فاصلهای معنادار شکل میگیرد.
«فلیبگ» صرفا مجموعهای از شوخیهای تلخ درباره روابط عاطفی نیست. سریال به تنهایی، احساس گناه، سوگ و دشواری مواجهه با خود میپردازد که در کنار طنز گزنده، به داستان عمق میدهند. همین ترکیب باعث شده است این مجموعه در میان کمدیهای شخصیتمحور سالهای اخیر جایگاه ویژهای پیدا کند.
سریال «آتلانتا» (Atlanta)
این سریال مسیر یک رپر جوان و اطرافیانش را در شهری دنبال میکند که فرصتهای موفقیت در آن با موانع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی درهم آمیختهاند. ارنست، معروف به ارن، تلاش میکند به پیشرفت حرفهای پسرعمویش، آلفرد، کمک کند؛ اما این مسیر نه شبیه داستانهای معمول موفقیت است و نه همیشه از منطق آشنای کمدی پیروی میکند.
سریال در کنار پرداختن به صنعت موسیقی، به شهرت، نژاد، طبقه اجتماعی و تناقضهای فرهنگ عامه میپردازد. نکته جالب آن است که همه قسمتها به یک اندازه به کمدی متعارف وفادار نمیمانند. گاهی داستان به سمت موقعیتهای سوررئال و اتفاقات نامنتظر میرود و گاهی فضایی تلخ و تأملبرانگیز پیدا میکند.
همین ویژگی، «آتلانتا» را از بسیاری از کمدیهای تلویزیونی متمایز میکند. سریال بهجای آنکه در هر صحنه به دنبال یک شوخی آشکار باشد، از موقعیتهای نامتعارف برای آشکارکردن تناقضهای زندگی شخصیتهایش استفاده میکند. نتیجه، اثری است که هم میتواند خندهدار باشد و هم مخاطب را با موقعیتهایی ناآرامکننده روبهرو کند.
سریال «خانم میزل شگفت انگیز» (The Marvelous Mrs. Maisel)
میریام میزل، زنی خانهدار که زندگیاش در ظاهر مطابق انتظارات جامعه پیش میرود پس از بههمریختن زندگی زناشوییاش با واقعیتی تازه روبهرو میشود. او بهتدریج استعداد خود را در استندآپ کمدی کشف میکند و تصمیم میگیرد مسیری را دنبال کند که برای زنی در موقعیت او چندان پذیرفتهشده نیست.
«خانم میزل شگفتانگیز» از فضای رنگارنگ نیویورک آن دوران، لباسهای چشمگیر و دیالوگهای سریع برای ساختن یک کمدی پرتحرک بهره میبرد. در عین حال داستان میخواهد از چارچوبهای اجتماعی زمانهاش فراتر برود. تضاد میان انتظارات خانواده، زندگی شخصی و جاهطلبی حرفهای بخش مهمی از جذابیت این سریال را میسازد.
سریال بری (Barry)
بری برکمن برای کشتن دیگران پول میگیرد، اما وقتی به کلاس بازیگری قدم میگذارد، به این فکر میافتد که شاید بتواند زندگی کاملاً متفاوتی برای خودش بسازد. مشکل اینجاست که ترک دنیای جنایت به سادگی ورود به یک کلاس بازیگری نیست و گذشته بری به این راحتی رهایش نمیکند.
«بری» از تضاد میان خشونت و بازیگری، موقعیتهایی کمیک میسازد. این مرد برای ایفای نقش روی صحنه تلاش میکند، در زندگی واقعی با پیامدهای تصمیمهایی روبهرو است که گاه به خشونت ختم میشوند. با پیشرفت داستان، فضای سریال نیز تغییر میکند و جنبههای تاریک شخصیت اصلی بیشتر نمایان میشود.
یکی از نقاط قوت این مجموعه، پرهیز از تبدیلکردن بری به قهرمانی ساده و دوستداشتنی است. او میخواهد تغییر کند، اما همزمان در برابر پذیرش مسئولیت رفتارهایش مقاومت میکند. این تناقض، موتور اصلی داستان است و اجازه میدهد کمدی و درام جنایی در کنار یکدیگر قرار بگیرند. «بری» انتخاب مناسبی برای کسانی است که از طنز سیاه و شخصیتهای اخلاقاً پیچیده استقبال میکنند.
سریال «تدلاسو» (Ted Lasso)
فوتبال انگلیس آخرین جایی است که انتظار میرود یک مربی فوتبال آمریکایی در آن موفق شود؛ بااینحال، تد لاسو با خوشبینی عجیبش وارد این میدان میشود. او بدون شناخت کافی از فوتبال انگلیسی، هدایت تیمی را بر عهده میگیرد که مدیرش امیدوار است با شکست خوردن آن، از همسر سابقش انتقام بگیرد.
بازیکنان و اعضای باشگاه نیز بهتدریج با مربیای روبهرو میشوند که بیش از تاکتیکهای پیچیده، به روحیه تیمی و ارتباط انسانی اهمیت میدهد.
بخش مهمی از جذابیت سریال از تضاد میان خوشبینی تد و بدبینی اطرافیانش شکل میگیرد. با این حال، «تد لاسو» فقط درباره فوتبال نیست. روابط حرفهای، رقابت، شکست، دوستی و آسیبپذیری عاطفی شخصیتها، به داستان ابعاد گستردهتری میدهند.
این مجموعه در مقایسه با کمدیهای تلخ و بدبینانه، لحن گرمتری دارد؛ اما این به معنای نادیدهگرفتن مشکلات شخصیتها نیست. سریال تلاش میکند نشان دهد که حمایت از دیگران و خوشبینی، زمانی ارزشمند است که با شناخت واقعیتها و پذیرش ضعفهای فردی همراه باشد. «تد لاسو» برای مخاطبی مناسب است که کمدیهای شخصیتمحور و امیدبخش را ترجیح میدهد.
سریال هکس (Hacks)
داستان همکاری دو زن از دو نسل متفاوت در صنعت سرگرمی است. دبورا ونس، کمدینی باسابقه در لاسوگاس، برای حفظ جایگاه حرفهای خود به محتوایی تازه نیاز دارد. در مقابل، آوا نویسندهای جوان است که پس از مجموعهای از مشکلات شغلی، فرصتی برای همکاری با او پیدا میکند. اختلاف سلیقه، نگاه متفاوت به کمدی و رقابت بر سر کنترل خلاقانه کار، رابطه این دو را پیچیده میکند.
سریال از این همکاری پرتنش برای پرداختن به موضوعاتی مانند سن، شهرت، و مناسبات قدرت در محیط کار استفاده میکند. دبورا به تجربه و جایگاهش تکیه دارد و آوا میخواهد نشان دهد که ایدههای تازهتری برای ارائه دارد. هیچکدام از آنها همیشه حق ندارند و همین تضاد، به رابطهشان جذابیت میدهد.
«هکس» علاوه بر شوخی با صنعت سرگرمی، درباره دشواری تغییرکردن و کنارآمدن با نسل تازه نیز حرف میزند. این مجموعه نشان میدهد که گاهی همکاری میان دو شخصیت ناسازگار، بیش از یک رابطه دوستانه و بیدردسر، ظرفیت ساختن کمدی دارد.
سریال «استودیو» (The Studio)
مت ریمیک بهتازگی مدیریت استودیوی کانتیننتال را برعهده گرفته و میخواهد هم فیلمهای موفقی بسازد و هم تأیید چهرههای سرشناس سینما را به دست بیاورد. با این حال اداره یک استودیو بهخصوص در شرایطی که آینده سینما با فشارهای اقتصادی روبهرو است، بهمراتب دشوارتر از تصور اوست.
کمدی سریال از فاصله میان آرمانهای هنری و واقعیتهای تجاری شکل میگیرد. جلسههای کاری، تصمیمهای مربوط به انتخاب بازیگر، بازدید از صحنه فیلمبرداری و تلاش برای راضی نگهداشتن افراد بانفوذ، هرکدام میتوانند به بحرانی تازه تبدیل شوند. این مجموعه همچنین با حضور چهرههای شناختهشده سینما، به مناسبات هالیوود نزدیک میشود.
«استودیو» برای مخاطبانی که به سینما و پشت صحنه تولید فیلم علاقه دارند، جذابیت ویژهای دارد. این سریال بهجای آنکه هالیوود را صرفا کارخانه رویاسازی نشان دهد از اضطرابها، رقابتها و تناقضهای آن تصویری طنزآمیز ارائه میکند.
سریال «روزی روزگاری مریخ»
اگر قرار باشد دردسرهای آشنای زندگی انسانها را به سیارهای دیگر منتقل کنیم، نتیجه میتواند دنیای متفاوت «روزی روزگاری مریخ» باشد. در واقع حضور در سیارهای دیگر، فرصتی فراهم میکند تا برخی عادتها و تناقضهای انسانی از زاویهای متفاوت دیده شوند. یکی از ویژگیهای این سریال استفاده از عناصر علمیتخیلی در کنار کمدی است. شخصیتها در جهانی زندگی میکنند که با محیط آشنای مخاطب تفاوت دارد اما بسیاری از مشکلات و رفتارهایشان همچنان ریشه در روابط انسانی دارد. همین تضاد میان فضای خیالی و مسائل آشنا پایه بسیاری از موقعیتهای طنزآمیز مجموعه را شکل میدهد.
«روزی روزگاری مریخ» در این فهرست جایگاهی متفاوت دارد. نه فقط به دلیل ایرانیبودن بلکه به خاطر انتخاب فضایی غیرمعمول برای روایت یک کمدی. این مجموعه نشان میدهد که کمدی میتواند از دل یک جهان خیالی نیز شکل بگیرد و برای پرداختن به رفتارهای روزمره انسانها، لزوما به محیطهای آشنا محدود نباشد.