ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۹۷۷۲

دیپلماسی تهران میان مهار جنگ و حفظ نفوذ

پشت‌پرده تماس مهم وزرای خارجه تهران و ریاض

پشت‌پرده تماس مهم وزرای خارجه تهران و ریاض

تنش در تنگه هرمز، حملات منتسب به حوثی‌ها علیه عربستان و اتهام‌های تازه اروپا علیه ایران، بحران منطقه‌ای را پیچیده‌تر کرده است. تهران با حفظ نفوذ منطقه‌ای و پیشنهاد میانجی‌گری در یمن به دنبال تقویت قدرت چانه‌زنی خود است؛ درحالی‌که واشنگتن فشار اقتصادی را ادامه می‌دهد و فعلاً از گسترش فوری عملیات نظامی خودداری می‌کند. نقش انتخابات آمریکا در محاسبات بعدی همچنان محل بحث است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- تداوم تنش‌ها در آبراه‌های راهبردی منطقه، عملیات‌های موشکی و پهپادی انصارالله یمن علیه اهدافی در عمق خاک عربستان سعودی و موج تازه اتهام‌زنی‌های پایتخت‌های اروپایی علیه ایران، معادلات امنیتی خاورمیانه را وارد مرحله‌ای حساس‌تر کرده است. در شرایطی که تهران بر لزوم رعایت حقوق منطقه‌ای خود و برقراری امنیت بومی در خلیج فارس تأکید می‌کند، واشنگتن با پرهیز از درگیری مستقیم نظامی، به ابزار تحریم اقتصادی و کارزار فشار دیپلماتیک روی آورده است.

به گزارش فرارو، اختلاف اصلی در میان تحلیلگران این است که آیا خودداری ایالات متحده از رویارویی نظامی نشانه آگاهی از هزینه‌های هرگونه ماجراجویی و تمایل به حفظ کانال‌های دیپلماتیک است یا صرفاً تاخیری تاکتیکی برای عبور از مقاطع حساس سیاسی داخلی تلقی می‌شود.

ابتکار دیپلماتیک تهران در پرونده یمن؛ تنش‌زدایی پایدار یا بازی موازنه؟

پس از رایزنی‌های دیپلماتیک میان وزیران امور خارجه ایران و عربستان سعودی، تهران بار دیگر آمادگی خود را برای کمک به حل‌وفصل بحران یمن و پایان دادن به درگیری‌ها میان ریاض و صنعا اعلام کرد. این تحرکات دیپلماتیک هم‌زمان با تداوم عملیات‌های بازدارنده نیروهای مسلح یمن علیه پایگاه‌ها و تأسیسات وابسته به ائتلاف سعودی دنبال می‌شود.

برخی ناظران سیاسی بر این باورند که تهران با پیشبرد دیپلماسی فعال منطقه‌ای، مانع از تبدیل بحران‌های مقطعی به گسستی پایدار در روابط خود با ریاض می‌شود. از این منظر، جمهوری اسلامی در عین پایبندی به حمایت سیاسی از مردم یمن، از پیشگیری از جنگ‌های نیابتی تحمیلی غرب استقبال می‌کند؛ رویکردی که تلاش‌های واشنگتن و تل‌آویو برای بهره‌برداری از اختلافات منطقه‌ای را خنثی می‌سازد.

مسئله محوری، چشم‌انداز پایان بحران است؛ راه‌حل پایدار زمانی محقق می‌شود که اراده جمعی همه جریان‌های یمنی مبنای اداره کشور قرار گیرد و منافع ملی یمن با فرمول‌های تحمیلی بیگانگان تضعیف نشود.

باب‌المندب و تنگه هرمز؛ تفکیک‌ناپذیری امنیت انرژی در منطقه

یکی دیگر از کانون‌های توجه، بازتعریف معادلات امنیتی در دو شاهراه حیاتی باب‌المندب و تنگه هرمز است. ناظران راهبردی خاطرنشان می‌کنند که پیوند تحولات دریای سرخ با امنیت خلیج فارس نشان داد سیاست تفکیک جبهه‌ها علیه محور مقاومت کارایی ندارد و تلاش غرب برای به انزوا کشاندن ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی ایران در خلیج فارس، با واکنش‌های زنجیره‌ای در سایر آبراه‌ها روبه‌رو می‌شود.

عربستان سعودی که بخشی از نفت صادراتی خود را از طریق خطوط لوله به بنادر دریای سرخ هدایت می‌کند، بیش از پیش به شکنندگی مسیرهای دریایی پی برده است. در تحلیل‌های رسانه‌ای غرب اغلب تلاش می‌شود هماهنگی‌های ضدامپریالیستی جریان‌های منطقه‌ای انکار یا دست‌کم گرفته شود، اما واقعیت‌های میدانی حاکی از آن است که امنیت مسیرهای تجاری و انتقال انرژی بدون احترام به حقوق اساسی ملت‌های منطقه دست‌یافتنی نخواهد بود.

در عرصه کشتیرانی خلیج فارس نیز با وجود تبلیغات رسانه‌های غربی، پیام شفاف تهران ثابت مانده است: امنیت تنگه هرمز یا برای همگان برقرار است یا ناامنی تبعیض‌آمیز گریبان‌گیر همه بازیگران خواهد شد. به تعبیر تحلیلگران، تحمیل ریسک‌های اقتصادی و جهش هزینه‌های بیمه دریایی، واشنگتن را به این جمع‌بندی رسانده که هزینه‌های تداوم تحریم‌ها و محاصره اقتصادی علیه ایران، در سطح بین‌المللی توزیع می‌شود.

چرایی احتیاط نظامی کاخ سفید در برابر ایران

پرهیز ارتش آمریکا از گسترش دامنه رویارویی با ایران، به موضوعی محوری در اتاق‌های فکر بین‌المللی تبدیل شده است. محاسبات دولت آمریکا در آستانه رویدادهای سرنوشت‌ساز انتخاباتی و هراس از جهش شدید قیمت نفت که اثر مستقیم بر سبد معیشت رأی‌دهندگان آمریکایی می‌گذارد، سد محکمی در برابر سناریوهای تهاجمی ایجاد کرده است.

بااین‌حال، لایه‌های پنهان‌تری نیز در این مهار راهبردی وجود دارد؛ کارشناسان برجسته امور دفاعی تأکید می‌کنند محدودیت‌های لجستیکی ارتش آمریکا، کمبود ذخایر مهمات، آسیب‌پذیری پایگاه‌های منطقه‌ای در برابر توان موشکی و پهپادی ایران و تبعات ویرانگر یک درگیری تمام‌عیار، گزینه‌های عملیاتی واشنگتن را محدود نگه داشته است. بنابراین، خویشتنداری نظامی کاخ سفید نتیجه ارزیابی دقیق از قدرت بازدارندگی دفاعی ایران است.

ادعاهای بی‌پایه تروئیکای اروپایی؛ سناریوسازی برای فشار مضاعف

در جبهه دیپلماتیک، ادعاها و فضاسازی‌های امنیتی اخیر دستگاه‌های اطلاعاتی بریتانیا و برخی دولت‌های اروپایی علیه ایران، پرده دیگری از جنگ روانی همگام با آمریکا را به نمایش گذاشته است.

ناظران سیاسی معتقدند طرح چنین اتهامات اثبات‌نشده‌ای، تلاشی هماهنگ برای ایجاد پشتوانه حقوقی و دیپلماتیک به‌منظور توجیه تحریم‌های جدید است. بااین‌حال، تردیدهای بنیادین میان پایتخت‌های اروپایی و واشنگتن پیرامون تعهدات دوجانبه، هزینه‌های بحران اوکراین و اولویت‌های اقتصادی، تشکیل هرگونه ائتلاف معنادار یا نظامی ضدایرانی را ناممکن ساخته است.

در جمع‌بندی نهایی، رویکرد ایران بر دفاع از امنیت فراگیر بومی، تثبیت معادله بازدارندگی در آبراه‌ها و به‌کارگیری دیپلماسی فعال برای رفع تنش‌های ساختگی استوار است؛ راهبردی که محاسبات فشار حداکثری غرب را با بن‌بست روبه‌رو کرده است.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات