ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۸۹۷۱

محمدصادق جوادی حصار در گفتگو با فرارو مطرح کرد:

وقتی نهادها درگیر اختلاف شوند، انرژی کشور صرف تقابل می‌شود / منظور از وحدت یکی‌شدن دیدگاه‌ها نیست؛ مسئله نحوه مدیریت اختلافات است / تقابل‌های سیاسی انرژی حل مشکلات را می‌بلعد

 وقتی نهادها درگیر اختلاف شوند، انرژی کشور صرف تقابل می‌شود / منظور از وحدت یکی‌شدن دیدگاه‌ها نیست؛ مسئله نحوه مدیریت اختلافات است / تقابل‌های سیاسی انرژی حل مشکلات را می‌بلعد

سخنگوی حزب اعتماد ملی معتقد است اختلاف‌نظر به خودی خود به معنای ناکارآمدی نیست و نمی‌توان هر اختلافی را مانعی در مسیر اداره کشور دانست. مسئله اصلی، چگونگی مواجهه با اختلافات و میزان تأثیر آن‌ها بر تصمیم‌های عملی است.

فرارو- تأکید مسعود پزشکیان بر پرهیز از تقابل میان جریان‌های سیاسی، بار دیگر مسئله نسبت اختلافات داخلی و توان تصمیم‌گیری کشور در شرایط بحران را به کانون توجه آورده است.

به گزارش فرارو، در شرایطی که دولت برای مدیریت مشکلات داخلی و پیشبرد مسائل سیاست خارجی به تمرکز و هماهنگی نیاز دارد، این پرسش مطرح است که اختلاف میان دولت، مجلس و جریان‌های سیاسی تا چه اندازه بر روند اداره کشور اثر می‌گذارد و آیا دعوت به وحدت می‌تواند از هزینه‌های ناشی از این اختلافات بکاهد؟

محمدصادق جوادی‌حصار، سخنگوی حزب اعتماد ملی و فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در گفتگو با فرارو بیان کرد که همکاری نیروهای سیاسی برای عبور از مشکلات ضروری است، هرچند به گفته او، اختلافات داخلی در حوزه سیاست خارجی تأثیر محدودتری دارد.

وحدت سیاسی؛ ضرورت عبور از بحران‌ها

محمدصادق جوادی‌حصار با اشاره به تأکید مسعود پزشکیان بر ضرورت پرهیز از تقابل‌های سیاسی به فرارو گفت: «برای عبور از مشکلات کشور، متحد بودن یک ضرورت است. هنگامی که دولت و نهادهای مختلف درگیر اختلافات داخلی باشند، بخشی از زمان و انرژی آن‌ها به جای حل مسائل کشور، صرف مواجهه با یکدیگر می‌شود. در مقابل، اگر نیروهای سیاسی بتوانند به همگرایی برسند، فرصت و توان بیشتری برای رسیدگی به مشکلات و عبور از بحران‌های موجود خواهند داشت.»

او ادامه داد: «عبور از بحران‌هایی که کشور با آن‌ها مواجه است، به صرف زمان، انرژی و تمرکز نیاز دارد. بنابراین، همکاری و هم‌افزایی میان جریان‌های سیاسی اقدامی معقول و ضروری است. نیروهای سیاسی باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند، به تقویت ظرفیت‌های هم کمک کنند و به جای ایجاد پراکندگی، زمینه را برای حل مسائل کشور فراهم آورند.»

وی با تأکید بر ضرورت همگرایی میان جریان‌های سیاسی افزود: «از این منظر، سخنان آقای پزشکیان منطقی است؛ چراکه در شرایط دشوار، کشور بیش از هر زمان دیگری به همکاری و هماهنگی نیاز دارد. تقابل‌های سیاسی زمانی به مسئله تبدیل می‌شوند که انرژی و ظرفیت نهادها و جریان‌ها را از هدف اصلی، یعنی حل مشکلات کشور، منحرف کنند.»

این فعال سیاسی تصریح کرد: «منظور از وحدت سیاسی این نیست که همه جریان‌ها در تمام مسائل دیدگاه یکسانی داشته باشند یا اختلاف‌نظرهای خود را کنار بگذارند. طبیعی است که گروه‌های سیاسی درباره شیوه اداره کشور، اولویت‌های اجرایی و راه‌حل مشکلات اختلاف‌نظر داشته باشند، اما مسئله مهم این است که این اختلاف‌ها چگونه مدیریت شوند. اگر اختلاف‌نظرها به گفت‌وگو و ارائه راه‌حل‌های متفاوت منجر شوند، می‌توانند در مسیر تصمیم‌گیری مفید باشند؛ اما اگر به تقابل مستمر میان نهادها و جریان‌ها تبدیل شوند، ممکن است از ظرفیت کشور برای حل مسائل بکاهند.»

جوادی حصار با اشاره به اهمیت همراهی نیروهای سیاسی در شرایط دشوار گفت: «همه باید دست در دست یکدیگر بگذارند و به ایجاد هم‌افزایی کمک کنند. نیروهای سیاسی می‌توانند یکدیگر را تقویت کنند و به جای آنکه در برابر هم قرار بگیرند، ظرفیت‌های موجود را در مسیر حل مشکلات به کار بگیرند. از این جهت، دعوت به وحدت زمانی اهمیت پیدا می‌کند که بتواند در عمل به کاهش اصطکاک‌ها و افزایش همکاری میان نهادها و جریان‌های سیاسی منجر شود.»

اختلافات دولت و مجلس؛ مسئله‌ای در مسیر تصمیم‌گیری

جوادی حصار در پاسخ به این پرسش که اختلافات میان دولت، مجلس و گروه‌های سیاسی چه میزان بر روند حل مشکلات کشور تأثیر می‌گذارد، اذعان کرد: «اختلافات داخلی می‌توانند بر روند تصمیم‌گیری و حل مسائل اثر بگذارند، اما میزان این تأثیر در حوزه‌های مختلف یکسان نیست. زمانی که نیروهای سیاسی به جای تمرکز بر مسائل اصلی کشور، بخش قابل توجهی از توان خود را صرف اختلافات و تقابل‌های داخلی می‌کنند، امکان بهره‌گیری مؤثر از ظرفیت‌های موجود کاهش می‌یابد.»

او ادامه داد: «در چنین شرایطی، هماهنگی میان نهادها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا بسیاری از مسائل کشور به تصمیم‌گیری‌های هماهنگ و همکاری مجموعه‌ای از دستگاه‌ها نیاز دارند.»

وی افزود: «با این حال، اختلاف‌نظر به خودی خود به معنای ناکارآمدی نیست و نمی‌توان هر اختلافی را مانعی در مسیر اداره کشور دانست. به اعتقاد من میزان اثرگذاری اختلاف نظرها در روند کلی کشور، زیر 50 درصد است. مسئله اصلی، چگونگی مواجهه با اختلافات و میزان تأثیر آن‌ها بر تصمیم‌های عملی است. از این منظر، تأکید بر وحدت سیاسی را می‌توان تلاشی برای جلوگیری از تبدیل تفاوت دیدگاه‌ها به تقابل‌هایی دانست که روند تصمیم‌گیری را دشوارتر می‌کنند.»

چرا اختلافات داخلی در سیاست خارجی تأثیر کمتری دارد؟

سخنگوی حزب اعتماد ملی در ادامه، درباره میزان اثرگذاری اختلافات سیاسی بر سیاست خارجی گفت: «در سیاست خارجی، این اختلافات تأثیر کمتری دارند؛ زیرا زمینه اثرگذاری اختلافات داخلی بر تحولات بیرونی محدودتر است. مسائل بین‌المللی تابع مجموعه‌ای از عوامل و مناسبات هستند و نمی‌توان همه تحولات این حوزه را به اختلافات میان جریان‌های سیاسی داخل کشور نسبت داد.»

او ادامه داد: «البته ممکن است برخی بازیگران خارجی تلاش کنند از اختلافات داخلی کشورها برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند، اما چنین تلاشی لزوماً به نتیجه مورد نظر آن‌ها منجر نمی‌شود. برای مثال، اگر مخالفان جمهوری اسلامی یا کشورهایی مانند آمریکا و اسرائیل بخواهند از اختلافات درونی ایران بهره‌برداری کنند و از یک جریان مخالف دولت در داخل کشور حمایت کنند، این اقدام ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.»

وی با اشاره به محدودیت اثرگذاری چنین رویکردهایی افزود: «نمی‌توان تصور کرد که اختلافات سیاسی در داخل کشور به‌تنهایی تعیین‌کننده نتیجه مناقشات بین‌المللی باشند. تحولات سیاست خارجی به عوامل متعددی وابسته‌اند و اختلافات داخلی، به‌تنهایی، نقش تعیین‌کننده‌ای در حل‌وفصل این مناقشات ندارند. همگرایی میان جریان‌های سیاسی بیش از هر چیز از این جهت اهمیت دارد که می‌تواند تمرکز نهادهای مسئول را بر مسائل کشور افزایش دهد و از صرف انرژی در تقابل‌های داخلی جلوگیری کند.»

جوادی حصار معتقد است: «نباید نقش اختلافات داخلی را در تحولات سیاست خارجی بیش از اندازه برآورد کرد؛ چراکه مناسبات بین‌المللی تابع مجموعه‌ای از عوامل هستند و نمی‌توان آن‌ها را صرفاً با معادلات سیاسی داخلی توضیح داد.»

خبرنگار : رویا پاک سرشت
ارسال نظرات
خط داغ