ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۸۸۷۳

توافق صلح روی کاغذ، بحران در میدان

جزئیات ارسال ۶۰ هزار بمب زیر نقاب صلح

جزئیات ارسال ۶۰ هزار بمب زیر نقاب صلح

یک سال پس از توافق شرم‌الشیخ، آتش‌بس در غزه به صلحی پایدار منجر نشده و حملات اسرائیل، محدودیت کمک‌های انسانی و گسترش کنترل نظامی ادامه یافته است. اجرای مراحل بعدی توافق و تشکیل کمیته اداره غزه نیز متوقف مانده و فشار بر فلسطینیان در کرانه باختری و قدس افزایش یافته است. در این شرایط، تغییر احتمالی دولت اسرائیل نیز لزوماً به تغییر سیاست‌ها و تحقق تشکیل کشور مستقل فلسطینی منجر نخواهد شد.

فرارو- عبدالحلیم قندیل، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در روزنامه القدس العربی

به گزارش فرارو به نقل از روزنامه القدس العربی، یک سال پس از امضای توافق شرم‌الشیخ، نه‌تنها تحولی اساسی در وضعیت غزه رخ نداده، بلکه تداوم حملات اسرائیل، محدودیت کمک‌های انسانی و گسترش کنترل نظامی این رژیم، چشم‌انداز صلح را بیش از پیش تیره کرده است. توافقی که با حضور دونالد ترامپ و شمار زیادی از مقام‌های عربی، اسلامی و اروپایی امضا شد، به‌جای پایان‌دادن به بحران، چارچوبی بین‌المللی ایجاد کرده که در عمل مانع تداوم اشغال و حملات اسرائیل نشده است.

طرح ۲۰ ماده‌ای ترامپ برای غزه، ایجاد ساختاری بین‌المللی با عنوان «شورای صلح» به ریاست خود او را پیش‌بینی می‌کرد. نیکولای ملادینوف، دیپلمات بلغارستانی قرار بود نقش رابط این شورا با کمیته ملی فلسطینی اداره غزه را بر عهده بگیرد. قرار بود توافق در سه مرحله اجرا شود. مرحله نخست بر آزادی اسرا، گروگان‌ها و تحویل پیکرها متمرکز بود؛ موضوعی که مهم‌ترین اهرم فشار مقاومت فلسطین به شمار می‌رفت. اما پس از اجرای بخش اصلی این مرحله، اقدامات دیگر عملاً متوقف ماند. آتش‌بس نیز به‌طور کامل برقرار نشد و ورود کمک‌های انسانی، با وجود توافق‌های قبلی و پیش‌بینی ورود روزانه ۶۰۰ کامیون در چارچوب پروتکل انسانی، بسیار کمتر از میزان تعیین‌شده بود؛ به‌گونه‌ای که در بهترین شرایط، حجم کمک‌ها به یک‌چهارم رقم توافق‌شده نرسید.

غزه؛ بحران انسانی و گسترش کنترل نظامی اسرائیل

کمبود چادر، سرپناه‌های پیش‌ساخته، غذا، دارو و تجهیزات پزشکی همچنان ادامه دارد. دسترسی به آب و برق نیز به‌شدت محدود است و ماشین‌آلات کافی برای جابه‌جایی حدود ۶۰ میلیون تن آوار جنگ یا جست‌وجو برای یافتن پیکر مفقودان در اختیار نیست. بیمارستان‌های باقی‌مانده نیز با کاهش شدید توان عملیاتی مواجه‌اند و نمی‌توانند پاسخ‌گوی ابعاد فاجعه انسانی باشند.

در همین مدت، حملات اسرائیل ادامه یافته و بنا بر ادعای مطرح‌شده در این تحلیل، حدود ۱۵۰۰ فلسطینی دیگر در دوره یک‌ساله پس از توافق جان باخته‌اند؛ آماری که به بیش از ۸۴ هزار کشته فلسطینی در جریان جنگ افزوده می‌شود. عملیات ترور علیه فرماندهان و نیروهای مقاومت نیز با وجود اعلام آتش‌بس ادامه داشته است.

اسرائیل همچنین محدوده کنترل خود را فراتر از خط زرد گسترش داده است. در روزهای نخست پس از توافق، نیروهای این رژیم به خطی عقب‌نشینی کرده بودند که امکان کنترل حدود ۵۳ درصد از مساحت غزه را فراهم می‌کرد؛ اما بنا بر این تحلیل، این محدوده در ادامه به حدود ۷۰ درصد رسیده است. در نتیجه، بیش از دو میلیون فلسطینی در حدود ۳۰ درصد باقی‌مانده از نوار غزه محصور شده‌اند.

کمیته اداره غزه و مرحله دوم توافق؛ بن‌بست ادامه دارد

با وجود آنکه حماس از انحلال دستگاه اداری دولتی خود در غزه خبر داده و حتی با طرح ملادینوف برای تحویل تسلیحات به کمیته ملی اداره غزه موافقت کرده است، اسرائیل اجازه ورود این کمیته به غزه را نداده و طرح ارائه‌شده در چارچوب شورای صلح را نیز نپذیرفته است.

در نتیجه، نه تعهدات اصلی مرحله نخست به‌طور کامل اجرا شده و نه نشانه‌ای روشن از آمادگی اسرائیل برای ورود به مرحله دوم دیده می‌شود. محدودیت رفت‌وآمد فلسطینیان به غزه و از غزه نیز ادامه دارد و طرح جلوگیری از آوارگی اجباری فلسطینیان عملاً تحقق نیافته است. در مقابل، مقام‌های اسرائیلی بار دیگر ایده کوچاندن فلسطینیان را به‌عنوان راه‌حل نهایی مطرح کرده‌اند؛ بدون آنکه شورای صلح یا مدیر اجرایی آن واکنشی مؤثر نشان دهد.

در این میان، ترامپ که خود را طراح صلح معرفی می‌کند، همچنان از سیاست‌های اسرائیل حمایت می‌کند و بنا بر این تحلیل، حدود ۶۰ هزار بمب سنگین در اختیار این رژیم قرار داده است. وعده پیش‌بینی‌شده در طرح صلح برای گشودن مسیر تشکیل کشور مستقل فلسطینی نیز عملاً به حاشیه رفته است.

کرانه باختری و قدس؛ بحران فراتر از غزه

فشار بر فلسطینیان به نوار غزه محدود نمانده است. در کرانه باختری، حملات ارتش اسرائیل و شهرک‌نشینان، تخریب روستاها و اردوگاه‌ها، گسترش شهرک‌سازی و محدودکردن اختیارات تشکیلات خودگردان ادامه دارد. این روند در عمل مفاد توافق اسلو و تقسیم‌بندی مناطق «الف»، «ب» و «ج» را نیز بی‌اثر کرده است؛ حتی در منطقه «الف» که طبق توافق قرار بود تشکیلات خودگردان در آن اختیارات مدنی و امنیتی کامل داشته باشد.

در قدس شرقی نیز یورش مقام‌های اسرائیلی و شهرک‌نشینان به مسجدالاقصی و برگزاری آیین‌های مذهبی یهودی در محوطه آن، نگرانی‌ها درباره تغییر وضعیت تاریخی و تقسیم زمانی و مکانی این مکان مقدس را افزایش داده است. در داخل سرزمین‌های اشغالی از سال ۱۹۴۸ نیز تخریب تجمعات و روستاهای عربی در نقب و گسترش شهرک‌سازی در نقب و جلیل ادامه دارد. اظهارات ایتامار بن‌گویر و بتسلئیل اسموتریچ، دو وزیر راست‌گرای کابینه اسرائیل، درباره گسترش شهرک‌سازی و اقدامات علیه جوامع عربی، بخشی از روندی گسترده‌تر توصیف می‌شود که هدف آن محدودکردن حضور فلسطینیان در سرزمین خود است.

انتخابات اسرائیل؛ تغییر دولت یا تداوم سیاست‌ها؟

در آستانه انتخابات اسرائیل، این احتمال مطرح است که دولت بنیامین نتانیاهو جای خود را به ائتلافی موسوم به «تغییر» بدهد؛ ائتلافی که چهره‌هایی مانند گادی آیزنکوت، نفتالی بنت، یائیر لاپید و آویگدور لیبرمن را در بر می‌گیرد. بااین‌حال، این تحلیل تفاوت میان دو جریان را در مسائل داخلی اسرائیل بیشتر از رویکرد آن‌ها در قبال فلسطینیان می‌داند.

بسیاری از رهبران جریان مخالف نتانیاهو نیز سابقه حضور در دولت‌های او را دارند و با تشکیل کشور مستقل فلسطینی مخالفت کرده‌اند. نظرسنجی‌های اخیر، رقابتی نزدیک میان دو ائتلاف را نشان می‌دهد و احتمال می‌رود هیچ‌کدام به اکثریت ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل دولت دست نیابند. در چنین شرایطی، نتانیاهو ممکن است با جذب احزاب کوچک‌تر یا متحدان پیشین خود برای تشکیل دولت تلاش کند.

جمع‌بندی اینکه یک سال پس از توافق شرم‌الشیخ، نشانه‌ای از تغییر اساسی در سیاست اسرائیل دیده نمی‌شود. حملات در غزه ادامه دارد، کمک‌های انسانی محدود مانده، کنترل نظامی اسرائیل گسترش یافته و فشار بر فلسطینیان در کرانه باختری، قدس و مناطق داخل سرزمین‌های اشغالی نیز تشدید شده است. در این چارچوب، تغییر احتمالی دولت اسرائیل به‌تنهایی تضمینی برای تغییر سیاست‌ها نیست و توافقی که قرار بود مسیر صلح و تشکیل کشور فلسطینی را هموار کند، همچنان با بن‌بست‌های جدی روبه‌روست.

نویسنده : عبدالحلیم قندیل
ارسال نظرات
خط داغ