استعفای پرستاران زیر فشار حقوق ۲۸ میلیونی/ ۷۰ هزار پرستار خانهنشین هستند
دبیرکل خانه پرستار با اشاره به حقوق ۲۵ تا ۲۸ میلیون تومانی، کمبود نیرو و شیفتهای سنگین، استعفای پرستاران را نتیجه بیثمری پیگیری مطالبات و فشار معیشتی دانست و نسبت به پیامدهای آن برای سلامت مردم هشدار داد.
محمدشریفیمقدم، دبیرکل خانه پرستار، با اشاره به بیثمر بودن مسیرهای طیشده برای احقاق حقوق پرستاران، میگوید: «پرستاران تمام راههای ممکن منطقی، حقوقی، صنفی و هر نوع مسیر اعتراضی یا انتقادی را برای رسیدن به خواستههایشان طی کردهاند، حتی مجلس نیز قانونی تصویب کرد، اما متأسفانه نحوه حکمرانی نظام سلامت هیچ توجهی به مسائل و مطالبات جامعه پرستاری نداشته است. پرستاران مکاتبه کردند، مذاکره کردند و حتی دو سال پیش دست به اعتصاب زدند. با این حال، آقایانی که به هر صورت در حال مدیریت و رهبری نظام سلامت هستند، هیچ توجهی به مسائل پرستاری کشور نداشتهاند.»
خروج از حرفه؛ تنها راه باقیمانده
به عقیده دبیرکل خانه پرستار، راهی که مدیران نظام سلامت پیش پای پرستاران گذاشتهاند، «خروج از حرفه» است. او میگوید: «پرستار دیگر هیچ امیدی به آینده ندارد و باورش این است که آقایانی که در سیستم هستند، اراده و عزمی برای حل مسائل پرستاری ندارند. به همین دلیل راهی که پیش روی پرستار میافتد، استعفا و ترک شغل است. پرستار ما به این نتیجه رسیده که اگر با حقوق ۲۵ میلیون تومان در خانه بنشیند، استهلاکش کمتر و مقرونبهصرفهتر است. آمدن به سر کار در فضای سخت بیمارستان، با آلودگی محیطی و انرژیهای منفی، جایی که همهاش آه و ناله بیمار است، دیگر توجیه اقتصادی ندارد.»
او درباره وضعیت معیشتی پرستاران بیان میکند: «میانگین متوسط حقوق پرستاران حدود ۲۵ تا ۲۸ میلیون تومان میشود که با دلار امروز، این حقوق عملاً ۱۰۰ دلار است.»
او افزود: مردم در بیمارستان خدمات پرستاری مناسب دریافت نمیکنند، خسارت میبینند و این خسارتها تا حد مرگومیر و آسیبهای جبرانناپذیر پیش میرود.
«تعارض منافع»؛ ریشه اصلی بیعدالتی
شریفیمقدم با انتقاد شدید از ساختار پرداختها آن را مصداق بارز بیعدالتی میداند: «آنچه از همه بدتر است، بحث بیعدالتی است. یک موقع در سیستم پول نیست و همه به نسبت هم کمتر میگیرند، اما در جایی که برخی گروهها در سیستم دولتی میلیاردی میگیرند، این موضوع پذیرفتنی نیست. من تأکید میکنم که کارانههای آنها میلیاردی است؛ علاوه بر اینکه از دهها جای دیگر مثل بخش خصوصی، بخش دولتی و مطبداری درآمد دارند و حتی به اشکال مختلف زیرمیزی میگیرند. اینها باعث شده پرستار به این نتیجه برسد که این نحوه مدیریت، آغشته به بحث تعارض منافع است؛ یعنی گروهی که تصمیمگیر، سیاستگذار و قانونگذار است، در منصبی قرار میگیرد که تصمیمش منفعت ثانویه برای خودش به همراه دارد.»
فشار مضاعف بر کادر درمان و تبعات جسمی و روانی
شریفیمقدم با اشاره به شرایط کاری موجود، از «فشار خردکننده» بر پرستاران باقیمانده در سیستم بهداشت و درمان سخن میگوید: «تبعیض همهجانبه است؛ وقتی پرستاران جدید جذب نظام درمان نمیشوند، پرستاران فعلی مجبور به کار زیاد و شیفتهای متوالی هستند. فشار نبود نیروی کافی بر دوش پرستاران است؛ پرستاری که باید از ۵ بیمار مراقبت کند، اکنون مجبور است مسئولیت ۲۰ تا ۳۰ بیمار را بر عهده بگیرد. این وضعیت استهلاک انسانی را به همراه دارد، این شکل کار باعث میشود خود پرستاران نیز آسیب ببینند و خیلی زود دچار فرسودگی شوند. مشکلات روانی و جسمی-عضلانی بهشدت پرستاران را تهدید میکند و اغلب آنها پس از بازنشستگی با انواع و اقسام دردها؛ از کمردرد و پادرد گرفته تا افسردگیهای شدید مواجهاند.»
تکراری شدنِ مطالبات
دبیرکل خانه پرستار میگوید: «پرستاران به ما که مسئولین صنفی هستیم میگویند بس کنید اینقدر تکرار کردیم که دیگر حرفی باقی نمانده است. مشکل اصلی اینجاست که مردم در بیمارستان خدمات پرستاری مناسب دریافت نمیکنند، خسارت میبینند و این خسارتها تا حد مرگومیر و آسیبهای جبرانناپذیر پیش میرود.»