احسان حاجصفی؛ کاپیتان یا سخنگوی قلعهنویی؟
به نظر میرسد احسان حاجصفی جایگاه کاپیتانیاش را تا حد نیروی نیابتی بودن پایین آورده است.
فیفادی مهرماه تیم ملی برای هر فردی پایان خوشی نداشت، برای احسان حاجصفی داشت؛ کاپیتان تیم ملی ایران که پس از کشوقوسی باورنکردنی، در آستانه برگزاری رقابتهای جام جهانی، دوباره در 36 سالگی به تیم ملی دعوت شد، فرصت بازی در این تورنمنت مهم را هم به دست آورد. او بازمانده قدیمیترین نسلی است که از حوالی 2010 در تیم ملی، همچنان، توپ میزند و بعد از رقابتهای آمریکا هم در فهرست مدعوین باقی مانده است؛ آنهم در شرایطی که قلعهنویی وعده جوانگرایی و تغییرنسل در تیم داده بود.
با این وجود، احسان در اولین اردوی تیم ملی در روزهای پساجام جهانی فراخوانده شد تا با بازی مقابل ازبکستان و روسیه، با شکستن رکورد جواد نکونام، به تنهایی رکورددار بازی در تیم ملی ایران شود. این اتفاقِ ارزشمندی برای دوران حرفهای حاج صفی است و برایش خاطرهای شیرین به جا گذاشته. حتی اگر قلعهنویی و تیم ملی چیزی شبیه به کابوس را در مهرماه تجربه کردند، برای احسان همه چیز خوب پیش رفت.
مراقب باش کاپیتان
اینکه حاجصفی شایستگی دعوت شدن به اردوی تیم ملی در این روزها را داشته یا نه، از آن دست پرسشهایی است که باید امیر قلعهنویی و کادر فنیاش به آن پاسخ دهند. سرمربیگری سلیقهای است و بدیهی است مربی هر بازیکنی را که حس کند با برنامههایش همخوانی دارد، به تیم دعوت کند. با این وجود، کاراکتر جدیدی که حاجصفی به خود گرفته چندان زیبنده جایگاه او به عنوان کاپیتان تیم ملی ایران نیست. او اخیرا یکی دیگر از بیشمار بازیکنان عصر امیر قلعهنویی شده که با تبدیل شدن به نیروی نیابتی، به دفاع از عملکرد بد تیم ملی میپردازد و از زبان امیر قلعهنویی، به ابهامات و ایراداتی که وجود دارد، پاسخ میدهد.
نمونهاش همین گفتوگوی اخیر ویدیویی که دستیاران قلعهنویی را در زمره برترین مربیان توصیف کرده و با حمله به منتقدان تیم ملی خواسته تا اجازه دهند آرامش برقرار شود تا تیم، عملکرد خوبی در جام ملتهای آسیا داشته باشد. جایی دیگر هم از زبان قلعهنویی گفته که قصد جوانگرایی داشته ولی بازیکنان در اختیار تیم امید بودند. اشارهای هم به کیفیت بد چمن محل بازیهای تیم ملی کرده تا نداشتههای فنی قلعهنویی و تیم ملی را پوشش دهد. حتی پا را فراتر گذاشته و گفته خبر دارد که میخواهند زیرآب قلعهنویی را بزنند و سرمربی نزدیک به خودشان را به این تیم بیاورند!
آیا واقعا شان و جایگاه کاپیتان تیم ملی ایران به جایی رسیده که نیاز است در نقش سخنگو یا نیروی نیابتی وارد عمل شود؟ اگر احسان از کادرفنی تیم ملی حمایت نکند و همه چیز را به موارد غیرفنی مرتبط بداند، دیگر به تیم ملی دعوت نمیشود؟ جالب آنکه حاجصفی تنها بازیکن تیم ملی نیست که در این بازه 4 ساله تلاش کرده سپر بلای قلعهنویی شده و از زبان او با مخاطبان فوتبال حرف بزند.
«شجاع، بیرانوند، کنعانیزادگان و طارمی ...»
قبل از آنکه نوبت به احسان حاجصفی برسد تا چنین از زبان قلعهنویی به منتقدان بتازد و آنها را آماج تهمت قرار دهد، شجاع خلیلزاده، علیرضا بیرانوند، محمدحسین کنعانیزادگان و حتی در مقطعی، مهدی طارمی، هم چنین کاری کردهاند. بعضی از آنها حتی خواستار ساختن مجسمه سرمربی شده و تعدادی دیگر او را بهترین مربی دهههای اخیر توصیف کردند. خروجی تیم ملی اما تفاوت کهکشانی با تعریف و تمجیداتی دارد که این بازیکنان از تواناییهای فنی امیر و دستیارانش داشتهاند. مشخص نیست چنین رویهای چه زمانی قرار است به پایان برسد و تا کی جوانترها و بزرگترهای تیم ملی باید نقش سخنگو و نیروی نیابتی بودن را ایفا کنند.