امیر قلعه نویی با ستارهها کنار نمیآید؟
تیم ملی ایران از نگاه کارشناسان فاقد بازیساز و بازیکن خلاق است، اتفاقی که البته باتوجه به تفکرات دفاعی کیروش، پیشتر نیز در تیم ملی شاهدش بودیم.
فهرست جدید تیم ملی ایران در شرایطی منتشر شد که غیبت نام مهدی قایدی و محمدجواد حسین نژاد بیش از سایر نفرات به چشم آمد. دو بازیکنی که طی سالهای اخیر بخشی از نسل تازه فوتبال ایران بودهاند و هر دو سابقه حضور در تیم ملی را دارند؛ اما این بار نامشان در جمع دعوتشدهها دیده نمیشود.
درباره دلایل این غیبتها روایتهای متفاوتی مطرح شده است؛ از تصمیمات فنی و شرایط بازیکنان گرفته تا گمانهزنیهایی که بار دیگر بحث رابطه امیر قلعه نویی با برخی بازیکنان را پیش کشیده است. فرهیختگان نیز در گزارشی به همین موضوع پرداخته و این پرسش را مطرح کرده که مرز میان یک تصمیم کاملاً فنی و اختلاف احتمالی میان مربی و بازیکن کجاست؟
سه پرونده قدیمی؛ مجیدی، رحمتی و جباری
برای بررسی این بحث نمیتوان از پروندههای قدیمی بهسادگی عبور کرد. فرهاد مجیدی، مهدی رحمتی و مجتبی جباری سه نام سرشناس فوتبال ایران هستند که در مقاطع مختلف، رابطه پرحاشیهای با امیر قلعه نویی داشتهاند.
البته جنس و جزئیات این اتفاقات یکسان نبوده و نمیتوان همه آنها را با یک روایت واحد توضیح داد. حتی در مقاطعی، اختلافها به آشتی و همکاری دوباره منجر شد. برای نمونه، در بازگشت قلعه نویی به استقلال در سال ۱۳۹۱، بحث ادامه حضور مجتبی جباری و حتی بازگشت فرهاد مجیدی مطرح شد و در نهایت هر دو در برنامههای آن تیم قرار گرفتند.
با این حال، سابقه این حواشی باعث شده هر بار نام یک بازیکن سرشناس از فهرست تیمی تحت هدایت قلعه نویی خط بخورد، دوباره بحث درباره رابطه سرمربی و بازیکن شکل بگیرد.
قایدی و حسین نژاد؛ پروندههای تازه
حالا مهدی قایدی و محمدجواد حسین نژاد به این ماجرا اضافه شدهاند. دو بازیکنی که در سالهای اخیر برای تیم ملی به میدان رفتهاند و از آنها بهعنوان بخشی از نسل آینده فوتبال ایران نام برده شده است.
غیبت آنها در فهرست اخیر، فارغ از دلیل نهایی، این سؤال را به وجود آورده که معیار تصمیمگیری درباره بازیکنان تیم ملی تا چه اندازه باید صرفاً بر مبنای مسائل فنی باشد.
البته اختیار انتخاب بازیکنان در نهایت در دست سرمربی است و امیر قلعه نویی نیز میتواند بر اساس نیازهای تاکتیکی، شرایط فنی یا وضعیت هر بازیکن درباره فهرست تیم ملی تصمیم بگیرد. آنچه محل بحث است، نه اصل این اختیار، بلکه ابهامهایی است که گاهی پیرامون چرایی برخی انتخابها و غیبتها شکل میگیرد.
مرز تصمیم فنی و اختلاف کجاست؟
در باشگاه، اختلاف میان بازیکن و سرمربی ممکن است در نهایت به نیمکتنشینی، جدایی یا پایان همکاری منجر شود؛ اما تیم ملی شرایط متفاوتی دارد. انتخابها مستقیماً با پیراهنی ارتباط پیدا میکند که فراتر از یک باشگاه و یک دوره مربیگری است.
از همین رو، سؤال اصلی درباره قایدی و حسین نژاد صرفاً این نیست که چرا دعوت نشدهاند؛ بلکه بحث بزرگتر این است که آیا چنین غیبتهایی تنها بر پایه نیازهای فنی تیم ملی رقم خورده یا عوامل دیگری نیز در تصمیمگیری نقش داشتهاند.
در مورد قایدی و حسین نژاد، تاکنون سند یا اظهارنظر رسمیای که غیبت آنها را به اختلاف شخصی با قلعه نویی مرتبط کند، منتشر نشده است. بنابراین نمیتوان این فرضیه را بهعنوان واقعیت مطرح کرد؛ اما سابقه حواشی میان قلعه نویی و برخی ستارههای فوتبال ایران باعث شده این پرسش بار دیگر مورد توجه قرار بگیرد.
پیراهن تیم ملی؛ بالاتر از مربی و بازیکن
فرهاد مجیدی، مهدی رحمتی و مجتبی جباری متعلق به پروندههای سالهای گذشتهاند و قایدی و حسین نژاد بخشی از فوتبال امروز ایران هستند. نسلها تغییر کردهاند، بازیکنان جدید آمدهاند و مربیان نیز جابهجا شدهاند، اما یک پرسش همچنان پابرجاست.
تیم ملی نه ملک شخصی سرمربی است و نه جایگاهی که یک بازیکن بتواند خود را بالاتر از تصمیم کادر فنی بداند. نقطه حساس دقیقاً میان همین دو گزاره قرار دارد؛ جایی که باید مشخص شود یک غیبت، حاصل تصمیم فنی است یا اختلافی که ممکن است در ظاهر، رنگ و بوی فنی گرفته باشد.
در نهایت، پیراهن تیم ملی متعلق به هیچ فرد یا دورهای نیست؛ این پیراهن متعلق به فوتبال ایران است و تصمیمهایی که درباره آن گرفته میشود، طبیعتاً بیش از هر چیز نیازمند شفافیت و توضیح منطقی است.