درد جدایی و گریه جلوی در مدرسه؛ واکنش کلاساولیها طبیعی است؟
یک روانشناس گفت: اگر کودک بهطور مداوم از رفتن به مدرسه خودداری کند یا نتواند بدون حضور والدین در محیط مدرسه بماند و نگرانی شدید و مکرری درباره جدا شدن از والدین داشته باشد یا در اینباره دچار علائم جسمانی مانند دلدرد و سردرد شود، این وضعیت باید با دقت بیشتری بررسی شود.
مهرناز کرد فلاحت، روانشناس، با تشریح تفاوت میان اضطراب جدایی طبیعی و اختلال اضطراب جدایی در دانشآموزان کلاس اولی، گفت: تفاوت اصلی این دو را باید در سه مولفه کلیدی یعنی شدت، تداوم و میزان اختلال در عملکرد کودک جستوجو کرد.
به گزارش ایسنا، او در این باره افزود: بهطور کلی، اضطراب جدایی در کودکان بهویژه در سالهای ابتدایی ورود به مدرسه، یک واکنش طبیعی و قابل انتظار است. مثلا ممکن است یک کودک کلاس اولی در روزهای آغازین مدرسه هنگام جدا شدن از والدین خود گریه کند یا نگران باشد و بخواهد پدر یا مادرش کنار او بمانند. در بیشتر موارد با گذشت زمان، آشنایی با محیط مدرسه و شکلگیری احساس امنیت، این اضطراب بهتدریج کاهش مییابد، اما زمانی که ترس و نگرانی کودک از جدایی شدت و تداوم غیرمتناسبی پیدا کند و در عملکرد روزمره او اختلال ایجاد کند، میتوان به اختلال اضطراب جدایی مشکوک شد.
این روانشناس با اشاره به نشانههای هشداردهنده افزود: اگر کودک بهطور مداوم از رفتن به مدرسه خودداری کند یا نتواند بدون حضور والدین در محیط مدرسه بماند و نگرانی شدید و مکرری درباره جدا شدن از والدین داشته باشد یا در اینباره دچار علائم جسمانی مانند دلدرد و سردرد شود، این وضعیت باید با دقت بیشتری بررسی شود.
وی اظهار کرد: تفاوت اصلی میان اضطراب طبیعی و اختلال اضطراب جدایی را باید در سه مولفه یعنی شدت، تداوم و میزان اختلال در عملکرد کودک در نظر گرفت. به بیان ساده، اضطراب جدایی بهخودیخود بیماری محسوب نمیشود؛ زمانی که این اضطراب از حد متناسب با سن کودک فراتر برود و پایدار بماند و روند طبیعی زندگی، تحصیل یا روابط او را مختل کند، در چارچوب اختلال اضطراب جدایی قرار میگیرد.
علائم جسمی صبحگاهی؛ نشانهای از اضطراب پنهان مدرسه
کردفلاحت اظهار کرد: علائم جسمی مانند دلدرد، تهوع، سردرد یا حتی احساس ضعف در کودکان میتواند گاهی با اضطراب مرتبط باشد. بهویژه زمانی که این علائم بیشتر در صبح و پیش از رفتن به مدرسه ظاهر شوند و در روزهای تعطیل یا زمانی که کودک قرار نیست به مدرسه برود کاهش پیدا کنند، احتمال میرود که اضطراب در بروز این علائم نقش داشته باشد.
این روانشناس ادامه داد: البته صرف مشاهده این علائم به معنای وجود اضطراب نیست و باید به الگوی تکرار علائم و شرایطی که در آن ایجاد میشوند توجه کرد.
به گفته وی لازم است علل جسمی نیز در نظر گرفته شوند. اگر این علائم شدید باشند یا بهطور مداوم تکرار شوند یا با نشانههای جسمی دیگر همراه باشند، بهتر است ابتدا از نظر پزشکی بررسی شوند. مهم این است که بدون نسبتدادن فوری علائم جسمی به اضطراب، همزمان شرایط روانی و محیطی کودک نیز مورد توجه قرار گیرد.
واکنش والدین در لحظه جدایی
کردفلاحت در مورد نحوه مواجهه والدین با گریه و امتناع شدید کودک هنگام ورود به مدرسه اظهار کرد: در چنین شرایطی مهمترین نکته این است که والد با آرامش و همدلی با کودک برخورد کند و در عین حال از تقویت ترس و اجتناب او جلوگیری نماید. بهتر است ابتدا احساس کودک را بپذیرد و به او اطمینان دهد که میداند جداشدن از والد برای او سخت است. برای مثال والد میتواند بگوید «میدانم الان ناراحتی و جداشدن برایت سخت است، اما مطمئنم که از پس آن برمیآیی و بعد از مدرسه دنبالت میآیم.
این روانشناس در این باره که اگر اضطراب کودک شدید باشد والدین چه واکنشی نشان دهند؟ گفت: نباید انتظار داشت که او یکباره و بدون استرس وارد مدرسه شود. در این حالت میتوان شرایط را بهصورت تدریجی برای او آسانتر کرد. برای نمونه کودک میتواند ابتدا مدت کوتاهتری در محیط مدرسه بماند و با گذشت زمان، مدت حضور او افزایش یابد. این روند کمک میکند تا کودک بهتدریج با محیط آشنا شده و احساس امنیت بیشتری پیدا کند.
وی افزود: بهتر است والد وارد بحثهای طولانی با کودک نشود و به دلیل گریه او، تصمیم به بازگرداندن کودک به خانه نگیرد. خداحافظی باید کوتاه، مشخص و با آرامش باشد تا والد بتواند کودک را به معلم یا مسئول مدرسه بسپارد. هدف نهایی این است که کودک احساس کند ترس او دیده میشود، اما همزمان یاد بگیرد که میتواند این موقعیت را تحمل کند. والد باید میان همدلی و قاطعیت تعادل برقرار کند؛ بهگونهای که نه کودک را بهخاطر ترسش سرزنش کند و نه با دور نگه داشتن او از مدرسه، اضطرابش را تقویت کند.