ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۴۲۵۰

۹۲ سال پس از تولد لئونارد کوهن؛ چرا صدای او هنوز شنیده می‌شود؟

۹۲ سال پس از تولد لئونارد کوهن؛ چرا صدای او هنوز شنیده می‌شود؟

کوهن زمانی وارد موسیقی شد که ۳۳ سال داشت؛ سنی که برای بسیاری از خوانندگان، دوران تثبیت یا حتی میانه مسیر حرفه‌ای محسوب می‌شود. با این حال، ورود دیرهنگام او به دنیای موسیقی مانع از آن نشد که به یکی از مهم‌ترین ترانه‌سرایان قرن بیستم تبدیل شود.

۲۱ سپتامبر، سالروز تولد لئونارد کوهن است؛ هنرمندی که نامش بیش از هر چیز با «هله‌لویا» شناخته می‌شود، اما پیش از آنکه خواننده باشد، شاعر و نویسنده بود. کوهن در ۲۱ سپتامبر ۱۹۳۴ در مونترال کانادا به دنیا آمد و در طول زندگی خود ادبیات، موسیقی، عشق، عرفان، تنهایی، سیاست و مرگ را در کنار یکدیگر قرار داد؛ آثاری که در آنها مرز میان شعر و ترانه چندان روشن نبود.

به گزارش فرارو، کوهن زمانی وارد موسیقی شد که ۳۳ سال داشت؛ سنی که برای بسیاری از خوانندگان، دوران تثبیت یا حتی میانه مسیر حرفه‌ای محسوب می‌شود. با این حال، ورود دیرهنگام او به دنیای موسیقی مانع از آن نشد که به یکی از مهم‌ترین ترانه‌سرایان قرن بیستم تبدیل شود.

او نزدیک به پنج دهه موسیقی ساخت و در تمام این سال‌ها بارها به سراغ پرسش‌هایی رفت که پاسخ ساده‌ای برای آنها وجود نداشت؛ عشق، شکست، ایمان، میل، گناه، پیری و مرگ.

شاید «هله‌لویا» بیش از هر اثر دیگری این جهان فکری را نمایندگی کند. ترانه‌ای که در آن عشق و شکست، نیایش و تردید، امر مقدس و میل انسانی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و همین چندلایگی، آن را از یک ترانه معمولی فراتر برده است.

کوهن در سال ۲۰۰۸ وارد تالار مشاهیر راک‌اندرول شد و دو سال بعد جایزه یک عمر دستاورد گرمی را دریافت کرد. او در ۷ نوامبر ۲۰۱۶، در ۸۲ سالگی درگذشت؛ تنها چند هفته پس از انتشار آخرین آلبوم استودیویی‌اش، «تیره‌تر می‌خواهی‌اش».

مونترال و سال‌هایی که شعر از آنجا آغاز شد

لئونارد نورمن کوهن در مونترال کبک و در خانواده‌ای یهودی متولد شد. سنت مذهبی و فرهنگی خانواده، بعدها تأثیر قابل توجهی بر جهان فکری او گذاشت. تصاویر کتاب مقدس، مفهوم گناه، نیایش، خدا و رابطه انسان با امر مقدس، در بسیاری از شعرها و ترانه‌های او بازگشتند؛ اما معمولاً در کنار عشق زمینی، میل و تردید.

کوهن از همان سال‌های جوانی به ادبیات علاقه داشت. برخلاف بسیاری از خوانندگان و ترانه‌سرایانی که بعدها به سراغ شعر رفتند، مسیر او از ابتدا از ادبیات می‌گذشت.

نخستین مجموعه شعرش با عنوان «بیایید اسطوره‌شناسی را مقایسه کنیم» در سال ۱۹۵۶ منتشر شد. چند سال بعد نیز نخستین رمانش، «بازی محبوب»، را منتشر کرد.

در آن سال‌ها کوهن بیشتر یک نویسنده جوان کانادایی بود تا یک چهره موسیقایی. او تلاش می‌کرد جایگاه خود را در ادبیات پیدا کند و هنوز کسی نمی‌دانست سال‌ها بعد صدای بم و آرام او قرار است بخشی از تاریخ موسیقی شود.

هیدرا؛ جزیره‌ای برای نوشتن و فاصله گرفتن از جهان

در دهه ۱۹۶۰، کوهن مدتی را در جزیره هیدرا در یونان گذراند. این سفر برای او صرفاً یک اقامت کوتاه در مقصدی مدیترانه‌ای نبود. هیدرا به یکی از مهم‌ترین مکان‌های زندگی ادبی او تبدیل شد.

او در این جزیره، دور از فضای آمریکای شمالی، به نوشتن شعر و رمان ادامه داد و بخشی از تجربه‌های شخصی، روابط انسانی و دغدغه‌های فلسفی خود را وارد آثارش کرد.

رمان «بازندگان زیبا» که در سال ۱۹۶۶ منتشر شد، یکی از مهم‌ترین آثار ادبی کوهن در این دوره بود. کتابی که مانند بسیاری از آثار او، با موضوعاتی چون میل، مذهب، گناه و هویت درگیر بود.

اما در همان سال‌ها اتفاق دیگری در حال شکل گرفتن بود. کوهن قرار بود در ۳۳ سالگی از پشت میز نویسندگی به پشت میکروفن برود.

وقتی یک شاعر ۳۳ ساله خواننده شد

سال ۱۹۶۷ را می‌توان نقطه عطف زندگی کوهن دانست. او در این سال نخستین آلبومش، «ترانه‌های لئونارد کوهن»، را منتشر کرد.

در شرایطی که موسیقی آمریکا و بریتانیا با راک، موسیقی روان‌گردان و جریان‌های اعتراضی دستخوش تغییرات جدی شده بود، کوهن با صدایی آرام، بم و متفاوت وارد صحنه شد.

در نخستین آلبوم او ترانه‌هایی قرار داشت که بعدها به آثار ماندگار تبدیل شدند؛ از جمله «سوزان»، «خواهران رحمت»، «خداحافظ ماریان» و «هی، این راه درستی برای خداحافظی نیست».

«سوزان» پیش از آنکه با صدای کوهن منتشر شود، توسط جودی کالینز اجرا شده بود. همین موضوع نیز به شناخته‌شدن کوهن به عنوان ترانه‌سرا کمک کرد.

او خیلی زود در میان خواننده-ترانه‌سراهای مهم نسل خود قرار گرفت، اما موسیقی‌اش از همان ابتدا مسیر متفاوتی داشت. کوهن نه به قدرت خوانندگی و نمایش روی صحنه تکیه می‌کرد و نه به تنظیم‌های پرزرق‌وبرق. کلمات، فضا و روایت برای او اهمیت بیشتری داشتند.

ترانه‌هایی که از اتاق‌های خلوت بیرون آمدند

کوهن در سال ۱۹۶۹ «ترانه‌هایی از یک اتاق» را منتشر کرد. اگر آلبوم نخست، معرفی یک شاعر به دنیای موسیقی بود، این اثر را می‌توان مرحله‌ای دانست که زبان شخصی او در موسیقی تثبیت شد.

«پرنده‌ای روی سیم» یکی از شناخته‌شده‌ترین قطعات این آلبوم بود؛ ترانه‌ای که بعدها توسط خوانندگان متعددی بازخوانی شد.

دو سال بعد، «ترانه‌هایی از عشق و نفرت» منتشر شد. حتی عنوان آلبوم هم تصویری از جهان فکری کوهن ارائه می‌داد؛ جهانی که در آن عشق و نفرت دو نقطه کاملاً جدا نبودند و تجربه‌های انسانی به‌سادگی قابل تفکیک نبودند.

در این سال‌ها، کوهن بیش از پیش به سراغ موضوعاتی رفت که بعدها به امضای او تبدیل شدند: عشق شکست‌خورده، حسرت، میل، تنهایی، خدا، مرگ و تلاش انسان برای پیدا کردن قطعیت.

دهه ۷۰؛ تجربه‌های تازه در صدا و تنظیم

کوهن در دهه ۱۹۷۰ مسیرهای مختلفی را در موسیقی امتحان کرد. «پوسته‌ای نو برای آئین کهن» و «مرگ مرد زنان» از جمله آلبوم‌هایی بودند که در آنها تغییرات موسیقایی و تجربه‌های متفاوت در تنظیم به چشم می‌خورد.

«مرگ مرد زنان» در سال ۱۹۷۷ با همکاری فیل اسپکتور ساخته شد و از نظر صدادهی با بسیاری از آثار پیشین کوهن فاصله داشت.

با این حال، مهم‌ترین تغییرات هنوز در راه بود. کوهن در دهه ۱۹۸۰ به دوره‌ای رسید که یکی از مشهورترین ترانه‌های تاریخ موسیقی از دل آن بیرون آمد.

«هله‌لویا»؛ ترانه‌ای که ابتدا چندان جدی گرفته نشد

در سال ۱۹۸۴ آلبوم «موقعیت‌های مختلف» منتشر شد؛ آلبومی که «هله‌لویا» را در خود داشت.

امروز «هله‌لویا» احتمالاً شناخته‌شده‌ترین اثر کوهن است، اما داستان شکل‌گیری آن ساده نبود. کوهن مدت زیادی روی این ترانه کار کرد و نسخه‌های اولیه آن شامل بندهای بسیار بیشتری بود. او بارها شعر را بازنویسی کرد و ساختار آن را تغییر داد.

حتی هنگام انتشار آلبوم نیز آینده این قطعه چندان روشن نبود. شرکت ضبط کوهن، کلمبیا، حاضر نشد «موقعیت‌های مختلف» را در آمریکا منتشر کند و در نهایت یک شرکت مستقل انتشار آن را بر عهده گرفت.

ترانه‌ای که امروز یکی از شناخته‌شده‌ترین قطعات موسیقی جهان است، در آغاز حتی از نظر صنعت موسیقی نیز یک اثر تجاری مطمئن به حساب نمی‌آمد.

سال‌ها بعد، جان کیل نسخه‌ای تازه از «هله‌لویا» را ضبط کرد و سپس جف باکلی در سال ۱۹۹۴ اجرای خود را از این ترانه منتشر کرد؛ اجرایی که در شناخته‌شدن جهانی آن نقشی بسیار مهم داشت.

کتابخانه کنگره آمریکا نیز «هله‌لویا» را در فهرست ملی ضبط‌های مهم فرهنگی آمریکا ثبت کرده است.

اما دلیل ماندگاری این ترانه تنها شهرت بازخوانی‌های آن نیست. «هله‌لویا» از ابتدا میان چند جهان حرکت می‌کند؛ کتاب مقدس و عشق زمینی، ایمان و تردید، میل و شکست.

همین ابهام باعث شد شنوندگان مختلف بتوانند معنای خودشان را از آن دریافت کنند.

کوهن در دهه ۸۰؛ صدایی تازه برای همان شاعر قدیمی

چهار سال بعد، کوهن با آلبوم «من مرد توام» وارد مرحله تازه‌ای شد. استفاده از صداهای الکترونیک و تنظیم‌های متفاوت باعث شد فضای موسیقی او با آثار ابتدایی فاصله بگیرد.

ترانه‌هایی مانند «من مرد توام»، «همه می‌دانند» و «برجی از ترانه‌ها» نشان دادند که کوهن می‌تواند زبان موسیقایی خود را تغییر دهد، بدون آنکه هویت شاعرانه‌اش را کنار بگذارد.

«همه می‌دانند» نیز یکی از نمونه‌های روشن نگاه تلخ و گزنده او به روابط انسانی و تناقض‌های اجتماعی بود.

در سال ۱۹۹۲ «آینده» منتشر شد؛ آلبومی تاریک‌تر که دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی در آن حضور پررنگ‌تری داشت.

سال‌های سکوت و مراقبه

پس از انتشار «آینده»، کوهن برای مدتی از فعالیت موسیقایی فاصله گرفت. او در دهه ۱۹۹۰ به مرکز ذن کوه بالدی در کالیفرنیا رفت و سال‌هایی را در خلوت و مراقبه گذراند.

این دوره را می‌توان ادامه همان جست‌وجوی معنوی دانست که از سال‌های ابتدایی فعالیت ادبی و موسیقایی کوهن در آثارش دیده می‌شد.اما این سکوت دائمی نبود. در سال ۲۰۰۱، آلبوم «ده ترانه جدید» منتشر شد و سه سال بعد «هدر عزیز» به بازار آمد. کوهن در این سال‌ها دیگر تنها متعلق به نسل خودش نبود. نسل‌های تازه نیز به سراغ آثارش می‌رفتند و بازخوانی ترانه‌های او توسط هنرمندان دیگر، دامنه نفوذش را بیشتر می‌کرد.

بازگشت به صحنه در سال‌هایی که بسیاری بازنشسته می‌شوند

یکی از مهم‌ترین فصل‌های زندگی حرفه‌ای کوهن، بازگشت او به صحنه در سال‌های پایانی عمر بود.

او از اواخر دهه ۲۰۰۰ تورهای گسترده‌ای را آغاز کرد و در کشورهای مختلف روی صحنه رفت. صدایش نسبت به سال‌های جوانی بم‌تر و خش‌دارتر شده بود و دیگر همان تحرک گذشته را نداشت؛ اما این تغییرات نیز به بخشی از هویت اجراهای متأخر او تبدیل شد.

در سال ۲۰۰۸، نام کوهن در تالار مشاهیر راک‌اندرول قرار گرفت. لو رید هنگام معرفی او از جایگاهش در میان ترانه‌سرایان مهم سخن گفت.

تورهای سال‌های بعد نیز با استقبال گسترده مواجه شدند. «ایده‌های قدیمی» که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد، یکی از موفق‌ترین آثار متأخر او بود و در جدول‌های فروش چندین کشور به رتبه‌های بالا رسید.

آخرین آلبوم؛ وقتی کوهن درباره پایان زندگی آواز خواند

در سال ۲۰۱۶، کوهن ۸۲ سال داشت؛ اما همچنان می‌نوشت و ضبط می‌کرد. «تیره‌تر می‌خواهی‌اش»، چهاردهمین آلبوم استودیویی او، در ۲۱ اکتبر ۲۰۱۶ منتشر شد. تهیه‌کنندگی این اثر را آدام کوهن، پسر او، بر عهده داشت.

ترانه عنوان آلبوم، یکی از صریح‌ترین مواجهه‌های کوهن با مرگ، ایمان و پایان زندگی بود. صدای سالخورده او در این اثر تلاش نمی‌کرد سن خود را پنهان کند. برعکس، پیری بخشی از خود اثر شده بود.

کوهن در واپسین سال‌های زندگی نیز همان مسیر همیشگی خود را ادامه داد؛ مواجهه با تاریکی، به جای نادیده گرفتن آن.

مرگ چند هفته پس از انتشار آخرین آلبوم

لئونارد کوهن در ۷ نوامبر ۲۰۱۶ درگذشت. خبر مرگ او سه روز بعد منتشر شد و خانواده‌اش از رسانه‌ها خواستند در دوران سوگواری به حریم خصوصی آنها احترام بگذارند.

مرگ کوهن تنها چند هفته پس از انتشار «تیره‌تر می‌خواهی‌اش» اتفاق افتاد. همین فاصله کوتاه باعث شد آخرین آلبوم او برای بسیاری از شنوندگان به نوعی گفت‌وگوی پایانی با مرگ تبدیل شود.

با این حال، پایان زندگی کوهن پایان انتشار آثارش نبود.

در سال ۲۰۱۸، «شعله» منتشر شد؛ مجموعه‌ای از شعرها، نوشته‌ها و آثار سال‌های پایانی زندگی او که تصویری دیگر از جهان ذهنی این هنرمند ارائه می‌داد.

چگونه «هله‌لویا» از خالقش فراتر رفت؟

«هله‌لویا» شاید بهترین نمونه برای توضیح این باشد که میراث یک هنرمند همیشه دقیقاً مطابق با مسیری که خودش تصور کرده، پیش نمی‌رود.

کوهن سال‌ها روی این ترانه کار کرده بود و نسخه اولیه آن شامل بندهای بسیار بیشتری بود. جان کیل بعدها تعدادی از این بندها را برای اجرای خود انتخاب کرد و جف باکلی نیز از این مسیر تأثیر گرفت.

در نتیجه، «هله‌لویا» به‌تدریج از یک قطعه متعلق به یک خواننده و ترانه‌سرا فراتر رفت.

این ترانه در عروسی‌ها، مراسم سوگواری، فیلم‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، اجراهای مذهبی و رویدادهای عمومی شنیده شد. هر خواننده‌ای نیز بخشی از آن را با معنایی تازه همراه کرد.

شاید دلیل این ماندگاری را باید در همان تضادهایی جست‌وجو کرد که کوهن در متن قرار داده بود: عشق و شکست، جسم و روح، ایمان و تردید، گناه و رستگاری.

میراث لئونارد کوهن؛ شاعری که خواننده شد

لئونارد کوهن را نمی‌توان صرفاً در فهرست خوانندگان بزرگ قرن بیستم قرار داد.

او ابتدا شاعر بود، بعد رمان‌نویس شد و در نهایت موسیقی را به رسانه‌ای دیگر برای شعر تبدیل کرد. ترانه‌هایش درباره عشق بودند، اما عشق در آنها هیچ‌وقت ساده و بی‌تناقض نبود. درباره ایمان می‌نوشت، اما کمتر به دنبال ارائه پاسخ قطعی بود. حتی وقتی از مرگ سخن می‌گفت، تلاش نمی‌کرد آن را به یک مفهوم ساده تقلیل دهد.

آثار کوهن توسط هنرمندان مختلفی بازخوانی شده‌اند؛ از جف باکلی و نینا سیمون تا جانی کش، نیک کیو و جودی کالینز. وب‌سایت رسمی کوهن نیز از صدها بازخوانی از آثار او و تأثیر شعر و موسیقی‌اش بر نسل‌های مختلف هنرمندان سخن گفته است.

فهرست افتخارات او نیز طولانی است؛ از ورود به تالار مشاهیر راک‌اندرول در سال ۲۰۰۸ و دریافت جایزه یک عمر دستاورد گرمی در سال ۲۰۱۰ تا جوایز و تقدیرهای ادبی و فرهنگی در کانادا و اروپا.

در سال ۲۰۲۲ نیز مجموعه «هله‌لویا و آهنگ‌هایی از آلبوم‌اش» منتشر شد که ۱۷ قطعه از دوره‌های مختلف فعالیت کوهن را در کنار یکدیگر قرار می‌داد و اجرای منتشرنشده‌ای از «هله‌لویا» در جشنواره گلاستونبری ۲۰۰۸ را نیز شامل می‌شد.

مردی که از تاریکی فرار نکرد

امروز، در سالروز تولد ۹۲ سالگی لئونارد کوهن، آنچه از او باقی مانده تنها «هله‌لویا» نیست.

میراث کوهن شاید بیش از هر چیز به نوع نگاه او به زندگی مربوط باشد؛ اینکه می‌توان از عشق نوشت، بدون آنکه آن را رمانتیک و بی‌نقص جلوه داد؛ درباره ایمان حرف زد، بدون ادعای رسیدن به یقین؛ و درباره مرگ نوشت، بدون اینکه زندگی را در تاریکی مطلق خلاصه کرد.

کوهن در تمام سال‌های فعالیتش تلاش نکرد تاریکی را از زندگی حذف کند. او آن را دید، درباره‌اش نوشت و به زبان شعر و موسیقی سپرد.

شاید به همین دلیل است که صدای آرام و سالخورده او هنوز برای نسلی که حتی هنگام انتشار نخستین آلبومش به دنیا نیامده بود، غریبه نیست.

ارسال نظرات
خط داغ