فیلم «داستانهای موازی» اصغر فرهادی به صورت غیررسمی منتشر شد
فیلم «داستانهای موازی» برخلاف بسیاری از آثار قبلی اصغر فرهادی، بیش از آنکه یک درام اجتماعی مستقیم باشد، بازی پیچیدهای با ذهن تماشاگر است. در واقع این فیلم درباره داستانی است که ممکن است از واقعیت خطرناکتر باشد.
فرارو- نسخهای غیررسمی از فیلم «داستانهای موازی» تازهترین ساخته اصغر فرهادی، اخیراً با کیفیت WEB-DL در برخی سایتهای انتشار غیرقانونی فیلم قرار گرفته است؛ این در حالی است که فیلم هنوز بهصورت رسمی آنلاین عرضه نشده است.
به گزارش فرارو، این فیلم یکی از تازهترین تجربههای فرهادی در سینمای بینالمللی است و با حضور گروهی از شناختهشدهترین بازیگران سینمای فرانسه ساخته شده است. فرهادی در این اثر بار دیگر سراغ یکی از دغدغههای همیشگی سینمایش میرود؛ مرز باریکی که میان واقعیت، برداشت شخصی و داستانی که انسان برای خودش میسازد وجود دارد.
مرکز داستان «سیلوی» با بازی ایزابل هوپر است؛ نویسندهای منزوی که برای پیدا کردن ایدهای تازه، زندگی همسایههایش را از پشت پنجره زیر نظر میگیرد. تماشای زندگی دیگران به تدریج تبدیل به ماده خام داستانی میشود که سیلوی در ذهن خود میسازد. مشکل از جایی آغاز میشود که مرز میان آنچه واقعاً اتفاق افتاده و آنچه نویسنده تصور کرده، دیگر چندان روشن نیست.
بازی با مرز واقعیت و خیال
![]()
هوپر انتخاب بسیار مناسبی برای این نقش است. بازی سرد، کنترلشده و در عین حال مرموز او باعث میشود تماشاگر نتواند به سادگی درباره شخصیت سیلوی قضاوت کند. او همزمان میتواند قربانی تنهایی باشد و فردی که با نگاه کردن به زندگی دیگران، وارد حریم خصوصی آنها میشود.
در سوی دیگر، ونسان کسل، ویرژینی افیرا و پیر نینی قرار دارند. کسل در نقش نیکولا یکی از شخصیتهایی است که زندگیاش زیر نگاه سیلوی قرار میگیرد. حضور کاریزماتیک او، شخصیت نیکولا را میان یک آدم واقعی و تصویری که ممکن است از ذهن نویسنده بیرون آمده باشد معلق نگه میدارد. افیرا نیز در نقش نیتا، یکی از مهمترین شخصیتهای پیرامون نیکولا است و حضورش باعث میشود روابط میان شخصیتها تنها به یک رابطه ساده میان ناظر و سوژه محدود نماند. پیر نینی نیز در نقش تئو بخش دیگری از این شبکه انسانی را شکل میدهد.
آدام بسا با نقش «آدام» وارد بخش دیگری از روایت میشود؛ شخصیتی که حضورش نظم شکننده زندگی سیلوی را بر هم میزند و باعث میشود داستانی که نویسنده در ذهن خود ساخته، به زندگی واقعی نزدیکتر شود. در کنار این بازیگران، کاترین دنوو نیز در نقشی کوتاهتر حضور دارد و به اعتبار گروه بازیگران فیلم اضافه میکند.
«داستانهای موازی» از این نظر فیلمی کاملاً فرهادی است که به جای ارائه پاسخهای روشن، تماشاگر را وادار میکند درباره حقیقت آنچه میبیند تردید کند. فرهادی این بار موضوع آشنای خود یعنی سوءتفاهم و قضاوت را در بستری متفاوت قرار داده و مسئله مهمتری را مطرح میکند: آیا داستانی که درباره زندگی دیگران میسازیم، میتواند به اندازه خود واقعیت خطرناک باشد؟
شاید «داستانهای موازی» به اندازه برخی آثار مشهور فرهادی ضربه نهایی و عاطفی آشنای سینمای او را نداشته باشد، اما از نظر ایده و بازی با مرز واقعیت و خیال، یکی از متفاوتترین تجربههای کارنامه اوست. مهمترین امتیاز فیلم نیز گروه بازیگران آن است که اجازه میدهند جهان پیچیده فرهادی، به جای توضیح داده شدن، روی پرده زندگی کند.
در نهایت «داستانهای موازی» بیش از آنکه بازگشت فرهادی به فرمول همیشگیاش باشد، تلاش او برای تجربه کردن یک زبان تازه است؛ فیلمی درباره اینکه چگونه یک نگاه میتواند واقعیت را تغییر دهد و چگونه داستانی که در ذهن یک نویسنده شکل میگیرد، ممکن است سرانجام از زندگی واقعی شخصیتهایش جلو بزند.