ترفندهای روانشناختی برای کش آوردن روزهای آخر هفته!
کارشناسان حوزه سلامت روان و مدیریت با ارائه ۶ راهکار علمی، نحوه مدیریت بهینه تعطیلات پایانی هفته و کاهش احساس گذر سریع زمان را تشریح کردند.
فرارو- در دنیای پرمشغله امروز که روزهای تعطیل پایانی هفته چشمبرهمزدنی به پایان میرسند، بهرهگیری از آموزههای روانشناسی میتواند این فرصت کوتاه را طولانیتر، معنادارتر و احیاکنندهتر سازد.
به گزارش فرارو به نقل از هافپست، برای بسیاری از کارمندان و شاغلان، روزهای تعطیل پایانی هفته همواره کوتاهتر از آنچه هستند که به نظر میرسد. فرقی ندارد تعطیلات یک یا دو روز باشد یا به واسطه مناسبتهای تقویمی به یک آخر هفته سه روزه بدل شود؛ واقعیت روانشناختی مشترک این است که ساعات فراغت و آسودگی بسیار سریعتر از روزهای کاری سپری میشوند.
هرچند از نظر ریاضی و فیزیکی فرمولی جادویی برای افزودن ساعتها به شبانهروز وجود ندارد، اما یافتههای پژوهشگران علوم رفتاری نشان میدهد با تغییر در نحوه گذران اوقات فراغت، میتوان حس ماندگاری و رضایت از زمان را بهطرز چشمگیری افزایش داد.
دکتر مایک سویلیا، پزشک خانواده در اوهایو، معتقد است اهمیت استراحت آخر هفته فراتر از تصورات رایج جامعه است. او در این باره میگوید: «انسانها پس از گذراندن هفتهای پرتنش، به فضایی فیزیکی و بازهای زمانی نیاز دارند تا هم از لحاظ روانی و هم از جنبه جسمانی به تعادل بازگردند و قوای تحلیل رفته خود را بازیابی نمایند.»
ترسی دوماس، دانشیار گروه مدیریت و منابع انسانی در دانشگاه ایالتی اوهایو نیز با تأیید این دیدگاه، هرگونه وقفه در چرخه کار، اعم از مرخصی، تعطیلات پایان هفته یا حتی استراحتهای عصرگاهی پس از ساعت کاری، را برای پدیدهای به نام «بازیابی منابع روانی» حیاتی میداند.
در روانشناسی سازمانی، واژه «بازیابی» بیانگر سازوکاری است که طی آن، منابع انرژی که در طول انجام وظایف شغلی مستهلک شدهاند، تجدید میشوند؛ فرآیندی که کاملاً شبیه نیاز مبرم ورزشکاران حرفهای به استراحت و تنآسایی پس از تمرینهای طاقتفرساست.
در ادامه، شش راهبرد علمی که از سوی صاحبنظران برای بهینهسازی روزهای تعطیل و کشش زمانی مؤثرتر پیشنهاد شده را بررسی خواهیم کرد:
۱. برنامهریزی هدفمند برای بخشی از زمان
دکتر آلینا پارک، استادیار روانشناسی در دانشگاه اورگان، بر این باور است که داشتن چارچوبی برای روزهای تعطیل کیفیت تجربه فردی را دگرگون میکند: «تنظیم برنامهای برای انجام کارهایی که قلباً دوست دارید، مانع از هدر رفتن زمان میشود.» بسیاری از افراد تعطیلات را بدون نقشه آغاز میکنند و در پایان با احساس حسرت و اضطراب ناشی از دست رفتن زمان روبرو میشوند.
تدوین برنامهای معین باعث میشود تصمیمها عملی شوند. برای نمونه، اگر پیش از آغاز تعطیلات با دوستی قرار دوچرخه سواری بگذارید یا دوچرخهای اجاره کنید، احتمال انجام این فعالیت بسیار بیشتر از حالتی است که همه چیز به شانس واگذار شود. اگرچه برنامهریزی طول واقعی زمان را دگرگون نمیکند، اما اشتیاق و تمرکز برای اجرای آن، درک روانی غنیتری از طول عمر تعطیلات بر جای میگذارد.
به گفته دکتر پارک، داشتن برنامههای لذتبخش در طول هفته کاری نیز نوعی انگیزه انتظار ایجاد میکند که از فشار روزمرگی میکاهد.
۲. مهار نمایشگرها و بازگشت به سرگرمیهای واقعی
گذران ساعتهای متمادی در برابر صفحه تلویزیون یا گشتوگذار بیهدف در شبکههای اجتماعی عامل مهمی در تحریف درک زمانی است. دادههای پژوهشی تأیید میکنند کسانی که وقت زیادی را صرف شبکههای اجتماعی میکنند، با خطای ادراک زمان مواجه میشوند و ناگهان از سرعت عبور ساعات تعجب میکنند.
دکتر سویلیا تأکید میکند استفاده متعادل از تلویزیون یا فضای مجازی مشکلی ندارد، اما تعیین مرز مشخص برای آن الزامی است. دوری گزیدن از بمباران پیامها و تصاویر، مجالی برای ارتباط دوباره با علایق درونی فراهم میآورد. او پیشنهاد میکند: «به سرگرمیهایی که پیش از این لذتبخش بودند، نظیر مطالعه پیوسته کتاب، باغبانی یا پیادهروی بازگردید و حتی بهتر از آن، خود را با آموختن یک مهارت نو به چالش بکشید.»
۳. انتخاب فعالیتهایی متمایز از الگوهای شغلی
برای رسیدن به بازیابی عمیق، باید مناطقی از ذهن و تواناییها فعال شوند که در طول هفته بیاستفاده ماندهاند. دکتر دوماس میگوید: «دست به فعالیتهایی بزنید که مجموعهای کاملاً متفاوت از منابع جسمی و ذهنی شما در مقایسه با وظایف شغلیتان را در برمیگیرند.»
اگر کار روزمره شما ماهیتی بهشدت تحلیلی، فنی یا اداری دارد، تعطیلات را به فعالیتهای جسمانی، ورزشی یا تجربیات موسیقایی اختصاص دهید. در مقابل، افرادی که در حوزههای خلاقانه و هنری مانند نویسندگی یا طراحی اشتغال دارند، بهتر است در روزهای تعطیل از تولید اثر فاصله بگیرند و به فعالیتهایی نظیر طبیعتگردی یا ورزش تیمی بپردازند. این مرزبندی ساختاری اجازه نمیدهد یادآوری وظایف کاری، طراوت پایان هفته را مخدوش کند.
۴. فاصلهگیری کامل از الزامات و ابزارهای کاری
پیامها، اعلانها و ابزارهای کاری باید در محدوده روزهای دوشنبه تا جمعه باقی بمانند. دکتر سویلیا معتقد است نگرانی بابت پروندهها و پروژهها، دقایق ارزشمندی را که باید در کنار خانواده و عزیزان سپری شود، قربانی میکند. به تعبیر این پزشک: «دور نگه داشتن کار از میدان دید و فضای ذهن، احساس طولانیتر شدن آخر هفته را ممکن میسازد.»
خاموش کردن تلفن کاری، خروج از حسابهای پست الکترونیک شغلی و پنهان ساختن لپتاپ اداری از دیدرس، نخستین گام در تثبیت این آرامش است تا اضطراب ضربالاجلهای پیشرو روی کاناپه منزل سایه نیندازد.
۵. برقراری تعادل میان استراحت و پویایی
بسیاری از افراد تمایل دارند تمام روزهای تعطیل را به بیتحرکی و ماندن در رختخواب اختصاص دهند؛ رفتاری که نه تنها به شادابی بیشتر ختم نمیشود، بلکه احساس گذر سریع زمان را تشدید میکند. دوماس در این زمینه تصریح میکند: «استراحت عنصری حیاتی است، اما محدود ماندن به کاناپه در کل آخر هفته کارساز نخواهد بود.»
بیشترین سطح انرژی زمانی حاصل میشود که استراحت کافی با فعالیتهای پویا و مهارتمحور ترکیب شود. انجام کارهایی که در آنها تسلط یا موضوعی نو کسب میشود، منبع غنیتری از انگیزه تولید میکند. فردی که چنین تعادلی را تجربه کند، در صبح روز آغاز هفته با روحیهای بانشاط و سرشار از رضایت به محل کار بازمیگردد.
۶. زیستن در لحظه اکنون با تقویت آگاهی حسی
شاید تمرکز بر زمان حال در گفتار ساده و در عمل دشوار به نظر برسد، اما ماندگاری در لحظه، تجربهای آرامتر و لذتبخشتر از اوقات فراغت خلق میکند. مطالعات حوزه علوم شناختی نشان میدهند تمرینهای ذهنآگاهی و مراقبه با تعدیل سرعت ثبت رویدادها، ادراک گذر زمان را آهستهتر میکنند.
دکتر پارک برای افرادی که افکارشان مدام درگیر جلسات کاری گذشته یا آینده است، تکنیک حواس پنجگانه را پیشنهاد میدهد: «به کمک حواس، ذهن خود را مهار کنید؛ ۵ چیز که میتوانید ببینید، ۴ چیز که میتوانید لمس کنید، ۳ صدا که میشنوید، ۲ بویی که استشمام میکنید و ۱ طعمی که میچشید را نام ببرید.»
این شیوه تمرکز روانی، پیوند فرد را با زمان حال برقرار کرده و راه را برای لذت بردن آگاهانه از لحظات پایانی هفته هموار میسازد؛ آرامشی عمیق که فرصت تجربه واقعی روزهای تعطیل را در اختیار همگان قرار میدهد.