فحشهای خداداد؟ علی دایی هم مقصر است!
خداداد عزیزی نه تنها از الفاظ رکیکی که به کار برده پشیمان نیست بلکه تاکیدی روی انجامش هم دارد.
فرارو- بعید است این روزها کسی اسم خداداد عزیزی را نشنیده باشد؛ ستاره سالهای دور فوتبال ایران که روزی به عنوان مرد سال فوتبال آسیا معرفی شد، حالا در گردابی زشت در حال دست و پا زدن است. نیاز به واکاوی چندانی نیست تا رفتار اخیر او که برخلاف اسمش، چندان دیگر عزیز به نظر نمیرسد، در ذهن تداعی شود؛ به تازگی فایل صوتیای از او منتشر شده که عرق شرم بر پیشانی بسیاری مینشاند. بسیاری به غیر از خود خداداد.
به گزارش فرارو، ماجرا به درگیری لفظی در رختکن و راهروی منتهی به رختکن ورزشگاه تبریز برمیگردد؛ جایی که خداداد با شنیعترین حالت ممکن، الفاظی زشت و زننده خطاب به امید عالیشاه به کار میبرد که مرزهای بیحیایی را رد میکند. بعید است دیگر بتوان کلماتی پیدا کرد که از الفاظ خداداد رکیکتر شود. جالب آنکه او پس از انتشار این فایل صوتی، با یک فایل صوتی دیگر، گفتههایش را تایید کرده و ذرهای پشیمانی در اظهاراتش دیده نمیشود.
تقصیر علی دایی هم هست
اگر تصور شود خداداد برای اولین بار است که چنین بیاخلاقی و الفاظی در دستور کار قرار میدهد و به زبان میآورد، سخت در اشتباه خواهید بود؛ او رفتارهای مکرر و مشابه زیادی داشته؛ از اظهارات زنندهاش در تلویزیون و برنامههای اینترنتی گرفته تا فحشهایش خطاب به هواداران. آش چقدر شور شده که فدراسیونی که ظاهرا همیشه هوای او را داشته به تازگی عنوان کرده پس از 5 مورد مشابه، مجبور شده خداداد را جریمه کند. جریمه ای که البته چندان سنگین هم به نظر نمیرسد؛ 2 میلیارد به همراه 4 ماه ممنوعیت از ورود به ورزشگاهها. واضح است چنین رایای در استیناف دستکم نصف میشود و او بعد از چندی دوباره با همین رویه به میادین برمیگردد.
عجیب است که خداداد به زنندهترین حالت ممکن سعی در براندازی چیزی دارد که پیشتر در ذهن مخاطبان فوتبالی از او تداعی شده بود؛ مردی که خودش را قهرمان ملبورن میداند و به بازیهای ملیاش افتخار میکند، حالا در پی درنوردیدن تپههایی است که خوشنام به نظر نمیرسد. اگر پیشتر اسم خداداد خیلیها را به یاد استرالیا و غزال تیزپا و مارک بوسنیچ میانداخت، حالا خیلی وقت است اسم او همراه با فحاشیهای رکیک به ذهن متبادر میشود. البته که بخشی از این فرایند هم تقصیر علی دایی است؛ اسطورهای که با هوش و درک بالای فوتبالیاش، آن پاس طلایی را در ملبورن به خداداد داد تا او دقیقا تا همین لحظه، نان همان گل را بخورد و به ریش بقیه بخندد و با ادبیات خاصش آنها را مورد خطاب قرار دهد. کاش زمان به عقب برمیگشت و دایی هیچوقت آن پاس طلایی را نمیداد!