ترنج

جنایت

۸۴۶ مطلب

  • مأموران از روی کارت مغازه طلافروشی هویت جسد مردی سالخورد را شناسایی کردند. بررسی‌ها نشان می‌داد مقتول از اقوام یکی از طلافروش‌های معروف پایتخت است که عضو سابق اتاق بازرگانی، بازرس سابق صنف طلافروشان و چند سال قبل نیز دبیر کمیته اسنوبرد اسکی بوده است. اما بعد از مرگ همسرش، طلا و جواهرات را از طلافروشی‌های معروف پایتخت می‌خرید و به طلافروشی‌های دیگر می‌فروخت و مدتی است که مغازه طلافروشی نداشته است.

  • ادعا می‌شود که باگتونگ به پلیس گفته است که او مقداری برنج پخته و مغز زن مقتول را بر روی آن برنج قرار داده و خورده است. سپس، جمجمه را در یک حفره نزدیک منزل انداخته است.

  • قتل کار من بود و نقشه چنین کاری را من ریختم. دخترم به من گفته بود با مردی دوست شده که یک ماشین شاسی‌بلند و گران‌قیمت دارد. به دخترم گفتم او را به خانه بیاورد بعد مسمومش کردیم و کارت عابربانکش را گرفتیم، اما او رمز را اشتباهی گفته بود و دلیل اصلی که باعث شد او را بکشیم، همین رمز اشتباهی بود،

  • رئیس پلیس آگاهی استان علت این قتل را اختلافات خانوادگی و مالی اعلام کرده و گفت: قاتل به همراه دوست ۲۰ ساله خود که اهل و ساکن رشت است به قتل این خانواده شامل پدربزرگ، پدر، مادر، دختر و میهمان اعتراف کرد.

  •  روز گذشته پسری ۹ ساله به جرم قتل پنج نفر از بستگان خود دستگیر شد، این درحالی است که او حتی مفهوم این اتهام را نمی‌فهمد!

  • کارآگاهان دریافتند نامزد دختر دانشجو با زنی متأهل ارتباط پنهانی داشته است؛ با دستگیری و بازداشت سیامک، وی سرانجام به قتل هولناک نامزدش اعتراف کرد.

  • کارآگاهان با توجه به مشخصاتی که شاکی در اختیارشان گذاشت و نشان دادن تصویر چهره نگاری سارقان سریالی دریافتند وی همان شایان است. بدین ترتیب با مشخص شدن هویت متهمان، تیمی از مأموران وارد عمل شده و دو متهم را خرداد امسال بازداشت کردند. در ادامه تحقیقات متهمان به زورگیری‌های خود با سلاح سرد اعتراف کردند.

  • به دنبال این حادثه مأموران کلانتری ۱۵۹ بی‌سیم در تماس با بازپرس کشیک قتل پایتخت از مرگ مرد جوان خبر دادند. در تحقیقات اولیه مشخص شد که مرد جوان با ضربه چاقویی که به کتفش اصابت کرده به قتل رسیده است. تیم جنایی در ادامه بررسی‌ها به تحقیق از شاهدان عینی پرداختند.

  • وحید که کارمند یک شرکت خصوصی بود در اعترافاتش گفت: ۵ سال قبل با مهسا ازدواج کردم اوایل زندگی خوبی داشتیم، اما کم‌کم متوجه شدم همسرم توجهی به خانه و زندگی ندارد حتی وقتی بچه دار شدیم هم او احساس مسئولیت چندانی نداشت. بیشتر وقتش در بیرون از خانه یا ارتباط با زنان همسایه می‌گذشت. روز حادثه زمانی که از سرکار خسته به خانه برگشتم خانه نامرتب و به هم‌ریخته بود نه از غذا خبری بود نه از توجه و محبت. عصبانی شدم از همسرم خواستم که دیگر با همسایه‌ها مراوده‌ای نداشته باشد و به‌خانه وزندگی‌اش برسد.

  • متهم درباره اینکه چطور جسد را مثله کرد، گفت: من این کار را در چهار روز انجام دادم. وقتی کسی در خانه نبود یا خانه خلوت بود به انباری می‌رفتم و بخشی از بدن را با اره می‌بریدم و قصدم این بود که با این کار تکه‌های جسد را بیرون ببرم تا مشخص نشود چه کسی او را کشته است.