ترنج

جنایت

۸۴۶ مطلب

  • متهم گفت: مدتی بود که متوجه شده بودم رفتار همسرم تغییر کرده است. به‌همین‌دلیل او را زیر نظر گرفتم و متوجه شدم با مردی رابطه دارد. همسر من زنی ۲۸‌ساله و بسیار جوان است، مردی که زنم را اغفال کرده بود یک مرد میان‌سال بود. خیلی ناراحت شدم که زندگی‌ام را این‌طور خراب کرده است. با زنم تندی کردم و از او خواستم با کاظم قرار بگذارد. وقتی سر قرار رفتیم، کاظم به سمت من حمله کرد و خواست من را بزند که یک ضربه به او زدم و بعد هم فرار کردم.

  • من گفته‌های شهرام را قبول ندارم، البته می‌پذیرم با او در فضای مجازی ارتباط داشتم، اما اینکه نقشه قتل را طراحی کردم دروغ است. من این کار را نکردم و شهرام دروغ می‌گوید. امید نیز اتهام را قبول کرد و گفت: من برای کمک به شهرام قبول کردم همراه او بروم، البته شهرام به من نگفته بود قصد قتل دارد. فکر می‌کردم مسئله گوشمالی‌دادن است...

  • متهم گفت: روز حادثه برای صحبت بیرون رفته بودیم که موضوع شک خود را مطرح کردم و بعد از آن درحالی‌که عصبانی شده بودم، سر سمیرا را هل دادم و با چاقو ضربه‌ای به کمرش زدم. بعد برای اینکه صحنه‌سازی کنم با چاقو ضرباتی را نیز به خودم وارد کردم و درحالی‌که خون‌آلود بودم خودم را به پلیس رساندم و ادعا کردم هدف زورگیری قرار گرفته‌ایم.

  • آن‌ها یک روز قبل از حادثه سراغ مرد موبایل‌فروش رفتند و با توجه به شیوع کرونا و تعطیلی مغازه‌ها متهم اصلی پرونده از مرد موبایل‌فروش درخواست کرده بود تا روز بعد به مغازه بیاید تا او موبایل درخواستی‌اش را بخرد و مرد موبایل‌فروش هم قبول کرده بود...

  • متهم در بازجویی‌ها گفت: از دست شهرام خسته شده بودم و تصمیم گرفتم کاری کنم که دیگر به فکر مزاحمت برای همسرم نیفتد. شب حادثه با او قرار گذاشتم و چاقو هم با خودم بردم. به محل قرار که رسیدیم با شهرام شروع به صحبت کردم. اما بی‌فایده بود، از دستش عصبانی شده بودم و با چاقو او را زدم.

  • بعد از گفته‌های این مرد، خودروی او توسط کارشناسان بررسی شد و مشکل در سیستم ترمز ماشین مرد جوان مورد تأیید قرار گرفت، اما مطابق نظر پزشکی قانونی ضربه کشنده با میله آهنی به سر مقتول زده شده بود و تصادف نقشی در قتل نداشت.

  • منصوره (همسر مقتول) که دیگر دسیسه شوم خود را لو رفته می‌دید درباره این جنایت تلخ به قاضی گفت: از چند سال قبل با «جلال» آشنا بودم و طی ماه‌های گذشته این ارتباط به صورت پیامکی و تلفنی شدت گرفته بود تا جایی که جلال به من وعده ازدواج داد من هم از همسرم خواستم مرا طلاق بدهد، ولی ابوالفضل موافقت نمی‌کرد و حاضر به طلاق نبود به همین دلیل وقتی موضوع را برای «جلال-پ» بازگو کردم او تصمیم گرفت تا همسرم را از میان بردارد.

  • ساعت ۴ صبح ۱۱ مرداد خبر سقوط مرگبار دختری ۱۶ ساله از پشت بام یک دبستان پسرانه در منطقه اتابک به مأموران کلانتری اعلام شد.

  • وقتی دوست مقتول مورد پرس‌وجو قرار گرفت، جزئیاتی از ماجرا فاش و معلوم شد مقتول درحالی‌که پشت فرمان خودروی پژو ۴۰۵ نشسته بود، همراه دوستش در بزرگراه رسالت در حرکت بود که راننده یک پراید با او مشاجره کرد و راه را بر پژو بست. راننده پراید سپس با مقتول و دوستش درگیر شد و ضربه مرگ‌بار را وارد کرد. در ادامه نیز از محل گریخت.

  • دو متهم به قتل هنگامی که برای کسب اطلاع از پرونده شان به دادسرای جنایی تهران رفته بودند دستگیر شدند.