عباس عبدی نوشت: سیاست در ایران به مثابه اسب عصاری است که بیهوده روی دایره بسته حرکت میکند و چیزی هم در لابهلای سنگهای عصاری برای روغنگیری نیست، فقط استهلاک سنگها و اتلاف انرژی را شاهدیم. سیل خوزستان و اهواز نشانه روشن این ادعا است.
۱۱۹ مطلب
عباس عبدی نوشت: سیاست در ایران به مثابه اسب عصاری است که بیهوده روی دایره بسته حرکت میکند و چیزی هم در لابهلای سنگهای عصاری برای روغنگیری نیست، فقط استهلاک سنگها و اتلاف انرژی را شاهدیم. سیل خوزستان و اهواز نشانه روشن این ادعا است.
محمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: مشارکت بسیار پایین مردم در انتخابات مجلس بهویژه در تهران پیام خوبی به داخل و خارج نداد. اگر انتخابات ریاستجمهوری هم با همین درصد مشارکت باشد، واقعا میتوانم بگویم که ایران در خطر امنیتی خواهد بود؛ چون این تصور را به خارج میدهد که مردم چندان طرفدار نظام نیستند.
برجستهترین نکته در خاطرات هاشمی پسا ریاستجمهوری حضور چهرههای سیاسی از دولت قبل یا قوای دیگر بهویژه از جناح راست است که حالا سمتی در دولت جدید ندارند و نگران آینده خود هستند. فراتر از آن، اما این نگرانی خودش را در بدگویی از دولت جدید به بهانه دغدغه آینده کشور نشان میدهد.
بعد از شکست اصولگرایان در انتخابات ریاستجمهوری سال ۹۲ آنان بهسوی «استراتژی انبساطی» گام برداشتند. در این استراتژی ناگزیر شدند چسبندگی خود به نهادهای رسمی و نظامی را افزایش دهند؛ بنابراین آنان با پیروزی در انتخابات مجلس یازدهم درصدد گسترش این استراتژی برآمده و تلاش کردند پای نهادهای رسمی را به نهادهای انتخابی باز کنند.
نشانههای ناتوانی در حل مسئله و برنامهریزی، کاملا در قوههای مقننه و مجریه مشهود است؛ برای مثال کافی است فقط به طرح دوفوریتی «الزام دولت به تثبیت قیمتها و کنترل تورم» یا ممنوعیت افزایش قیمتها که اخیرا در مجلس در دستور کار برخی نمایندگان قرار گرفته، توجه کنیم.
مسیح مهاجری نوشت: اینکه پرسیدهاند مگر نظامیان چه کار کردهاند که مردم را میترسانید، پاسخ اینست که، چون نظامیان خوبند، حیف است وارد کاری شوند که کار آنها نیست. مخالفت با ورود نظامیان به انتخابات ریاست جمهوری، به این معنا نیست که آنها کار خلافی کردهاند. امام خمینی که نظامیان را از ورود به سیاست منع کردند، خیر آنها را میخواستند.
احمد زیدآبادی نوشت: به نظر میرسد حضور یک نظامی در پاستور اقتضای روند تطور اوضاع ایران در ۳ دهه گذشته و از منظر منطق تحول امری گریزناپذیر باشد! شاید به همین علت بسیاری از مردم از آن هراس ندارند به خصوص اینکه پاستور گرچه برای همه جناحها بسیار وسوسهانگیز است، اما آن نقطه بیش از آنکه مولد قدرت باشد به مثابه منزلگاهی برای آزمون صلاحیت واقعی افراد در رفع یا کاهش مشکلات عینی جامعه عمل میکند.
قالیباف با شیوه دوگانهسازی که میراث احمدینژاد است و مبتنی است بر تولید خشم و نفرت از دولت مستقر و ظاهرشدن در شمایل نجات بخش برای غلبه بر مشکلات سود میبرد. البته این برخوردها بیش از آنکه نزدیک به واقعیت باشد، نوعی تبلیغات زودهنگام انتخاباتی است که در میان مردم و حتی مخالفان جدی اصلاحطلبان هم شوقی برنمیانگیزد.
اگر دولت روحانی اینچنین بیحفاظ و بی سپر در برابر مخالفان مانده از آن روست که با «مردمی عاریهای» روی کار آمده است؛ مردمی عاریهای ساختهوپرداخته اصلاحطلبان و دیگر جناحهای غیررسمی داخل کشور. مردم عاریهای بههیچرو به کار هیچکس نمیآید. دولت روحانی این فرضیه را اثبات کرد که اگر دولتی باید، مردمی هم باید، و دل بستن به مردم و حامیانِ عاریهای عاقبتی ندارد.
جبهه پایداری و نزدیکانش با وجود اینکه مناصب کلیدی مجلس مانند کمیسیون فرهنگی، امنیت ملی، مرکز پژوهشهای مجلس، دیوان محاسبات و... را در دست دارند، اما تمرکز خود را بر فرافکنی مشکلات و تقابل با جریان سیاسی مخالفشان قرار دادهاند. درحالیکه قالیباف بارها گفته است مجلس میخواهد بیش از قانونگذاری به نظارت بر دولت بپردازد، به نظر میرسد این نظارت هم بیشتر شائبه مچگیری پیدا کرده است که این هم بهجد از سوی برخی اعضای جبهه پایداری دنبال میشود.