کارشناس مسائل راهبردی و بینالملل دیدار قریب الوقوع دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را لزوماً به معنی آمادگی حمله به جمهوری اسلامی ندانست.
۴۲۳۷ مطلب
کارشناس مسائل راهبردی و بینالملل دیدار قریب الوقوع دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را لزوماً به معنی آمادگی حمله به جمهوری اسلامی ندانست.
این گزارش نشان میدهد که دونالد ترامپ با تکیه بر «راهبرد امنیت ملی» و دکترین منفعتمحور «اول آمریکا»، همزمان مسیر انزواطلبی، مداخله گزینشی و تنشسازی خارجی را پیش میبرد. از حملات مرگبار به قایقها در کارائیب و تشدید فشار بیسابقه علیه ونزوئلا تا بمباران مواضع داعش در سوریه، همگی ابزاری برای منحرفکردن افکار عمومی از بحرانها، رسواییها و مشکلات داخلی و بازآرایی اولویتهای ژئوپلیتیکی آمریکا ارزیابی میشوند.
این گزارش نشان میدهد سیاست خارجی دونالد ترامپ در دولت دوم، ترکیبی از معاملهمحوری و غیرقابلپیشبینیبودن است که برندگان و بازندگان روشنی ساخته است. چین، عربستان سعودی، سوریه، آرژانتین و پاکستان توانستهاند با تطبیق با منطق معاملهای ترامپ امتیاز بگیرند، اما ونزوئلا، آفریقای جنوبی، کانادا و هند زیر فشار تعرفهها، تحریمها یا تنشهای سیاسی قرار گرفتهاند. تصویر کلی، جهانی با روابط ناپایدار، فشار ابزاری و اولویتدادن به منافع مقطعی آمریکاست.
این گزارش نشان میدهد با گذشت بیش از یک سال از «جنگ سوم لبنان»، آتشبس شمال اسرائیل شکننده مانده و پروژه خلع سلاح حزبالله در بنبست است. اسرائیل خلع سلاح مقاومت را شرط تداوم آتشبس میداند، اما حزبالله و ایران آن را رد میکنند. همزمان، تهران پس از تجربه جنگهای اخیر، بیش از گذشته برای دفاع از حزبالله آماده شده است. تحلیلها از افزایش ریسک ژئوپلیتیکی، تشدید فشار آمریکا و اسرائیل، بازسازی توان نظامی ایران و احتمال ورود منطقه به مرحلهای خطرناکتر در اوایل ۲۰۲۶ حکایت دارد.
این گزارش استدلال میکند حمایت بیقیدوشرط آمریکا از اسرائیل از مرز دفاع راهبردی عبور کرده و به تقابل آشکار با عدالت و نهادهای بینالمللی رسیده است. واشنگتن با وتوی مکرر قطعنامهها و تحریم قضات دیوان کیفری بینالمللی، عملاً سپری سیاسی برای اشغالگری ساخته و نظم حقوقی پساجنگ را تضعیف کرده است. نویسنده نتیجه میگیرد این رویکرد نه به سود آمریکا، بلکه مبتنی بر تعصب، تبعیض و روحیه استکباری است و ثبات و همزیستی جهانی را تهدید میکند.
ترامپ و همسرش ملانیا میزبان میهمانان در شب کریسمس بودند.
در کریسمس سال جاری، مردم آمریکا عملکرد اقتصادی نه چندان مطلوبی را از دولت ترامپ شاهد هستند و در عین حال، افشای جزئیات تازه از پرونده جفری اپستین و البته گسترش ماجراجوییهای آمریکا در جنگافروزی علیه دیگر کشورها نیز آن ها را نگرانتر از هر زمان دیگری کرده است.
این مقاله استدلال میکند راهبرد امنیت ملی جدید آمریکا بر واقعیتهای مادی بهویژه انرژی و منابع راهبردی استوار است و ارزشهای دموکراتیک جایگاهی ندارد. واشنگتن بهدنبال ثبات با روسیه و تنشزدایی با چین است، خاورمیانه را کماهمیت میبیند و بر نیمکره غربی تمرکز دارد. با افول مزیتهای نظامی آمریکا و تغییر ماهیت جنگ به سود دفاع، شرایط بیش از گذشته برای نظم چندقطبی و صلح نسبی مهیاست.
این مقاله استدلال میکند که ادعاهای صلحسازی دونالد ترامپ عمدتاً تبلیغاتی و فاقد اثر پایدار بوده است. از غزه، اوکراین، کامبوج و تایلند تا کنگو، سودان و جنوب آسیا، «توافقهای نمایشی» او یا فروپاشیدهاند یا به تشدید بحران انجامیدهاند. بیحوصلگی ساختاری، بیتوجهی به جزئیات، تکیه بر دیپلماتهای آماتور و جانبداری در میانجیگری، بحران اعتماد را عمیقتر کرده است.