رسیدگی به پرونده چای دبش، هفته گذشته به پایان رسید و بر اساس اعلام محمدجعفر منتظری، رئیس دیوان عالی کشور تمام درخواستهای اعاده دادرسی متهمان رد شد.
۱۱۰ مطلب
رسیدگی به پرونده چای دبش، هفته گذشته به پایان رسید و بر اساس اعلام محمدجعفر منتظری، رئیس دیوان عالی کشور تمام درخواستهای اعاده دادرسی متهمان رد شد.
انتظار داریم که ریاست محترم قوه قضائیه با دستورات صریح خود در فرصتی کوتاه؛ در درجه اول اعتبار و صحت ادعاهای معاون ارزی بانک را روشن کنند. پرسشهای ایشان بخشی از پرسشهای همه مردم است و باید پاسخ آن روشن شود. سپس و در صورت صحت این ادعاها، سازمان بازرسی توضیح دهد که چرا چنین فسادهایی رخ میدهد و گلوگاههای آن کجاست و چگونه باید اصلاح شود؟ و متخلفان دولتی و غیردولتی آنان را به دادگاه معرفی کند و بالاخره دادگاه علنی تشکیل و متهمان محاکمه و مجازات شوند.
آیا مدیریت جامعه از طریق «ممنوعیتهای پیاپی» و «قضاییسازی زندگی عادی» کارآمدتر است، یا از مسیر «تشویق»، «ایجاد جذابیت» و «فراهمآوردن بستر امن برای مشارکت و نشاط عمومی»؟
اینکه دکتر محمود سریعالقلم با نوعی نگاه طبقاتی منفی، فرزندان خانوادههای نادار و فقیر را شایسته حکمرانی و فعالیت اقتصادی نداند، به قول عربها «نخستین شیشهای نیست که در اسلام شکسته است!» مشکل در واقع آنجاست که عدهای از افراد جامعه به دلایلی، این نوع سخنان به مذاقشان خوش آید و به نحوی از آن استقبال کنند که گویی برای توسعه اقتصادی و اصلاح حکمرانی در کشور باید مانع تحصیل فرزندان خانوادههای کمبضاعت یا بیبضاعت در رشته اقتصاد و سیاست شد و راه آنان را برای ورود به این دو حوزه مسدود کرد!
فسادستیزی واقعی با شفافیت آغاز میشود؛ شفافیتی که هم در فرآیندهای تصمیمگیری و هم در روندهای قضایی باید وجود داشته باشد. اما بسیاری از مدعیان مبارزه با فساد، شفافیت را هم نه یک اصل حقوقی بلکه یک ابزار مقطعی میدانند.
ترامپ در توئیت جدیدش با لباس زرهی طلایی، تاج بر سر و نشسته بر یک صندلی طلایی با چهرهای مصمم، سخت و بدون تردید ظاهر شده که در پایین پای او، چاک شومر، الیزابت وارن و یک دموکرات دیگر زانو زدهاند.
اگر قانونی بدون رعایت انصاف و عدالت مصوب شود، در ذات خود، قانون بهمعنای واقعی نیست بلکه جفا بر افرادی است که از این مصوبه متضرر میشوند.
«اگر تصور این باشد که مطرح شدن چهرههای متفاوت و بر سر زبانها افتادن نامهای خاص میتوانند مشکلی را حل کنند، این خود آغاز اشتباه است. دستور کار باید تغییر کند، افراط باید جای خود را به اعتدال بدهد، عمل باید جای شعار را بگیرد و واقعبینی باید جانشین خیالپردازی شود.»
«عدالت برای تندروها ابزار است و منظورشان از عدالت نیز خیلی سادهانگارانه و صرفاً هم از منظر اقتصادی و یک نوع توزیع مساوی ثروت است، اما همینها درباره فساد چای دبش که رکورد همه فسادهای تاریخ را زد، سکوت کردند. سپس درباره باغ ازگل و اکنون هم که فرزند و عروس آقای صدیقی بازداشت شدهاند، باز هم ترجیح میدهند که سکوت یا ماستمالی کنند.»
صفر قهرمانیان، مبارزی که بیش از سه دهه از عمرش را در زندان گذراند، نماد نسلی بود که در برابر ستم ایستاد و هرگز تسلیم نشد. فرزند دهکدهای در آذربایجان که با دستان پینهبستهاش از زمین برخاست و با صدای بلند فریاد عدالت سر داد؛ مردی که زیر سایه حکم اعدام زیست اما خم به ابرو نیاورد، و روزی که آزاد شد، گفت: «ملت مرا شرمنده خود کرده است.»