هر دو سوی ماجرای این روزهای ایران، سیاستگذاران و مردم معترض، درصدد توجیه خویش هستند. اینها را بیفزایید بر این واقعیت که فرهنگ ایرانی دچار اشتباههراسی است؛ فرهنگی که در آن اشتباه را به حماقت و بیلیاقتی گره میزنند.
۱۶ مطلب
هر دو سوی ماجرای این روزهای ایران، سیاستگذاران و مردم معترض، درصدد توجیه خویش هستند. اینها را بیفزایید بر این واقعیت که فرهنگ ایرانی دچار اشتباههراسی است؛ فرهنگی که در آن اشتباه را به حماقت و بیلیاقتی گره میزنند.
تا وقتی شطرنج سیاست ایران از بازی لحظهای به بازی آیندهنگرانه عبور نکند، صفحهمان همان است که بود؛ پر از مهرههای خسته و حرکات بیهدف و تصمیمهایی که هر بار از نو آغاز میشوند، اما همیشه به یک مات تکراری ختم میگردند.
بهرهمندی از ظرفیتهای مرزی میتواند راهکاری واقعبینانه برای تأمین معاش باشد، اما آنچه در عمل شاهد آن هستیم، نه سیاستگذاری منسجم و عادلانه، بلکه اجرای دوگانه و متناقض یک طرح واحد در دو منطقه یک استان است.
تورم، فاصله طبقاتی را تعمیق و حس بیعدالتی را تقویت میکند؛ در نتیجه، اعتماد مردم به نهادها و قانون کاهش مییابد.در بلندمدت، این بیاعتمادی اجتماعی از خود تورم خطرناکتر است.
علوم اجتماعی بهویژه جامعهشناسی سهل و ممتنع است. مثل فیزیک و ریاضی نیست که همه کارشناسان آن علم، پاسخ به نسبت مشترک و یکسانی به یک مسئله بدهند. کوشش زیادی صورت میگیرد تا اطلاعات لازم، در دسترس جامعهشناسان قرار نگیرد و این باعث تأسف است. زیرا به زیان سیاستگذاران است و فهم آنان را از حقیقت دور میکند.
«ما بهجای قانونگذاری و ساماندهی حقوقی، این بحران را به بحران امنیتی تبدیل کردهایم. این همان نقطهای است که آسیب جدی به بنیاد حقوق بشر وارد میکند. در چنین وضعیتی، ما دیگر حتی از منظر اخلاقی نیز قادر به دفاع از سیاستهای خود نیستیم؛ چه رسد به منظر حقوقی. حال به نقطهای میرسیم که فردی این پرسش را مطرح میکند: بسیاری از کسانی که پس از بازگشت طالبان به قدرت وارد ایران شدهاند، از قوم پشتون بودهاند؛ آیا این افراد چالش امنیتی محسوب میشوند یا خیر؟»
«هنگامی که کسی در صندلی قدرت قرار میگیرد، طبعاً دنبال حل مسائل کشور و تحقق وعدههایش است. این برای بقای خودش هم ضرری است، ولی چرا هیچ کاری نمیشود و دست روی دست گذاشته میشود و به امید آیندهای که نخواهد آمد مینشیند؟ این رفتار را میتوان "وضعیت امتناع سیاستگذاری در ایران" نامگذاری کرد.»
این حق مردم است که حداقل (تاکید میشود حداقل) به اندازه تورم بهعلاوه درصد رشد اقتصادی و نه ۲۵ تا ۳۰درصد موردنظر شما، بلکه حداقل ۴۵درصد به حقوق آنان افزوده شود. این رویکرد نسبت به مردم طلبکارانه است. باید بخش تورم و بیارزش کردن پول مردم را برجسته و از نفرتانگیزی واقعی آن پرهیز کرد. دولت اگر دنبال محبوبیت کاذب نیست، چرا در حال افزایش استانهای کشور است که هزینه سنگینی را بر بودجه و مردم بار میکند؟ سیاست غیرموثری که هدفش جلب حمایت مردم با سیاستی نادرست است.
عبدی نوشت: نکته بسیار مهم این است که جهان سیاست آغشته با تجربیاتی است که شکست خوردهاند. باید از آنها استفاده کرد، حتی خودمان هم تجربیات شکست خورده زیاد داشتهایم. چرخ را از نو اختراع نباید کرد آن هم برای چندمین بار. اگر همه دولتها در سیاستگذاری و رسیدن به اهداف خود موفق بودند که شاهد چنین وضعی نبودیم.
قبول کنیم که اشتباه کردیم. این به انصاف نزدیکتر است. سیاستمداران رسمی و نزدیک به قدرت در ایران در چاهی افتادند که پیش از آن خودشان برای دیگران کنده بودند. حال اینکه اساسا ورود دولت به مفهوم عام آن اعم از قوه مجریه، قوه مقننه و شورای نگهبان به امر بررسی صلاحیت به صورت کیفی و اعمال نظر، سلیقه شخصی یا تشخیص فردی آشکارا موجب سلب حق اعزام نماینده از سوی ملت به مراکز حکمروایی میشود و موضوع امکان نمایندگی در اننخابات را با چالش مواجه میسازد.