نشر اگر بهزودی کتاب «دموکراسی لیبرال را چه پیش آمد؟: بازآفرینی سیاستی برای رفاه مشترک» ، نوشتهی دارون عجماوغلو، با ترجمهی اسماعیل یزدانپور را منتشر میکند.
۳۳ مطلب
نشر اگر بهزودی کتاب «دموکراسی لیبرال را چه پیش آمد؟: بازآفرینی سیاستی برای رفاه مشترک» ، نوشتهی دارون عجماوغلو، با ترجمهی اسماعیل یزدانپور را منتشر میکند.
با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای آمریکا، بحثها درباره کاهش نفوذ دونالد ترامپ و آینده جانشینی او بالا گرفته است. هاوارد دبلیو. فرنچ معتقد است آثار ماندگارتر دولت ترامپ را باید در فرسایش اعتماد عمومی، تضعیف نهادها، چالش روابط با متحدان و گسترش اتهامهای تعارض منافع جستوجو کرد.
این گزارش استدلال میکند که لیبرالیسم معاصر در غرب به دلیل همزیستی با نخبگان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، ارتباط خود را با بخش بزرگی از جامعه از دست داده است. نویسنده معتقد است لیبرالیسم که زمانی نیرویی ضدانحصار و ضداشرافیت بود، اکنون به مدافع ساختارهای قدرت مستقر تبدیل شده و در مهار انحصارهای اقتصادی، نابرابری و امتیازات موروثی ناکام مانده است.
این گزارش با مرور تجربههای کوزوو، عراق، اوکراین، غزه و گرینلند نشان میدهد «نظم بینالمللی لیبرال» نه با یک ضربه ناگهانی، بلکه در اثر انباشت تناقضها، مداخلات یکجانبه، ریاکاری اخلاقی و تضعیف چندجانبهگرایی فرسوده شده است. از مداخلات بشردوستانه تا جنگهای پیشدستانه و حمایتهای گزینشی، اعتبار این نظم بهتدریج فروریخته است.
نظام چندجانبهای که پس از جنگ جهانی دوم پایهگذاری شد، امروز در حال فروپاشی است. تغییر موازنه قدرت با ظهور چین، جنگ اوکراین، اوجگیری ملیگرایی و سیاستهای یکجانبهگرایانه آمریکا و اروپا باعث شده نهادهایی چون سازمان ملل و سازمان تجارت جهانی کارآمدی پیشین را از دست بدهند. در گذشته، هژمونی آمریکا زمینهساز همکاری جهانی بود، اما اکنون عصر طلایی چندجانبهگرایی پایان یافته است. جایگزین محتمل، ائتلافهای کوچک و موضوعمحوری است که بتوانند بخشی از خلأ همکاری جهانی را پر کنند.
استفان والت در این مقاله تاکید می کند که جهانیسازی جای خود را به حمایتگرایی داده و نهادهای بینالمللی نسبت به گذشته ضعیفتر شدند. سهگانه هراس یعنی بحرانهای اقتصادی، تغییرات اقلیمی و رقابت قدرتهای بزرگ همراه با تروریسم، مهاجرت و همهگیریها، فضای جهانی را پر از ناامنی و ترس کرده است. این ترسها ابزار دست خودکامگان برای تمرکز قدرت و تضعیف دموکراسی شده و مردم، بهجای بررسی عقلانی واقعیتها، به وعدههای فریبنده اقتدارگرایان پناه بردهاند.
به نظر میرسد در دهه گذشته، یکی از معدود حوزههای مورد اجماع دو حزب در آمریکا این ایده بوده که اقتصاد بازار آزاد (یا به اصطلاح «نئولیبرالیسم») شکست خورده و نظام اقتصادی کشور نیازمند یک بازنگری اساسی است.البته چپگرایان همیشه چنین باوری داشتهاند و در سالهای اخیر، ترقیخواهان میانهروتری مانند اعضای بنیاد هیولت نیز به آنها پیوستهاند. در جناح راست، به لطف ترامپ، سیاستهای تعرفهای و محدودیتهای مهاجرتی جایگزین تجارت آزاد به عنوان گفتمان غالب شده است. به نظر میرسد حزب جمهوریخواه نیز در کل…
مقاله جورج سایلابا در وبسایت نیشن با عنوان «Liberalism’s Two Sides» منتشر شده است و برای نخستین بار با عنوان «لیبرالیسم بیماری مهلک مدرنیته است یا پیروزی شکوهمند آن؟» در فصلنامۀ ترجمان علوم انسانی با ترجمۀ محمدابراهیم باسط منتشر شده است.
از نظر نویسنده سازندگی، فوکویاما بر این باور است که در حال حاضر جایگزین بهتری برای لیبرالیسم وجود ندارد و احیای آن برای کشورهای غربی ضروری است.
لیبرالیسم غربی که پس از جنگ سرد بهعنوان نظم غالب شناخته میشد، اکنون با چالشهای جدی از سوی جریانهای پوپولیستی راستگرا، سیاستهای حمایتی ترامپ و قدرتیابی مدلهای غیردموکراتیک مانند چین مواجه است. در حالی که کاهش دموکراسی جهانی، بحران اقتصادی ۲۰۰۸ و جنگ تعرفهای آمریکا ضربههایی اساسی به آن وارد کرده، برخی کشورها مانند اسپانیا و ایرلند همچنان مدل لیبرالی را پیش میبرند. با این حال، بازگشت ترامپ نظم لیبرال را در موقعیت شکنندهای قرار داده است.