کنترلم را از دست داده بودم که با چاقو فکر کنم ۱۰ ضربه به پدرزنم زدم و سپس با چاقو ضرباتی به مادرزنم زدم که در این درگیری خونین همسرم سعی داشت مانع چاقو زدنم شود که او نیز هدف ضربات چاقو قرار گرفت.
۲۱۶ مطلب
کنترلم را از دست داده بودم که با چاقو فکر کنم ۱۰ ضربه به پدرزنم زدم و سپس با چاقو ضرباتی به مادرزنم زدم که در این درگیری خونین همسرم سعی داشت مانع چاقو زدنم شود که او نیز هدف ضربات چاقو قرار گرفت.
دادگاه شاهین به اتهام قتل عمدی به قصاص، به خاطر شرب خمر به شلاق و به خاطر قدرت نمایی با سلاح سرد به سه سال حبس محکوم کردند.
متهم از زندگی دردناکش گفت و ادامه داد: از ۱۰ سالگی کارتنخواب شدم و گدایی میکردم. با این حال درس خواندم و دیپلم گرفتم، اما دیگر به درسم ادامه ندادم. وقتی دوساله بودم پدر و مادرم از یکدیگر جدا شدند. یک برادر بزرگتر هم داشتم که هردوی ما پس از جدایی پدر و مادرم پیش پدربزرگم رفتیم. پدربزرگم (پدر پدرم) عاشق برادرم بود، اما اصلا مرا دوست نداشت.
شب قبل از جنایت بهعنوان میهمان به خانه خالهام رفتم و شب را در آنجا خوابیدم. صبح شوهرخالهام برای خریدن وسایل صبحانه از خانه بیرون رفت، من که فرصت را مناسب دیده بودم، به خالهام حمله و او را خفه کردم.
شوهر این زن بهخاطر نگرانی به خانه سرکشی میکند که صحنه کشته شدن زن و کودکش را میبیند و در بررسیها از صحنه قتل چاقویی که قاتل از آن برای کشتن زن ۲۳ ساله و کودک یکسالهاش استفاده کرده بود، کشف شد.
متهم گفت: من اصلا قصدم این نبود که برادرم را بکشم. درست است که او معتاد بود، اما برادرم بود و من همه دردسرها را به خاطر او تحمل کرده بودم و نمیخواستم مشکلی برایش ایجاد شود. حتی حاضر بودم پول بدهم که باز هم مواد بکشد، اما او دستبردار نبود و میخواست با چاقو بزند. بعد از قتل هم ما ترسیدیم من را بازداشت کنند. به همین خاطر مادر و پدرم گفتند او خودکشی کرده است. آنها اصلا قصدی برای اینکه گناه من را از بین ببرند، نداشتند.
پدری در یکی از روستاهای این شهرستان ۲ فرزند پسر خود را با اسلحه شکاری به قتل رساند.
مرد همسرکش که تحت الحفظ نیروهای انتظامی به شعبه ویژه پروندههای جنایی هدایت شده بود، در حالی که با سوالات تخصصی قاضی میرزایی هیچ راه گریزی را تصور نمیکرد لب به اعتراف گشود و قتل همسرش را به گردن گرفت. او سپس در بازسازی صحنه جنایت هم با بیان جزئیات دیگری از ماجرای قتل همسرش با انگیزه سوءظن گفت.
پسرداییام در بومهن کار میکرد و من برای اینکه تنها بود، هر روز برایش غذا درست میکردم. ما از بچگی با هم بزرگ شده بودیم و رابطه خوبی داشتیم. شوهرم از این قضیه عصبانی شد و گفت دیگر نمیخواهد من برای پسرداییام غذا درست کنم. روز حادثه وقتی پسرداییام به خانه آمد، برای او ناهار آماده نکرده بودم.
انسان به هنگام تولد مجرم زاده نمیشود نه قاتل است و نه روسپی است. وضعیت اجتماعی، شرایط خانواده، سیاستهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کنار هم جمع میشوند تا یک فرد به سمت آسیب برود. ببینید هیچ برادری نمیخواهد خواهرش را بکشد، پس باید آن شرایطی که به اینجا ختم میشود را بررسی و علل را شناسایی کرد. فرهنگی که به مرد حق هر کاری را میدهد، اما همان کار را برای زن نمیپسندد...