من و همسرم بعد از طلاق، باهم صیغه شدیم، اما او دیگر من را نمیخواست حتی گل خریدن من را مسخره میکرد تا این که قهر کرد. شب قتل به بهانه این که قصد دارم به شهرهای شمالی بروم و ویلایم را بفروشم، از پدر و مادر همسرم خواستم به خانه مان بیایند تا دخترانم تنها نباشند.